تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی - پلنگ زخمی

روزنوشتهای سید محمد مجابی

بالاترين Balatarin
نمی دانم تا بحال شده جانداری را در مانده وزخمی ببینید وبه آن کمک کنید؟ این کمک واقعا خالص ترین کمک کردنهاست که آدم انتظار هیچ چیزی را ما به ازای آن نداردو بسیار کار دلپذیری است

در منطقه تنگ صیاد با خانواده ام مشغول بازدید بودیم دخترم مریم که ۵ساله بود مارمولک درشتی را دید که در آب افتاده بود دستش را داخل آب برد و مارمولک را از آب دراورد ونازش کرد وبعد رهایش نمود تا بحال این خاطره شیرین را از یاد نبرده است

روز قبل شنیدم که محیط بانان زحمت کش وعزیز استان گلستان که در فصل گاو بانگی مشغول  گشت در پارک ملی گلستان بودند ناله ماده پلنگی را می شنوند و وقتی به آن نزدیک میشوند آثار جراحت را بر روی فک وپیشانیش می بینند و و با تلاش بسیار این ماده پلنگ را که بشدت دچار ضعف شده بود زنده گیری می کنند وچند روزی با مداوای یک دامپزشک علا قه مند بنام دکتر شکیبا به تیمار ش می پردازند وبا جگر!گاو پذیراییش می کنند وپس بهبود رها سازی میشود

به مدیر کل، آقای علی نژاد وتمام محیط بانان عزیز خدا قوت میگویم                           یا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 14:15  توسط سیدمحمد مجابی  |