تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی - کبوترهای شاد

روزنوشتهای سید محمد مجابی

بالاترين Balatarin

       روز تاسوعا برای پیگری تقاضای رضایت از خانواده مرحوم منصور کهیایی به همراه آقای افشاری و خانم علی اکبری به ساوه رفتم

 منصور در یک در گیری کودکانه هنگام تعطیلی دبیرستان توسط محمد ـ ل به قتل رسیده و محمد پس از سه سال از این جریان در حالی که همکنون حدود ۱۸سال دارد محکوم به قصاص شده است.

چند هفته قبل به اتفاق خانم دکتر ابتکار برای تقاضای گذشت نزد خانواده منصور رفتیم وسپس پدر ودایی منصور به دفترم در تهران آمدندخوشبختانه خانواده منصور فهیم و با درک بالا از مسایل اجتماعی هستند.

در همان جلسه در دفترم به من قول دادندکه او را قصاص نخواهند کردوخوشحال شدم در مصاحبه ای که با هفته نامه امیر اراک داشتند این موضوع را بیان کردند.البته برای این گذشت شرایطی دارند .

اما خیلی خوشحالم که  این بزرگواری را کردند تا این بازی مرگ یک زنده داشته باشد .آنچه برایم مهم است این نکته است که چرا بین نوجوانان اینقدر خشونت وجود دارد که بنا به آمار غیر رسمی۷۰ نفر درشرایط محمد ـ ل قرار دارند؟

من در این جریان بسیار اتفاقی وبا خواندن یک خبر در روزنامه اعتماد ملی وارد شدم ولی در پیگیریهای بعدی آشنایان عزیزی همچون آقای محمد مصطفایی وکیل متعهدی که به رایگان از این نوجوانان حمایت میکند ،آقای شاه کرمی دادستان ساوه پیدا کردم وبا هرکسی در این باب گفتگو کردم نهایت همراهی را داشت .

آرزو میکنم بتوانیم گامی برای کاهش خشونت در بین نوجوانان برداریم واین کبوترهای شادی همواره شاد باشند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 2:41  توسط سیدمحمد مجابی  |