هنگام بازگشت در هواپیمابیاد شبی که در ساحل کیش بودم این قطعه را نوشتم. تقدیم به شما
بروی ماسه های نرم
کنار ساحل و دریا
نشسته مات و محو عشقبازیهایشان هستم
آسمان پر ستاره مخمل توری خود را گسترانده
چشم های پر فروغ و هیز
به نرمی از میان درزهای تور
بوسه های گرم خود را با دو صد چشمک نثار پهنه زیبای او میکرد
ودریا نیز گویی با تمام هیبتش میل هوس انگیز او دارد
به آرامی ولی دایم
نوازشگونه
طعنه های دلبری را سوی او مستانه میدارد
که بیا!
وساحل تشنه این عشق
تمام گرمی این دلبریها را
چو جان در جسم خود آهسته می بلعد
تو گویی عشقبازی در همین حد است
و من از عشقبازیهای اینان
عشق می بازم
۲۶/۷/۸۶ سید محمد مجابی

