تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی - ديكتاتور دوست داشتني

روزنوشتهای سید محمد مجابی

بالاترين Balatarin
وقتي كه بچه بودم از دست بزر گترها عصباني ميشدم كه چرا اينقدر بكن نكن ميكنند. وقتي پدر شدم خودم هم با بچه هام همين رويه را پيش گرفتم نمي دانم آنها هم نسبت به من همين احساس را دارند يا نه؟ 

راستي چراآدمها وقتي موقعيتشان تغيير ميكند انتظارات قبلي كه خود داشتند از ياد ميبرند؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 19:59  توسط سیدمحمد مجابی  |