
حافظ:
دلم رمیده شد وغافلم من درویش که آن شکاری سر گشته را چه آمد پیش
بکوی میکده گریان و سر فکنده روم چرا که شرم هـــمی آیدم زحاصل خویش
نه عمر خضر بما ندنه ملک اسکندر نزاع بر ســــــــر دنیـا ی دون مکن درویش
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 23:45  توسط سیدمحمد مجابی
|

