امشب خواستم از نیما شعری تقدیمتان کنم از دکتر کوچکی نظر خواستم این شعر را توصیه کرد :
ریرا صدا می آید امشب
از پشت کاچ که بنداب
برق سیاتابش تصویری از خراب
نور چشم می کشاند
گویا کسی است که می خواند
اما صدای آدمی این نیست
با نظم هوش ربایی من آوازهای آدمیان را شنیده ام
در گردش شبانی سنگین
زاندوه های من
سنگین تر
آوازهای آدمیان را یکسر
من دارم از بر
یکشب درون قایق دلتنگ
خواندند آنچنان
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب می بینم
ریرا دارد هوا که بخواند
در این شب سیاه
او نیست با خودش
او رفته باصدایش اما
خواندن نمی تواند
روحش شاد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 22:49  توسط سیدمحمد مجابی
|

