تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی - من عاشق زندگی ام ! با اجازه آقای شیرازی!

روزنوشتهای سید محمد مجابی

بالاترين Balatarin
امروز می خوام چند پست پشت سرهم بنویسم .یاد آقای شیرازی افتادم که مدتی است یاد فقرا نمی کند وفاتحه ای برای اهل قبور نمی خواند !

اگرچه بنده با این سن وسال قطعا شور وشوق عشق جوانی را نمی فهمم! ولی در وب گردی رد پای عشق را زیاد می بینم امروزشعری زیبا از یک روزنامه نگار کاملا جدی که اصلا اهل شوخی نیست خواندم وکلی صفا کردم واین مطلب را براش نوشتم:

عشق چست؟
یار کیست؟
انتظار چیست ؟
توقع کدامست؟
قیمت محبت چقدر است؟
قیمت عشق چقدر است؟
آیا من عاشقم؟
نمی دانم تا بحال عاشق بوده ام؟
نمی دانم تا بحال در خانه کسی را زده ام ؟
شاید اشتباهی در خانه خودم را زدم!
وخودم به خودم جواب ندادم!
عشق چه رنگی است؟قرمز یا سیاه؟
قرمز رنگ شادی است ،شعف،ایثار،...،خوشی
سیاه رنگ سکون است ،غم ،ماتم و مرگ
عشق چه رنگی است من قرمز ومشکی ام
من عاشقم؟
من عاشق خیلی چیزام ....من عاشق زندگی ام!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 11:47  توسط سیدمحمد مجابی  |