آنچه مرا بسیار مشعوف کرد برخورد بسیار مدبرانه وهمراه دادگستری استان فارس بود .قبل از رفتن با رییس کل دادگستری آقای سیاوش پور مذاکره کردم آقای نجیبی معاون ایشان بسیار لطف کردند
با رییس دادگستری شهرستان استهبان آقای حسین پور ،امام جمعه وفرماندار استهبان ،رییس انجمن حمایت از زندانیان آقای دکتر رضایی.دو نفر ازقضات دادگستری شورای دهستان وهیات حل اختلاف به منزل پدر بزرگ مهردادرفتیم.
خانم ابتکار خواست که نگویم او هم به همراه خانم محمدی وخانم دشتی پور وآقای مصطفایی با ما بودند.
جلسه بسیار سنگینی بود هیچکس توان درک درد ورنج خانواده رنح کش را که جوان عزیز وبرومند خود را از دست داده اند ندارد.
مادر داغدارش صحبتهای مارا تحمل می کرد و به پدرش که در امارات متحده کار می کند زنگ زد تا با هم صحبت کنیم.
به آنها گفتم:
هیچ چیز جای فرزند عزیز شما را نخواهد گرفت. بیایید با بزرگواری خود این پیام را به جامعه بدهید که خشونت کافی است وچرا باید در جامعه ما اینقدر خشونت افزایش یابد که نوجوانانی که دنیایی از آرزوها را در سر دارند دست به چنین جرایمی بزنند؟
اگر شما با گذشت خود رحم ومهربانی را که در اول هر سوره خدا به رحمان ورحیم بودن خوانده می شود،به جامعه عرضه کنید واگر با این اقدام شما خشونت کاهش یابد ونوجوانان بیدار شوند خون مهرداددارای پیام ارزشمندی شده است.
شما در جایگاه مهمی قرار گرفته اید که می توانید حیات بخش باشید کاری که از دست دیگران ساخته نیست.
احساس ما این بود که با درک ودرایت این خانواده انشالله جامعه شاهد بخششی برای نجات نوجوانان باشد .
آنها به وقت وتامل برای تصمیم مهم خود نیاز دارند خدا کند تصمیم درست و خداپسندانه ای بگیرند
یاهو الطیف التماس دعا

