تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی

روزنوشتهای سید محمد مجابی

مدیرانی که مترقبه ها را غیر مترقبه می کنند!

برنامه ریزی در کشور ما مقوله عجیبی است ! معمولا وقتی می دانیم اتفاقی خواهد افتاد آنقدر صبر می کنیم تا وقتی اتفاق افتاد بگوییم غیر مترقبه بود !

یکی از مواردی که تا چند دهه دیگر اتفاق خواهد افتاد رسیدن  جامعه به سالمندی خواهد بود .

براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی به افراد بالای ۶۵ سال سالمند گفته می شود و به نسبت افراد بالای این سن به کل جامعه ضریب سالمندی  می گویند و در صورتیکه این ضریب بالای  ۷٪ باشد جامعه پیر است!

در سال ۸۵ جمعیت ایران ۷۰۴۹۶۰۰۰  نفر بود که از این میزان ۳۶۶۰۰۰۰نفر بالای ۶۵ سال داشتند بر اساس پیش بینی های سازمان بهداشت جهانی  WHO در دو دهه جمعیت ایران از جمعیت جوان به جمعیت سالمند تبدیل می شود بطوریکه در سال ۲۰۵۰ ، ایران جمعیت سالمندی بیش از ۲۶۰۰۰۰۰۰ نفر خواهد داشت یعنی معادل ۲۶٪ جمعیت کشور در آن سال.

نمی دانم چقدر با سالمندان ارتباط داشتید در کشورهای پیشرفته شرایط طوری است که برای این افراد بالاترین امکانات در نظر گرفته می شود ولی ما در کشورمان برای سالمندان چه برنامه ای داریم ؟

آیا سالمندان ما روحیه خوبی دارند ؟ آیا از زندگی لذت بالایی می برند ؟ آیا برای گردش وتفریح آنان شرایط فراهم است ؟

فکر کنید چند دهه دیگر همه ما در این شرایط هستیم.

چقدر خوب خواهد بود بتوانیم به خانه آقای افشاری و سایر دوستان از جمله دوستان هم لینک و مورد علاقه ایشان برویم و ترشی و گلابی بخوریم و ترانه گوش دهیم و به فکر نیکی باشیم و به ندای  حق بیاندشیم و یادی از یک عصبانی تبعیدی بکنیم!ا گرچه او از من جوانتر است ولی بالاخره با جوانان بودن خوش می گذرد! خصوصا قبل از آنکه نزد دست خوبم جسد خیس بروم!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 8:43  توسط سیدمحمد مجابی  | 

چرا ترس؟!

چرا این نویسنده خوش سیما و معصوم از ترس پلیس نمی نویسد؟!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 21:50  توسط سیدمحمد مجابی  | 

هاشمی زمین نخورد!

امروز برای پیگیری مباحث محیط زیست در برنامه پنجم به دیدار آیه الله هاشمی رفسنجانی رفتم و در رابطه با اینکه در سیاستهای کلان برنامه پنجم مباحث محیط زیست به صراحت نیامده و با مباحث سلامت دیده شده توضیح دادم و تقاضا کردم راهی برای تقویت مباحث محیط زیست در برنامه پنجم در نظر بگیرند .

اما در کنار این مباحث یاد خاطره ای بیاد ماندنی را کردم و آن وقتی بود که ایشان در دوره ریاست جمهوری به استان ایلام آمده بود و عشایر در بدو ورود و در پای هلیکوپتر یک اسب برای ایشان آوردند که از بد حادثه زین داشت و از آقای هاشمی خواستند که بر اسب بنشیند  و او نیز پذیرفت .

اسب که کاملا از صدای هلیکوپتر و فشار و ازدهام جمعیت ترسیده بود رم کرد و با سرعت زیادی شروع به تاختن نمود و هیچ کاری از دست هیچ کس ساخته نبود و رییس جمهور باید یکه وتنها از عهده مهار این اسب سرکش بر می آمد آنهم با لباسی رسمی و در جمعی بسیار پر احساس !

تقریبا تمام تیم محافظین و برنامه ریزان از شدت نگرانی بر زمین نشستند و تنها به ماجرا چشم دوختند و نگران زمین خوردن آقای هاشمی بودند که علاوه بر صدمه بدنی اثر نامطلوبی بجا می گذاشت ولی هاشمی زمین نخورد و افسار اسب سرکش را در دست گرفت و آن را مهار کرد و پس از چند دقیقه باز گشت در آن هنگام عشایر آنقدر برای او ابراز احساسات کردند که بی نظیر بود .

این خاطره را که گفتم ، آقای هاشمی نیز خاطره ای دیگر را برایم نقل کرد که چون قرار است عکسش را به من بدهند با عکس برایتان خواهم نوشت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 19:23  توسط سیدمحمد مجابی  | 

تربیت برای بی اعتمادی !

امان از دست آنهاییکه زخم های درمان ناپذیر بر دیگران وارد می کنند و اسمش را مراقبت و تربیت می گذارند !!

چندی است با پسر یکی از دوستانم نزدیک شدم و او خیلی راحت مسائل خودش را به من می گوید در میان صحبت هایش متوجه شدم در مدرسه آنها زنگهای تفریح همه شاگردان باید به حیاط بروند و در نبود آنها ناظم و تعدادی از دیگران سراغ کیف های بچه ها می روند و بازدید می کنند.

 در میان هم شاگردی ها تعدادی را به خبر چینی می گمارند و آنها نیز در مورد حتی نزدیک ترین دوستانشان خبر چینی می کنند .

این پسر از فرط بدبینی دیگر حتی به پدر و مادر خود هم اعتماد ندارد ! تمام زندگی اش را قفل گذاشته و هر لحظه نگران است. اگر این نوجوان به پدر و مادر خود بی اعتماد باشد نتیجه اش چه خواهد شد ؟

شما فکر می کنید نتیجه این تربیت چیست ؟! آیا این پسر در آینده به همسر خود اعتماد خواهد کرد ؟ آیا در مسئولیتها به همکاران اعتماد خواهد کرد ؟ آیا به حقوق خصوصی دیگران احترام خواهد گذاشت ؟

بسیار متاسفم که در الفبای تربیت گیر کرده ایم!

شما فکر می کنید اگر با مدیران این مدرسه که انسانهای بسیار ارزشمندی هستند صحبت کنم نتیجه ای خواهد داشت؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 1:6  توسط سیدمحمد مجابی  | 

خانه تکانی!

نزدیک شدن به شب عید حکایتهای خود را دارد در طی دو روز گذشته همسرم از من خواست تا در خانه تکانی زود هنگام کمکش کنم وهرچه خواستم این کار را به تعویق بیاندازم نشد که نشد و ایشان فرمودند : تو چطور در وبلاگت از سیاست تعویق آقای خاتمی انتقاد می کنی ولی خودت در خانه تکانی سیاست تعویق را داری ؟!

و بنده نیز تمکین کردم و نشانه اش اینکه دو روز مطلب ننوشتم !

اما قسمتی که به بنده سپرده بودند مرتب کردن کمدهایی بود که لوح های تقدیر و مجلات و کتب و خاطرات گذشته بنده در آن ها بود ، همه خاک خورده وگوشه ای افتاده ولی هرکدام دنیایی خاطره داشت و پشت سر هر کدام کلی مطلب بود در میان عکسها عکسی که با هوگو چاوز داشتم توجهم را جلب کرد

از آنجاییکه ایشان با افراد متفاوتی عکس های منتشر شده دارد اگر بتوان از عامل مشترک فاکتور گرفت خیلی جالب می شود!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 11:14  توسط سیدمحمد مجابی  | 

خاتمی آمد

۱۸ بهمن ماه مطلب نوشتم با عنوان : آیا خاتمی به نفع احمدی نژاد عمل می کند؟  و در آن عدم تعیین تکلیف توسط آقای خاتمی را به نفع آقای احمدی نژاد دانستم , و در 19 بهمن مطلبی نوشتم با عنوان: وقتی که تو را بزور می بارانند دیشب وقتی خبر آمدن آقای خاتمی را به عرصه انتخابات دیدم برایش تفالی به حضرت حافظ زدم این آمد :

  دلا رفیق ســــفر بخت نیک خواهت بس          نسیم روضــــــــــــــه شیراز پیک راهت بس

  دگر ز منزل جانان ســــــــفر مکن درویش          که سیر معـــــــــــنوی و کنج خانقاهت بس

  هوای مســـــــکن مالوف و عهد یار قدیم           ز رهروان سفـــــــــر کرده عذر خواهت بس

  و گر کمین بگشــــــاید غمی ز گوشه دل           حریم درگه ییـر مغان پنـــــــــــــــــاهت بس

 به صدر مصطبه بنشین و ساغر می نوش          که این قدر زجهان کسب مال وجاهت بس

  فلک به مردم نادان دهـــــــــــد زمام مراد           تو اهل فضلی ودانش همیـــن گناهت بس

  به هیچ ورد دگر نیست حاجــت ای حافظ          دعای نیمه شب و درس صبـــحگاهت بس

  به منــــت دگران خو مکن که در دو جهان          رضـــــــــــــــــای ایزد و انعام پادشاهت بس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 10:4  توسط سیدمحمد مجابی  | 

قابل توجه دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری

مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهرتهران براساس مصوبه کمسیون تحقیق و توسعه شهرداری تهران ، برای حمایت و بهره برداری از پایان نامه های دانشجویی کارشناسی ارشد حداکثر تا ۳۰ میلیون ریال و پایان نامه های دکتری حداکثر تا ۷۰ میلیون ریال طی فرایندی پرداخت میکند .

برای من جای بسی خوشحالی بود که در زمان تصویب در جلسه بودم و بسیار خوشحالم که محور محیط زیست شهری یکی از ۷ محوری است که در این برنامه قرار دارد.  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 10:4  توسط سیدمحمد مجابی  | 

وقتی که ترا بزور می بارانند

این شعر سعید بیابانکی را دیدم یاد آقای  خاتمی افتادم که رییس بنیاد باران است !
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 20:41  توسط سیدمحمد مجابی  | 

عکسی از آلودگی هوای تهران

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 17:9  توسط سیدمحمد مجابی  | 

پیدا کنید پرتقال فروش را!!!!

آقای برادر افشاری ساعت ۴ ونیم صبح مطلبی نوشته که مرا بیاد یک خاطره انداخت.

سالیانی پیش با فرماندار شهر در خیابان قدم می زدیم جلو صف نانوایی لواش ایستادیم و چند تایی نان خریدیم وسط نانها سوخته ودور نان ها لبه ضخیم و خمیری داشت . آقای فرماندار رو به من کرد وگفت : آقای مجابی آخه آدم به کی بگه که این چه وضع نان پختن است ؟!!!

توضیح: فرماندار رییس شورای آرد و نان بود

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 16:57  توسط سیدمحمد مجابی  | 

آیا خاتمی به نفع احمدی نژاد عمل می کند؟

چندی قبل آقای محسن رضایی اعلام کرد انتخابات ریاست جمهوری از دو قطبی بودن خارج شده است !

آیا این پیش بینی بوقوع خواهد پیوست ؟!

شاید یکی از مهمترین دلایل موفقیت آقای احمدی نژاد در انتخابات دوره قبل تعدد کاندیداهای اصول گرا واصلاح طلب بود ، خصوصا اصول گرایانی که منتها الیه چپ جناح خود قرار داشتند و می توانستند آراء تعدادی از طرفداران جناح رقیب را بدست بیاورند.

شاید یکی از استراتژی های سران اصول گرا برای دوره بعد هم همین باشد ، اما نکته مهم در آنست که سران اصول گرا دچار اختلاف نظر هستند و شدت آنرا می توان در اظهارات اخیرآقای مطهری که بیانگر نظرطیفی از این جناح است دریافت .

آنچه مرا بر نگارش این مطلب برانگیخت نحوه ورود آقای خاتمی به مقوله انتخابات بود . او اعلام کرد یا آقای میرحسین موسوی یا خود او در انتخابات کاندیدا خواهند بود . در طی دو هفته اخیر جلساتی تنظیم شد تا اعلام کاندیداتوری آقای خاتمی صورت پذیرد ولی هر بار چنین اعلامی صورت نپذیرفت .

با شناختی که از شخصیت آقای خاتمی دارم می دانم که او تنها در صورتی به صحنه خواهد آمد که راه دیگری برایش متصور نباشد .

اما این نحوه حضور و بلا تکیف ماندن نامزد اصلی جناح اصلاح طلب نتایجی را در بر خواهد داشت :

جبهه اصول گرا با روشن نبودن کاندیدای اصلی جناح رقیب فرصت جهت گبری تبلیغاتی و نقد و تحلیل و برخورد با کاندیدای مورد نظر را از دست می دهد  و در یک زمان امکان فضا سازی علیه دو نامزد مطرح که هریک دورههای بسیار مهمی از تاریخ بعد از انقلاب را مدیریت کرده اند را نخواهد داشت .

بی شک این فرصت بی نظیری است که در اختیار اصلاح طلبان قرار می گیرد تا بجای دروازه بانی و پاسخ گویی به تهاجمات ، به نقد و بررسی و تحلیل و به چالش کشیدن رقیب بپردازند .

  اما این تنها یک روی سکه است ، اصلاح طلبان با این شیوه که اتخاذ کرده اند بنوعی به نفع آقای احمدی نژاد عمل می کنند.

در حال حاضر جبهه اصول گرا بر سر انتخاب نامزد اصلی دچار اختلاف نظر شدیدی است و موضع گیری آقای خاتمی در تعلیق اعلام حضور یا عدم حضور موازنه را به نفع آقای احمدی نژاد تغییر می دهد چرا که جناح اصول گرا تحت هیچ شرایطی باخت در انتخابات را نمی پذیرد و در این شرایط بر اساس اولویت عمل خواهد نمود و از تفرقه پرهیز خواهد کرد .

از آنجاییکه آقای احمدی نژاد به عنوان کاندیدای اصول گرایی که بر سر کار است اقدامات جدی خود را آغاز نموده و تریبون و امکانات در خور برای این موضوع به خودی خود در اختیار دارد ولی سایر نامزد های احتمالی این جناح در هاله ای از ابهام قرار دارند( هر چند اخباری بگوش می رسد که تصمیم  حضور آقای قالیباف در صحنه انتخابات جدی است )آقای احمدی نژاد در این شرایط ابهام تمام تلاش خود را برای رسیدن به وحدت نظر انجام خواهد داد و نسبت به حذف رقبای درون جناحی تلاش خواهد کرد .

بنظر می رسد سیاست تعلیق آقای خاتمی ضمن دادن فرصت مناسب به اصلاح طلبان فرصت خوبی را هم به آقای احمدی نژاد می دهد تا از تفرق در اردوگاه اصول گرایان به توافق بر سر کاندیداتوری خود برسد و پیش بینی آقای محسن رضایی را با شکست مواجه سازد .

در هر صورت فکر می کنم اگر آقای خاتمی تکلیف حضورش را هرچه زود تر روشن نکند فرصتهای زیادی را از جناح اصلاح طلب و رقبای اصول گرای آقای احمدی نژاد خواهد گرفت .

آقای خاتمی می داند که از ۲۷ اسفند روزنامه ها و رسانه های مکتوب تا بیست روز در اختیار نخواهند بود و رسانه های غیر مکتوب هم که جای خود را دارند!

در آخر ذکر این نکته مهم است که آیا آقای خاتمی و جناح طرفدارش به فکر ۴ سال بعد هستند ؟ و سران جناح اصول گرا به فکر بدست داشتن کرسی ریاست جمهوری برای ۴ سال هستند یا ۸  سال!

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 11:49  توسط سیدمحمد مجابی  | 

نشت نفت در بزرگترین سکوی نفتی خلیج فارس

بسیار متاسفم که مسائل مهم محیط زیست بصورت مبهم و بدون اطلاع رسانی مطرح می شود . از روز ۱۲ بهمن ماه بزرگترین سکوی بهره برداری نفت در خلیج فارس دچار نشت شده و مقادیری گاز ونفت نشت می کند و ایسنا این خبر را بدین شکل می نویسد ودرست در همان روز شانا مطلب دیگری را می گوید .

یک سال پیش در جلسه کمسیون زیربنایی دولت شرکت داشتم و در آن جلسه نحوه مدیریت چنین حوادثی به تصویب رسید امیدوارم سازمان بنادر و کشتیرانی گزارشی بی طرفانه در مورد این مسئله بدهد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 14:40  توسط سیدمحمد مجابی  | 

مدیریت!

این هم یک نظر درباره مدیریت نظر شما چیست؟
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 23:7  توسط سیدمحمد مجابی  | 

300 لیتر در ثانیه !!!

در طی ۳۰ سال گذشته چنین بلومی با این مدت طولانی در خلیج فارس دیده نشده بود .

با توجه به اینکه این فیتوپلانکتون بومی نمی باشد دلایل متعددی را برای چنین اتفاقی می توان برشمرد :

۱- آب توازن کشتی های نفت کش

۲- طوفان گونو

این احتمال داده می شود که بعد از وقوع طوفان گونو سیستهایی در خلیج فارس بجا مانده ودر شرایط مناسب شکوفا شده و رشد کرده اند .

 اما نکته مهم این است که میزان مواد آلی نقش بسیار جدی در شرایط زیستی برای این بلوم دارد در منطقه میزان نیتراتها و فسفاتها بشدت افزایش پیدا کرده که دلایل مختلفی دارد که بعضی هایش را بلحاظ اینکه اطلاعاتم کافی نیست نمی گویم ولی از مسایل مهم تشدید کننده ،ورود فاضلابهای شهری به خلیج فارس است برای مثال گفته می شود ثانیه ای ۳۰۰  لیتر فاضلاب بندر عباس به دریا تخلیه می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 17:48  توسط سیدمحمد مجابی  | 

درباره الی اکران می شود

بالاخره فیلم درباره الی که بلحاظ حضور خانم گلشیفته فراهانی اجازه اکران نیافته بود اجازه اکران یافت  
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 15:53  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بلوم فیتو پلانکتونی در خلیج فارس

روز گذشته دیداری با آقای دکتر داریوش کریمی عضو هیات علمی موسسه تحقیقات شیلات داشتم و از او در باره پدیده کشند قرمز یا بلوم پلانکتونی در خلیج فارس که مایه دردسر زیادی شده و باعث کاهش ۳۰ هزارتنی صید شده است کردم .

دکتر کریمی که به تازگی از آنجا بازدید کرده بود گفت :

از حدود ۴ ماه پیش این بلوم در جاسک دیده شد و امروزه تا آبهای عسلویه و بوشهر هم پیشروی کرده و تا حوزه جنوبی آبهای عمان وامارات هم رفته است . میزان مرگ و میر بالایی در آبزیان ایجاد کرده که عامل اصلی آن مصرف اکسیژن محلول در آب است.

این بلوم فیتو پلانکتونی میکروسکوپی است از نظر ماهیت سمی نیست و مسمومیت ایجاد نمی کند ولی تا کنون خسارت قابل توجهی وارد کرده و بر روی تمام گونه ها اثر می گذارد و پیش بینی می شود تا خوزستان هم ادامه یابد .

این فیتو پلانکتونها معمولا دو ماه می مانند ولی مثل باقی مهاجمان آب و هوای منطقه بهشان ساخته و ۴ ماه است جا خوش کرده اند .

علت ماندگاری بیش از حد به شرایط زندگی آنها که در دمای بین ۶ تا ۲۸ درجه است که با منطقه مطابقت دارد .

نمی دانم چطور ناراحتی خود را ابراز کنم چون صیادان محلی از نظر درآمدی خیلی ضعیفند و کمر آنان خواهد شکست امیدوارم دولت کاری برای جبران بکند

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 14:33  توسط سیدمحمد مجابی  | 

سکته مغزی

امروز در پست الکترونیکی در باره سکته مغزی برایم مطلب جالبی آمده بود که هرگاه برای فردی مشکلی پیش آمد که مشکوک به سکته مغزی بود سه کار را از او بخواهید واگر نتوانست انجام دهد او را فورا به بیمارستان ببرید . این سه کار عبارتند از:

 1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید به خندد.

2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد.

3 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند.

کسی را می شناسم که مرتب می خندد و دو دستش را بالا می گیرد و مرتب هم حرف تکراری میزند، و من نگران سلامت مغزش بودم ولی خوشحالم که او سکته مغزی نکرده است!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 11:56  توسط سیدمحمد مجابی  | 

راه حل مشکل آلودگی هوا و خشکسالی

راه حلی برای مشکل خشکسالی و آلودگی هوا !!

کاری از : فائزه علیدوستی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 12:50  توسط سیدمحمد مجابی  | 

از کاخ نیاوران تا رانندگی تاکسی

از تاکسی سوار شدن غافل نشوید !

امروز برای رفتن سر کار با تاکسی تلفنی عازم شدم .

پرسید کجا ؟ گفتم : نیاوران .

گفت :

آنجا محل کار من بوده . پرسیدم چطور ؟ گفت که او عضو گارد جاویدان و تیم حفاظت فرح پهلوی بوده است .

ازش پرسیدم روز ۲۲بهمن کجا بودی ؟ گفت : در کاخ نیاوران ! گفتم : چه اتفاقی برایت افتاد ؟ گفت : عده ای آمدند و گفتند ما اهالی این منطقه ایم و از این افراد هیچ چیز بدی ندیدیم وآمدیم آنها رال به خانه شان ببریم.

مطالب زیادی بین گفته هایش گفت شاید در وقتی دیگر بنویسم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 11:17  توسط سیدمحمد مجابی  | 

شام

این شعر را در حمیدستان دیدم بسیار جالب بود
 
 
 

روز کجا بود

هنگام صبحانه خوردن

سر سفره ی شام !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 11:0  توسط سیدمحمد مجابی  | 

یادش بخیر

روزهای عجیبی بود همه با هم مهربان بودند خیلی بیشتر از آنکه فکرش را بکنید همه با هم هم خانواده شده بودند عجب صفایی داشت صف نفت ! ظرفهای بیست لیتری را در یک ردیف می چیدیم وبرای اینکه کسی داخل صف بی نوبت نیاذ یک ریسمان رد می کردیم .

 هر روز صبح بر نامه تظاهرات روز بعد گذاشته می شد و هر شب صدای الله اکبر از بالای پشت بامها بلند بود وبا صدای شلیک گلوله ها در هم می آمیخت .

یک روز قبل از ورود امام به ایران مادرم با همسایه ها رفتند خیابان آزادی (آیزنهاور سابق) و از میدان آزادی (شهیاد سابق) شروع کردند به جارو کردن خیابان .

مادرم یک بار دیگر هم اینکار را کرده بود آنهم وقتی که در ۷ دیماه ۵۷ حکومت نظامی  به شهر قزوین حمله کرد و شیشه های کوچه ما را کاملا خورد کرد ، مادرم برای اینکه اثر وحشت آن شب از سر اهالی کوچه دور شود با کمک همسایه ها کل کوچه را جارو کرد.

یادش بخیر یاد تمام صداقت ها ، صمیمیت ها ، آرمان خواهی ها ، عدالتخواهی ها ، همبستگی ها و یاد شهدا

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 0:19  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ترانه علیدوستی ، گلشیفته و الی

بهزاد افشاری مطلبی در باره فیلم الی به کارگردانی فرهادی وتهیه کنندگی سید محمود رضوی نوشته که نظرات بسیار خواندنی در آن گذاشته اند من هم این کامنت را گذاشتم : 

برادر افشاری سلام عجب غوغایی فرموده اید .
مطالب تمام کسانی که اینقدر با حوصله مطلب گذاشته اند را خواندم .
فقط نفهمیدم چرا آقای محسن اینقدر عصبانی شدند ؟
و این همه جملات مختلف را برای شما نثار کرده اند ؟
حقیقتا بنده به اندازه شما و ایشان از سینما اطلاع ندارم اما از فیلمهای خانم گلشیفته و خانم ترانه علیدوستی خوشم می آید.
خصوصا فیلم : من ترانه 15 سال دارم.
بنظر من توقیف هر فیلمی که اجازه ساختش داده شده اشتباه است.
مگر فیلم علی سنتوری اجازه اکران یافت ؟ چه مشکلی داشت ؟
ایکاش این فیلم به سرنوشت آن دچار نشود

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 13:44  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دل سوخته خریداریم!!

این تبلیغ را دیدم پیش خودم فکر کردم کسی دل سوخته می خرد؟!
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 12:49  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بیایید باهم بخندیم!

دیروز یکی از دوستان گفت : آقای مجابی ماشالله خوب سر حال وخندانید !

گفتم : من در مواقعی که نمی توانم چیزی بگویم می خندم!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 10:5  توسط سیدمحمد مجابی  | 

اسم بعضی جاها را نبرید !

دیشب مصاحبه ای داشتم در مورد گردشگری و جایگاه آن در کشور ما .

گفتم : همه انسانها شبانه روز کار می کنند ودر میان وقتها وقتی پیدا می کنند به نام اوقات فراغت که مال خودشان است و ممکن است این وقت را به تفریح اختصاص دهند و یکی از موارد تفریح گردش است و گردشگری طبیعی یکی از جذاب ترین تفریحات است .

در سایر اوقات افراد پول در می آورند ولی در این وقت باید پول خرج کنند ! و هیچ آدم عاقلی این وقت را به جایی اختصاص نمی دهد که نتواند در آنجا لذت ببرد ! این تمام فلسفه عدم موفقیت بعضی ها در جذب گردشگر است !

اما کشور ما ( که این موضوع از آن بدور باد ) یکی از کم نظیر ترین کشورهای منطقه از نظر تنوع زیستی ، تنوع آب وهوایی در یک زمان ، تنوع اقلیم و.... است .

ما در کشورمان محل برخورد اکوسیستمهای مختلف را داریم مثلا در یک استان نه چندان پهناور (گلستان) شما می توانید با کمی جابجایی اکوسیستمهای جنگلی ،بیابانی وساحلی را ببینید .

همه طرف ایران مناطق شاهکاری داریم : جنوب غربی :تالا ب شادگان ، جنوب شرقی : گل فشان و جاده چابهار پسابندر ، شمال غربی : جنگل هیرکانی ارسباران و شمال شرقی : جنگل گلستان و .....

البته خوب هم مدیریت می شود در تالاب شادگان پساب می ریزیم ، در ارسباران معدن مس با شیوه های قدیم برداشت می کنیم ، در جنگل گلستان جاده می کشیم و.....

آثار تاریخی هم خوب مدیریت می شود در فاصله ۲۰ کیلوتری تخت جمشید به عنوان یکی از بی نظیر ترین آثار تاریخی با صنایع آلاینده پالایشگاه و پتروشیمی انواع اکسیدها را تولید می کنیم و در طرف دیگرش یک سد می سازیم تا آن اکسیدها با بخار و رطوبت سد قاطی شود و احتمالا بر سر تخت جمشید نبارد !

این موارد را گفتم ولی دیگر نرسیدیم که به زیر ساختهای گردشگری اشاره کنم .

تهیه کننده محترم گفت: آقای مجابی خوب گفتید ولی اسم جایی را نبرید !

گفتم: مثلا نگویم جنگل ارسبارن! گفت : چرا ولی نگویید تخت جمشید وسد سیوند!

من هم نگفتم ! چون اگر هم می گفتم احتمالا حذف می شد. 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 10:2  توسط سیدمحمد مجابی  | 

پدر کو ندارد نشان از پدر

امروز در جلسه ای بودم آدرس وبلاگ مرا پرسیدند گفتم : smojabi پرسیدند چرا s دارد ? گفتم چون قبل از من پسرم سالها وبلاگ نویس بوده وmojabi را به نام خود ثبت کرده است. آقای افشاری خندید وگفت : پدر کو ندارد نشان از پسر !!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 14:29  توسط سیدمحمد مجابی  | 

فرهنگ تملق

همین الان که داشتم نامه ها را می خواندم تا ارجاع دهم با نامه ای مواجه شدم که از شدت غلو و تملق آن متحیر ماندم  دو خطش را می نویسم:

با عرض سلام ودرود

احتراما به استحضار آن مقام محترم می رسانم از حرکت و امری خداگونه که زمینه سازی و بستری مفید برای بانوان ایران سپاسگذارم .

امید است جنابعالی ضمن استفاده از توانمندیها وتجربیات خود ، با توکل به خداوند منان در جهت تحقق اهداف ولایت و اجرای سیاستهای دولت مقدس جمهوری اسلامی  ایران با کاربردی بهینه از طرحهای ...حوزه فعالیت محوله زیر سایه حضرت عالی موفق و موید شویم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 13:39  توسط سیدمحمد مجابی  | 

اندر وقایع جوزا

دیشب بحث بر سر آمدن و نیامدن بزرگانی در جوزا بود .

گفتند:  یکی از آنان که قرار بوده بیاید گفته : نمی آیم .

من یاد این شعر افتادم : ..........

گفتند : یکی دیگر از بزرگان فرموده اگر فلانی بیاید من نمی آیم و هنوز تکلیف روشن نیست

من یاد این شعر افتادم :..........

گفتند:  یکی هرچه می گویند بیا نمی آید

من یاد این شعر افتادم: ........

گفتند : یکی از بزرگان به بزرگ دیگری گفته تو نیا من خودم می برمت

من یاد این شعر افتادم : ............

اما در این میان یکی از بزرگان گفته: من آمده ام   و بقیه می گویند : .......

یکی از دوستان به بنده فرمودند این پست را با ......... بگذار !

بنده هم گفتم چشم

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 11:29  توسط سیدمحمد مجابی  | 

پاسخ ژاله خانم

امروز پیامی از ژاله خانم داشتم که بشدت از روزنامه همشهری بابت مخالفت با نگهداری حیوانات خانگی عصبانی بودند . از من سوال کرده بودند آیا تا بحال حیوان در خانه نگه داشته ای؟

ما خانه پدری بسیار بزرگی داشتیم که حیاط بزرگی داشت و زیر زمین های متعدد و هر سال تعدادی گربه در خانه ما بچه بدنیا می آوردند وخدا می داند دیدن آن بچه گربه ها چقدر زیبا ولذت بخش بود .

بله ما در خانه پدری انواع اقسام حیوانات را نگهداری می کردیم و برادر کوچکم  بلحاظ شدت علاقه به مرغ هایی که داشت اصلا گوشت ومرغ نمی خورد .

از نظر من نگهداری حیواات خانگی نوعی ضرورت است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 11:10  توسط سیدمحمد مجابی  | 

آلودگ هوای تهران در مجلس شورای اسلامی

امروز به دعوت رییس فراکسیون محیط زیست مجلس در جلسه ای که هیات رییسه فراکسیون و نمایندگان سازمان حفاظت محیط زیست ، وزارت بهداشت و درمان وآموزش پزشکی ، وزارت کشور ، شهرداری تهران و شورای شهر تهران و راهنمایی ورانندگی نیروی انتظامی حضور داشتند شرکت کردم.

صحبتهای جالبی بیان شد :

سردار رویانیان گفت: از موضع رییس ستاد تبصره ۱۳ صحبت می کند و نماینده راهنمایی و رانندگی سرهنگ هاشمی خواهد بود و ادامه داد شعاع کنترل طرح ترافیک ۳۰ کیلومتر است و ۱۶ سال است که اجرا می شود و شعاع زوج وفرد ۹۰ کیلومتر است و ۴ سال است که اجرا می شود او به شهرداری تهران انتقاد کرد و گفت : بعد از این همه سال ما هنوز با عامل انسانی کنترل می کنیم در صورتیکه با دوربین وگیت این کار امکان پذیر است وشهرداری باید امکانات را تامین نماید.

رویانیان مهمترین کار برای حل مشکل آلودگی هوای تهران را اجرای کامل قانون توسعه حمل و نقل و سوخت کشور ( قانون جدیدی است) دانست .

نماینده وزارت بهداشت هم گفت:

ما آمار دقیقی از مرگ و میر برای آلودگی هوا نداریم ولی براساس سازمان بهداشت جهانی با در نظر گرفتن افزایش آلایندهها می توانیم تعداد را تخمین بزنیم بر این اساس در سال ۱۳۸۴  ؟! نفر و در سال ۱۳۸۵ ؟! نفر و در سال ۱۳۸۶ ؟! نفر در اثر آلودگی هوا فوت کرده اند . ( به من گفتند جایش ؟! بگذارم)

نماینده شورای شهر در صحبتهای خود بشدت به دولت و سازمان محیط زیست انتقاد کرد و عدم تشکیل جلسات کمیته کاهش آلودگی هوای تهران و عدم تعیین استانداردهای صوتی را توسط شورایعالی محیط زیست نا مناسب دانست .

نماینده سازمان محیط زیست بیشتر در صدد پاسخ به نماینده قبلی برآمد و اقدامات دولت قبلی را هم چندان موثر ندانست.

نماینده شهرداری به صحبتهای سردار رویانیان اشاره کرد و گفت: ارز تبصره ۱۳ دست ایشان است ما مدت مدیدی است که درخواست کردیم برای خرید واگن بما بدهند و اگر این اتفاق افتاده بود الان میزان حمل و نقل مترو از یک میلیون به یک میلیون وششصد هزار نفر افزایش پیدا می کرد ولی ندادند!

فرمانده  راهنمایی و رانندگی تهران مثل همیشه بسیار پر سوز و خوب صحبت کرد او گفت در تهران ۳۳ میلیون متر مربع فضای تردد است در حالیکه تنها ۵ میلیون متر مربع فضای پارک داریم و با در نظر گرفتن ۳میلیون وششصد هزار خودرو در تهران که نیمی از آن فعال است ما بشدت مشکل پارکینگ داریم . او ادامه داد ما روزانه ۷۰۰ خودرو قفل می زنیم و ۸۰۰ موتور سیکلت متوقف می کنیم و ۳۵۰۰۰ اعمال قانون می کنیم در سال گذشته بیش از ۵ میلیون برخورد با متخلف صورت گرفته ولی هر سال میزان تخلف ۱۰٪ تا ۱۵ ٪ افزایش می یابد.

بنده هم در جلسه تاکید کردم با توجه به اینکه الان فصل بودجه است خوب است نمایندگان محترم این موضوع را در بودجه ببینند آنهم نه فقط برای حل مشکل آلودگی هوای تهران بلکه برای هر ۷ شهر آلوده .

در آخر آقای تابش رییس فراکسیون گفت : این جلسات را برای رسیدن به راه کار مناسب ادامه خواهد داد.

آقای نوروزی هم در جلسه بودند و موضوع را در وبلاگ خود نوشته اند

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 20:41  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ساحل زیبا

وقتی نغمه طبیعت را خواندم یاد دورانی افتادم که معاون سازمان شیلات ایران بودم . در آن زمان چند برنامه برای پاک سازی ساحل خزر آماده کردم تا بتوانیم با جامعه صیادی پره و سازمانهای غیر دولتی و طرفدار محیط زیست و نهادهای مسئول انجام دهیم ولی عمر بنده کفاف نداد ! اگرچه چند بار حرکتهایی در این زمینه صورت گرفته است ولی هنوز سواحل رودخانه ها و دریای خزر از کثیف ترین مکان هاست .

در این میان همشهریان محترم تهرانی نقش جدی در آلوده کردن ساحل دارند وخوب است شهرداری تهران برای همراهی با میزبانان شهروندانش اقدامات آموزشی انجام دهد 

چقدر خوب است تا قبل از شروع شدن فصل تابستان برنامه وسیعی را طراحی و پیاده کرد تا ضمن پاکسازی خزر ما هم کاندیدای دریافت جایزه پرچم آبی بشویم.

ویا آنانی که همچون من عاشق نام خلیج فارس هستند به پاکسازی جدی سواحل ایرانی خلیج فارس بپردازند.

حیف نیست به فکر ساحل زیبای خود نباشیم ؟ من که عاشق ساحل هستم!!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 23:7  توسط سیدمحمد مجابی  | 

همسفر تنها برو!!

امروز کتابی خریدم بنام مرد مرد ! نوشته رابرت بلای ،ترجمه فریدون معتمدی هنوز شروع نکردم ولی ابتدا ی کتاب نوشته: نرینگی هدیه طبیعت است ومردانگی هدیه حکمت.

پشت جلد هم مطلب زیبایی بود:

قهرمان کیست؟

از بهشت رانده شده ای است که قصد بازگشت به بهشت دارد.

قهرمان آن انسان فرهیخته ای است که قدم در راه تغییر وضعیت موجود می نهد. او ، به تمام سختیهاو نا کامی ها
، نبردها و دیوها ، فریبها ورنج ها و تنهایی که در پیش روی اوست آگاه است . اما ماندن در وضعیت فعلی را برای خود غیر ممکن می داند . او پا در سفری روحانی ودرونی می گذارد ، با همه مشکلات رو در رو پنجه در پنجه می آویزد و نهایتا سربلند وآزاده وارد عالمی جدید می شود که خود او خالق آن است . دنیایی که در آن امنیت کامل دارد ، زیباست ودوست داشتنی ، عاشق می شود عاشق همه هستی ،سفری که آغازش از درون بود و پایانش در بیرون - در آغوش گرم زندگی این سفر،  سفر قهرمانی انسان است

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 21:16  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دیروز هواشناسی اعلام کرد تهران سه روز بارانی وبرفی درپیش داردولی چندان خبری اتفاق نیافتاد البته تا حالا ! یاد خاطره اي افتادم كه  چندی پیش به دیدار آقای هاشمی رفسنجانی رفته بودم ، ایشان در رابطه با تغییرات اقلیم سوالاتی از من کردند و بعد به کار بسیار جدی که روسها در مورد بارور کردن ابرها انجام می دادند اشاره کردند .

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 20:18  توسط سیدمحمد مجابی  | 

4000 نفری هم که بر اثر آلودگی هوا می میرند تقصیر را بگردن دیگری می اندازند

شنبه گذشته زمان برگزاری همایش حقوق محیط زیست با گرایش آلودگی هوا ،در سالن بودم که همراه خانم جوادی رییس  سازمان محیط زیست به من اطلاع داد که او وارد محوطه شده است من هم برای رعایت ادب به پیشواز رفتم .

خانم جوادی تا مرا دید گفت: آقای مجابی الان سرت خلوته ولی بزودی شلوغ وخیلی شلوغ خواهد شد ! 

بگذریم ، بنده منظور ایشان را اصلا نفهمیدم.

ایشان در ادامه راجع به آلودگی هوا به من گفت: آقای مجابی در مورد آلودگی هوا فرافکنی نکنیم.

در زمان سخنرانی هم همین را گفتند و دیشب هم که تلویزیون مصاحبه ایشان را پخش می کرد باز هم همین مطلب را گفتند.

راستش را بخواهید شاید یکی از مهمترین مسایل حل نشدن مشکل آلودگی هوای تهران همین باشد!

یعنی آنجاییکه باید برنامه بدهد ، آنجاییکه باید هماهنگ کند ، آنجاییکه باید جلسه تشکیل بدهد ، آنجاییکه باید اعتبار بدهد، آنجاییکه باید صنعت را اصلاح کند ، آنجاییکه باید حامل انرژی را اصلاح کند ......

همه و همه می گویند مسئولیت با من نبود حتی آن ۴۰۰۰نفری هم که در سال بر اثر آلودگی هوا می میرند تقصیر را بگردن دیگری می اندازند!

اما از مزاح گذشته من واقعا با نگاه خانم جوادی در این مورد موافقم و مدیریت یکپارچه کلان شهر تهران را مهمترین عامل برای حل بحران آلودگی هوا می دانم 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 20:4  توسط سیدمحمد مجابی  | 

التماس دعا

امشب متوجه شدم پدر خانمم سکته کردند و در بیمارستان شیراز بستری هستند .

تا عاشورا تهران و پیش ما بودند ولی با اصرار زیاد به شیراز مراجعت کردند با مادر خانمم صحبت می کردم که این موقع شب با تمام خستگی، بسیار پر امید صحبت می کرد آرزو می کنم خداوند کمکشان کند 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 0:44  توسط سیدمحمد مجابی  | 

همایش سیستمهای سطوح آبگیر باران 1376

توکا نیستانی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 20:30  توسط سیدمحمد مجابی  | 

مطلبی در مورد آلودگی هوا

مطلبی از اینجانب در خبرگزاری موج اگر دوست داشتید ببینید
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 16:7  توسط سیدمحمد مجابی  | 

آلودگی هوای تهران

مقاله ای از سید محمد مجابی و آزاده نوازی در صفحه 4 و صفحه 5 امروز روزنامه ایران دیلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 14:49  توسط سیدمحمد مجابی  | 

خاطره یک گذشت

امشب با تاکسی تلفنی به خانه برمی گشتم راننده بسیار جوان بود بطوریکه از او پرسیدم :شما چند سال داری ؟ گفت : من متولد ۶۹ هستم پرسیدم : چه کار می کنی ؟ گفت: دیپلم را گرفتم ومعافیت کفالت دارم ومی خوام درسم را ادامه بدم. پرسیدم برای چه کفالت ؟ گفت: پدرم دو سالپیش ساعت ۱ صبح برای دیدن مادرش که کسالت داشت به خیابان جمهوری رفت ویک موتور سیکلت به او زد و فرار کرد هیچ کس هم بداد پدرم نرسید واو ۲ ساعت نقش زمین بود وبه علت خونریزی فوت کرد پرسیدم او چند سال داشت ؟ گفت : اگر زنده بود الان ۴۰ ساله بود. پرسیدم : اسم تو چیست ؟ گفت : امیر علی .

گفتم : من از پدر تو سه سال بزرگترم و تو  از پسر من سه سال بزرگتری واسم پسر من هم امیر محمود است.

امیر علی گفت: دلم برای موتور سوار می سوزد ! اگر فرار نکرده بود ما او را می بخشیدیم ولی او فرار کرد ومن مطمئنم که تا آخر عمرش عذاب وجدان دارد .

پرسیدم : اگر الان هم خودش را معرفی کند بازهم او را می بخشی؟ گفت : بله ! هم من وهم مادرم وهم خواهرم که ۳ سال از من کوچکتر است.

گفتم : الان که او خود را معرفی نکرده چی ؟ در این شرایط هم او را در دل خواهی بخشید ؟ گفت : بله .

در دلم به این همه بزرگی و بزرگواری آفرین گفتم 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 22:46  توسط سیدمحمد مجابی  | 

شادی در چیست؟و شادمانی برای چیست؟

امشب تولد همسرم بود جشن مختصری گرفتیم .

با خودم فکر کردم چرا ما آغاز هر سالی که به سن ما افزوده می شود را جشن می گیریم ویا حداقل به هم تبریک می گوییم؟

اصالت بودن ما به جسم است یا روح؟ هر سال که از عمر ما می گذرد پخته تر می شویم و به کلاسی بالاتر می رویم مهم این است که در عین رسیدن به جایگاه پیر فرزانه بتوانیم نوجوان ابدی باشیم و این سخت است اما ممکن! 

فکر می کنم اگر انسان این دو را داشته باشد شاد وشادمان خواهد بود وپرتو انرژی مثبتش بر همه خواهد تابید

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 2:1  توسط سیدمحمد مجابی  |