تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی - جارو!

روزنوشتهای سید محمد مجابی

بالاترين Balatarin
در اطاقم مشغول یک بحث کاملا جدی بودم که ناگهان درب باز شد ویکی از همکاران یک جارو دستی شارژی روی میزم گذاشت وگفت : این مال شماست!

تقریبا داشتم شاخ در می آوردم

گفت : اداره رفاه برای کسانی که سابقه جبهه دارند نفری یک جارو دستی شارژی هدیه داده!

این اولین باری بود که برای چنین موضوعی هدیه می گرفتم وتقریبا یادم رفته که ماهم یک زمانی...

البته دور جان کسانی که رنگ جبهه را ندیدند ولی....

اما حقیقتا از آن موقع در فکرم که کجا را باید جارو کنم؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 16:23  توسط سیدمحمد مجابی  |