آنچه در پست قبلی دریاره ماهیان خاویاری نوشتم،توسط دوستانی مورد نقد قرار گرفت که از توجه این عزیزان فوق العاده خوشحال شدم.
شاید ذکر این نکته مهم باشد که میزان استحصال خاویار در سال ۷۳سیصد وپنج تن بوده ودر سال ۸۶ با آمار غیر رسمی به ۱۵ تن رسیده یعنی در کمتر از ۱۵ سال به کمتر از یک بیستم رسیده است.
بنابر گزارش چند سال اخیررییس انسیتو بین المللی ماهیان خاویاری ،درآینده نه چندان دور هرگونه استحصال اقتصادی از این ماهیان متوقف خواهد شد .
صید وفروش ماهیان خاویاری در ایران در انحصار شرکت مادر تخصصی است وهر آنچه در خارج از آن مسیر عرضه می شود صید غیر مجاز است.
در سال گذشته صید ماهیان خاویاری در تعدادی از صیدگاهها غیر اقتصادی بوده است .
باذکر این چند نکته این سوال مطرح می شود:
اگر صید برای برهه ای متوقف نشود تا کی این ثبات ادامه خواهد داشت؟
بعد از این که ذخایر ته کشید چه خواهیم کرد ؟
آنچه پیشنهاد من در تعطیلی صید ماهیان خاویاری بود برمبنی پیشنهاد وتوضیحات انسیتو تحقیقات بوده است وضمن اینکه به طرحی جامع برای دریای خزر اعتقاد دارم ولی معتقدم در شرایطی که ذخایر به این مرحله میرسد تمام توان باید برای حفظ و بهسازی مناطق حساس وبازسازی ذخایر معطوف شود .
اما در رابطه با کشورهای منطقه:
مگر ما در حال حاضر تکثیر ورها سازی بچه ماهی خاویاری انجام نمی دهیم،مگر ما دو سال پیش تنها کشور منطقه نبودیم که اجازه صدور خاویار بر اساس سایتس را داشتیم ،مگر ما تنها کشور منطقه که دارای یگان شیلاتی است نیستیم ومگر..... تمام اینها نشان از پیشاهنگ بودن ما دارد چرا در اداره این مهم همچنان رهبری را بدست نگیریم؟
آنچه مهم است از نظر متخصصان تنوع زیستی و محیط زیست ،آستانه تحمل تا حد خاصی است واگر از آن مرحله عبور کنیم مسله بسیار جدی خواهد بود.
یادم است چند سال پیش زمانی که در سازمان محیط زیست بودم خبرنگاری نظر مرا در رابطه با کشته شدن سه توله یوزپلنگ آسیایی توسط یک جوان چوپان را جویا شد ومن در پاسخ گفتم :با توجه به تعداد اندک این گونه وجوان بودن توله ها این یک فاجعه زیست محیطی بوده است.
آرزو می کنم این فسیلهای زنده هیچگاه به وضعیت بحرانی یوز پلنگ آسیایی نرسند
