تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی - درد دل

روزنوشتهای سید محمد مجابی

بالاترين Balatarin
این کامنت را یکی از خوانندگان پست کبوترهای شاد برایم بصورت خصوصی ارسال کردند ،چون جالب بود با حذف آدرس برایتان می گذارم:

مشکلی اساسی در نظام آموزشی ما وجود دارد. من خودم هنوز مدت زیادی از دوران دانش آموز بودنم نگذشته و هنوز به یاد دارم که چطور ذوق و قریحه دانش آموزان توسط معلم ها و مربیانی کور می شد که به شغلشان فقط به چشم یک شغل نگاه می کردند. به خصوص معلمهای دروس عمومی(مثل معترف و ادبیات) که دقت زیادی در انتخاب آنها نمی شود و کم هوش ترین افراد را در یک مدرسه تشکیل می دهند. من حرمت مقام معلم را می شناسم ولی این حقیقتی است که هنوز حداقل در مدارس دولتی وجود دارد و ما بهترین نیروهای جامعه و امیدهای آینده یک نسل را به دست افرادی سپرده ایم که بعضا(موردی دیده ام) که به دلیل عدم تعادل خودشان به تحقیر بچه ها می پردازند. یا به جای تعالیم دینی که می تواند منشا آرامش و رشد افراد باشد به اشاعه خرافاتی می پردازند که مورد تمسخر بچه ها قرار می گیرد. اردوهای تابستانی که در طبیعت برگزار می شود . بسیار در رشد بچه ها موثر است مختص قشری خاص است و دقیقا قشری از آن محروم است که به آن نیاز دارد. مشکل محمد و 70 نفر دیگر ریشه ای بسیار عمیق در خودخواهی ها و مدیریت ناکارآمد بزرگتر ها دارد. عدم استقرار نیروها در جایی که لایق آن باشند.
و این اتفاق امروز افتاده. "کارهای بزرگ به افراد کوچک و کارهای کوچک به افراد بزرگ" که نتیجه اش این همه ناهنجاری و درد است...
ببخشید سرتون رو درد آوردم. فقط می خواستم درد دل کنم...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 14:11  توسط سیدمحمد مجابی  |