امشب با آقای مرتضی رضوانفر مسئول تهیه پرونده ثبت ملی شب یلدا جلسه داشتم .
او گفت : امروز این میراث معنوی را ثبت ملی کرده است .
ایران از سال ۱۳۸۴ به کنوانسیون میراث نا ملموس یا معنوی پیوسته است . همه کشورهای عضو باید میراث معنوی خود را طی مراحلی معرفی جهانی نمایند این مراحل عبارتند از:
شناسایی - تهیه فهرست - ثبت - احیا - ترویج - انتقال -
تا کنون ۲۲۰۰ مورد ثبت موقت شده و ۸ مورد از آنها ثبت ملی شده است این ۸ مورد عبارتند از:
آئین نوروز - آئین نیمه شعبان - آئین رمضان - موسیقی وردیف دستگاهی ایران - روز قدس - اذان موذن زاده اردبیلی - شب یلدا
از موارد فوق ۲ پرونده برای ثبت جهانی ارسال شده است.
امروز هم شب یلدا ثبت ملی شد. جالب است بدانید با ایشان در مورد جشنها مطالبی گفتیم که بعدا به آنها خواهم پرداخت
+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 19:46  توسط سیدمحمد مجابی
|
از اینکه امشب شب یلداست خیلی خوشحالم بنده اساسا عاشق شبم و امشب هم که یک دقیقه از دیشب بیشتر است!
در وب گردی امروز با وب ماسه نفر آشنا شدم برایم بسیار جالب بود خصوصا این پستش اگر نظری در مورد این پست دارید برایم بفرستید.
درباره خودم
ای نام تو بهترین سرآغاز بی نام تو نامه کی کنم باز
من"ا" هستم اهل تبریزم من ۳۳ ساله ام حدود ۱۰سال پیش ازدواج کرده ام با "ر" من هیچ مشکلی در زندگی نداشتم غیر از مسایل و مشکلات مالی که فکر میکنم ۹۰٪ما ایرانی ها داریم چندماه پیش با "پ" آشنا شدم "پ" توی رشت دانشجوست به دلیل برخی مشکلات نیاز به کمک دارد من او را تا فروردین سال بعد صیغه کردم همسرم نیز موضوع را کامل می داند میخواهم در این وبلاگ از این زندگی سه گانه بنویسم "پ" اهل رودسر هست امیدوارم خودش هم روزی این وبلاگ را بخواند
دوشنبه هجدهم آذر 1387-12:14 |
یک نظر | الف | گروه |لینک به نوشته
+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 15:4  توسط سیدمحمد مجابی
|

خدا اموات شما را بیامرزد پدر خدا بیامرزم اعتقاد زیادی به بزرگداشت عید غدیر داشت و میهمانان زیادی برای دیدار مادرم سرکار خانم اشرف حاجی سید ابوترابی و مرحوم پدرم می آمدند واین جمله مرتبا تکرار می شد: ولایــه علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
عید سعید غدیر مبارک
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 16:18  توسط سیدمحمد مجابی
|
دیروز یکی از آقایان به دفترم آمد وپرسید از اوضاع سیاسی چه خبر؟
تعجب کردم وگفتم : اساسا بی اطلاعم! ولی ایشان نپذیرفت و خلاصه گفت آقای مجابی بگو ته دلت می خواهی چه کسی رییس جمهور بشود؟
گفتم : اگر اجازه بدهی بگویم دلم می خواهد چه کسی رییس جمهور نشود!
گفت : آنرا هم بگو ولی بگو ته دلت می خواهی چه کسی رییس جمهور شود؟
گفتم : حقیقتش وقتی کلاس پنجم ابتدایی در مدرسه رفیع تحصیل می کردم معلم کلاس بعد از امتحانات ثلث اول پرسید : بچه ها به نظر شما چه کسی شاگرد اول شده؟
بچه های زرنگ کلاس روشون نمی شد اسم خودشون را بگویند هر کدام اسم یکی دیگر از جمله من را گفتند .
نوبت به من رسید و گفتم: خودم!
اتفاقا با معدل ۱/۱۹ شاگرد اول شدم .حالا هم اگر می خواهی بدانی ته دلم می خواهم چه کسی بشود عرض کنم خودم!
البته نمی دانم این اعتماد بنفس این بار هم به سرانجام خواهد رسید یا نه !!!!!!!
ولی بهر صورت برای پاسخ دادن به چنین تفتیشی خوب عمل کرد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 15:55  توسط سیدمحمد مجابی
|

دیروز به عنوان سخنران در نشست توسعه پایدار و توسعه استفاده از انرژی های نو که توسط مرکز تحقیقات استراتژیک برگزار می شد دعوت داشتم متاسفانه بلحاظ مشغله تنها یک ساعت قبل از وقت خودم به مرکز رسیدم و صحبتهای آقای آرمودلی و آقای دکتر قاضی زاده و آقای نیک طبع را شنیدم و با شنیدن این صحبتها ناگهان تصمیم گرفتم کل موضوع صحبتم را عوض کنم و از ارائه مطالب تهیه شده خودداری کردم . اگرچه قصد دارم مقاله ای با کمک آقای دکتر کرباسی در این موضوع بنویسم ولی خلاصه ای از آنچه به عنوان درد دل گفتم تقدیم می دارم:
در ابتدا از اقدام خوب وزارت نیرو در خرید کیلو وات ساعتی ۱۳۰ تومان حاصل از انرژی های نو تشکر کردم وتوافقنامه وزارت نفت در تولید نیروگاههای کوچک انرژی های نو به میزان۱۰۰۰مگاوات را تحسین برانگیز خواندم . ولی به این نکته اشاره کردم که با توجه به ظرفیت تولید نیروگاههای کشور به میزان ۵۳۰۰۰مگاوات و تولید ۹۰مگاواتی انرژیهای نو در کشور ما چه باید بکنیم؟ به اعتقاد من اولین اقدام بهینه کردن انتقال انرژی و مصرف و افزایش بهره وری است .
وقتی ما در کشور ۷میلیون کولر آبی داریم که در چهار ماه سال روزی ۱۶ساعت کار می کند و بهروری الکتروموتور آن ۵۰٪ است اگر به ۹۲٪ برسد معادل چند روز تولید یک نیروگاه صرفه جویی شده است ؟
این یک مثال ساده از یک مصرف خانگی است این موضوع را در مورد صنعت بررسی کنید بسیار وسیعتر خواهد بود .
اگرچه من در تمام دوران مدیریتم از انرژی هایث نو استفاده کردم والان هم ایدههای زیادی برای اجرا دارم ولی مصرانه اعتقاد دارم باید بهره وری را افزایش دهیم واین همان مطلبی است که در برنامه چهارم آمده است.
متاسفانه عدم استفاده از سیاستهای مناسب باعث شده افزایش بهره وری یش بینی شده در بیرنامه چهارم محقق نشود یکی از راهها می تواند راه اندازی صندوق ملی محیط زیست باشد که از ابزار مناسب برای تشویق اصلاح مصرف است که متاسفانه این ماده قانونی تعطیل مانده است
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 12:54  توسط سیدمحمد مجابی
|
کسانی که به سن و سال من هستند با ویدیو بیشتر آشنایند و می دانند وقتی نوار ویدیو تمام می شود دستگاه آنرا به اول بر می گرداند زمانی که انسان می خواهد از این دنیا برود ومهلتش تمام می شود همه چیز در جلو چشمش مرور می شود کارهایی که کرده کارهایی که نباید می کرد زخمهایی که زده زخمهایی که نباید می زد خدمتهایی که کرده مرهمهایی که بر زخم دیگران گذاشته و..... آن وقت خیلی مهم است که انسان بتواند پیش وجدان خودش سربلند باشد.
امروز در مسیر به مرحوم دکتر میرشمسی فکر می کردم به اینکه تمام آنهایی که در خیابان راه میروند از واکسنهایی که او نقش موثری درایجادش داشته استفاده کردند وسلامت خود را مرهون این واکسنها هستند ولی هیچ وقت نه نام او را شنیده اند و نه حتی به این موضوع فکر کرده اند .
ما در جاده یکطرفه زندگی می رانیم با وسایل مختلف وبا سرعتهای مختلف ولی مقصد همه یکی است آنهم پایان زندگی!
هرچه زیبا باشی زیبایی می رود شادابی وجوانی می رود و هر کسی باشی بالاخره به مقصد می رسی وهمه چیز تمام می شود مهم آنست که هرگاه به کارهای خودت اندیشیدی بتوانی لبخند بزنی نه نیشخند.
مطمئنم میرشمسی با لبخند آن لحظه را گذراند
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 13:12  توسط سیدمحمد مجابی
|

امروز در حاشیه مراسم انتخاب برترین های پژوهش حوزه مدیریت شهری با آقای حافظیان یادی از دکتر میر شمسی کردیم .
بعد ازظهر متوجه شدم ایشان امروز در اولین روز هفته پژوهش در گذشت واقعا جا خوردم ومتاثر شدم . او را که پدر واکسن ایران لقب گرفت مدتها بود می شناختم و زمانی که احداث پروژه های مختلف موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی از جمله سروتراپی(واکسن ثلاث) را پیگری میکردم با ایشان بیشتر آشنا شدم .
او انسان بزرگی بود و عاشق ایران بود
در سال ۱۲۹۷ بدنیا آمد و در سال ۱۳۱۷ در موسسه رازی استخدام شد وتا آخر عمر یعنی ۷۰ سال کار کرد وتا چند سال پیش هنوز در جشنوارههای علمی می درخشید.
او تنها دارنده نشان درجه یک پژوهش بود که بیش از دوازده سال پیش این نشان را از آقای هاشمی رفسنجانی در روز آموزش و پژوهش هفته جهاد سازندگی دریافت کرد . انگار همین دیروز بود .
زمانی که آقای رفسنجانی رییس جمهور وقت نشان را به او می داد گفت: این افتخار من است که بر سینه شما نشان میزنم نه افتخار شما که از دست من نشان می گیرید .
امروز وقتی که در جلسه آقای رفسنجانی صحبت می کرد یاد این خاطره افتادم واز ابراز احترامی که به دکتر میرشمسی کرده بود در دل او را تحسین کردم .
خداوند دکتر سید حسین میرشمسی را رحمت کند .
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 23:10  توسط سیدمحمد مجابی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 23:58  توسط سیدمحمد مجابی
|
امروز
الوفاق مصاحبه بنده را در مورد محیط زیست شهر تهران چاپ کرده
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 23:51  توسط سیدمحمد مجابی
|
متاسفانه در یکی از پستها یکی از خوانندگان محترم کامنتی گذاشته بودند که در آن نام شخصی برده شده بود . با وجود اینکه بنده تمام کامنتها را می خوانم ونسبت به این موضوع حساسم که خدای ناکرده به کسی کوچکترین بی احترامی نشود ولی این یکی از دستم در رفت .
صمیمانه از همه عذر خواهی نموده و آن کامنت را حذف کردم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 10:17  توسط سیدمحمد مجابی
|
امروز
ایران دیلی مصاحبه ای از بنده و مقاله ای از آقای دکتر مسعود منوری وخانم نوازی درباره تهیه و تدوین محیط زیست شهر تهران چاپ کرده که فکر می کنم برای علاقه مندان جالب باشد .
لازم به توضیح است که بر اساس مصوبه شورای اسلامی شهر تهران مرکز مطالعات وبرنامه ریزی شهر تهران مکلف به انجام این طرح می باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 1:20  توسط سیدمحمد مجابی
|
امشب فیلم حضرت یوسف را می دیدم یاد خواب شب گذشته ام افتادم:
خواب دیدم یکی از افراد مشهور تمام دندانهایش سیاه و پر شده است و متاسفانه زمانی که می خندد کاملا مشهود است ودیواره یکی از دندانهایش ریخته!
نمی دانم کسی تعبیر بلد است یا باید سراغ آقای سلحشور رفت!
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 23:58  توسط سیدمحمد مجابی
|
امروز با دعوت آقای محمد مصطفایی دبیر کمسیون حقوق بشر کانون وکلا در نشست این کانون که در تالار ابوریحان دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد شرکت کردم . موضوع این نشست حقوق کودک بود و در آن به مباحث کودکان کار و قصاص نوجوانان زیر ۱۸ سال پرداخته شد . در یکی از قسمتها فیلم کوتاهی به کارگردانی خانم زهرا علی اکبری به نام آنها روزی هزار بار می میرند پخش شد که بسیار مورد توجه شرکت کنندگان قرار گرفت و اشک خیلی ها را درآورد ! امیدوارم این فیلم در سطح فراگیر تری پخش شود و اثر خوبی در کاهش خشونت در بین کودکان و نوجوانان داشته باشد .
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 17:52  توسط سیدمحمد مجابی
|
در جلسه ستاد برگزاری هفته پژوهش بودم که سخن از اختراع به میان آمد . آ
آقای افشاری گفت: من یک خواهر زاده کوچولو دارم به اسم پویا یکروز که تلویزیون برنامه علمی پخش و از اختراع و اکتشاف صحبت می کرد پرسید : من اختراع شدم یا کشف !؟
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 20:37  توسط سیدمحمد مجابی
|

با دیدن این خبر در ایسنا یاد خاطرات روزهایی افتادم که در دفتر معاون توسعه منابع انسانی و امور مجلس وقت وزارت جهاد کشاورزی بودم و آقای مهرفرد با جدیت برای تامین منابع مالی طرح خودکفایی گندم تلاش می کرد . خیلی ها در انجام این طرح تلاش کردند از وزیر وقت آقای حجتی گرفته تا معاون طرح وبرنامه آقای بخشنده وسایر مقامات ومدیران بخش . البته مجری طرح آقای اسکندری وزیر فعلی جهاد کشاورزی است که تلاش زیادی کرد و عملا آنچه در این طرح خودکفایی مطرح شد بنام ایشان تمام شد .
یعنی در وقتی که او مجری بود گندم خود کفا شد و امروز که او وزیر است ما اولین وارد کننده گندم هستیم. این در حالیست که ایشان در زمان شروع دوره وزارت خود برنامه خودکفایی محصولات دیگری راهم مطرح کرد.
در ملاقاتی که در همان روز های اول با ایشان داشتم پیشنهاد کردم بجای این که تنها بدنبال خود کفایی باشید برنامه مصرف بهینه وکاهش ضایعات را دنبال کنید وتلاش کنید قیمت تمام شده محصولات جایگاه رقابتی پیدا کند .
امروز برایم این سوال مطرح است که چرا یک مقام در شرایط بالاتر نمی تواند از دستاوردی که در زمان پایین تر بودن مسولیتش دست پیدا کرده حراست نماید ؟ چرا یک مقام عالیرتبه پروژه هایی را بیان می کند که قابلیت اجرا ندارد؟ چرا یک مقام عالیرتبه نسبت به پیش بینی وضعیت خشکسالی اطلاع کاملی در دسترس ندارد؟
بنظر من قطعا این مدیر با تمام وجود در پی دستیابی به اهداف ترسیم شده اش بوده است ولی اطمینان دارم ایراد کار به سیستم مدیریتی است که استراتژی درستی را بر اساس اهداف دنبال نمی کند.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 0:19  توسط سیدمحمد مجابی
|
رييس سازمان ملي جوانان گفت: از نظر ما بمب جنسي در كشور، خطرناكتر از بمب و موشك دشمن است و نيازهاي جنسي نيز با ازدواج حل ميشود. .
این جمله را در یادداشتهای یک دختر ترشیده خواندم . واقعا جالب بود بلکه شاهکار هم فرمایشات حضرت رییس سازمان جوانان وهم یادداشتهای دختر خانم!
به نظر شما بمب چیست ؟ وقتی بمب منفجر بشود چه می شود؟ آیا بمب روی جنس خاصی اثر می گذارد ؟ آیا بمب حتما منفجر می شود؟ برای خنثی کردن این بمب چه باید کرد ؟ تا چه شعاعی باید از آن بمب فاصله گرفت؟ زمان احتمالی انفجار چه موقع می باشد ؟ عامل پرتاب کننده بمب چیست؟ پدافند به چه صورت می باشد ؟ آیا می توان از آن برای حمله هم استفاده کرد ؟ آیا گروهای داوطلب خنثی وجود دارند؟!
دوستان عزیز اگر جوابی دارید یا سوالی می توانید بپرسید هم از من بپرسید هم از صاحب وبلاگ یادداشتای یک دختر ترشیده و هم از رییس سازمان جوانان
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 12:53  توسط سیدمحمد مجابی
|
آقای حسنی عضو هیات امنای انجمن حمایت از کودکان کار جمله ای نغزی گفت :
کار و کودک دو واژه ای است که به تنهایی زیبا هستند اما کنار یک دیگر زشت و تلخ و اندوه آور
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 17:43  توسط سیدمحمد مجابی
|
روز گذشت به دعوت
انجمن حمایت از کودکان کار از آنجا که واقع در انتهای خیابان مولوی و در محله غار بود بازدید کردم.
از خیابانها وکوچه های پرپیچ وخم گذشتم تا به بن بست ۲ رسیدم.
در آنجا کودکانی که بلحاظ فشار اقتصادی مجبور به کار بودند و فرصتی برای رفتن به مدرسه نداشتند مورد تعلیم قرار می گرفتند تا مهارت زندگی شان افزایش یابد . نحوه برگزاری کلاسها فشرده بود تا زمان برای رفتن سر کار از دست نرود و وقتی کلاسها تمام شد بچه ها در حیاط دنبال هم می دویدند ومی گفتند : بریم سر کار!!!
وارد کلاس چهارم شدم از بچه ها سوال کردم که چه کار می کنید ؟ یکی گفت : خیاطی یکی دیگر بسته بندی .
به کلاس سوم راهنمایی رفتم همین سوال را کردم. دخترها بیشتر قند خورد می کردند .پرسیدم چقدر قند می شکنید ؟ گفت: یک گونی ۴۵ کیلویی. پرسیدم : چقدر می گیرید؟ گفت: هر گونی ۱۵۰۰ تومان !
خیلی دلم گرفت وقتی فکر کردم یک دختر ۱۲ ساله گونی گونی قند می شکند و یک پسر ۱۴ ساله گاری دارد ودختر ۷ساله در گوشه خیابان آدامس می فروشد . واگر آخر شب بدون پول به خانه بروند مشکل جدی پیدا می کنند.
اما از اینکه یک انجمن اینگونه عاشقانه بدنبال کمک به کودکانی است که نیازمند کمک هستند بسیار خوشحال شدم.
در بن بست ۲ راههای زیادی را دیدم که برای بچه ها باز شده بود .
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 17:39  توسط سیدمحمد مجابی
|
مدتی است بلحاظ شرکت در جلسات از لذت نوشتن محروم شدم!
روزهای ۵و۶ آذرماه در نشست معاونین ومدیران برنامه ریزی و پژوهشی شهرداری کلان شهر های کشور شرکت داشتم و مسول یکی از چهار گروه کاری نشست بودم. موارد خوبی مطرح شد که می تواند به همکاری بین این شهرداریها منجر شود.
در کشور ما ۸۰ شهر بالای ۱۰۰ هزار نفر جمعیت وجود دارد که از آن میان ۱۳ شهر بیش از ۵۰۰ هزار نفر و۸ شهر بیش از ۹۵۰ هزار نفر جمعیت دارند .
۸ شهر اول عبارتند از: تهران - مشهد - اصفهان - تبریز - کرج - شیراز - اهواز و قم
و ۵ شهر بعدی عبارتند از: کرمانشاه - ارومیه - زاهدان - رشت - کرمان
فکر میکنم ولی مطمئن نیستم قزوین پشت سر این ۱۳ شهر قرار دارد!
۴۳٪ جمعیت شهر نشین کشور در این ۱۳ شهر هستند و۵۷٪ باقی در ۱۰۰۳ شهر دیگر
متوسط رشد جمعیت در کلان شهر ها ۲٪ ودر شهرهای زیر ۱۰۰ هزار نفر ۴٪ است
از نظر جنسی اصفهان (۱۰۴)بیشترین مرد را دارد ومشهد (۱۰۱) کمترین البته در کلان شهرها
از نظر سنی کرج - قم - مشهد جوانترین وتبریز مسن ترین
شیرازیها از همه بیشتر اتوبوس سوار می شوند وقم بیشترین ایستگاه آتش نشانی را دارد
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 16:48  توسط سیدمحمد مجابی
|
امروز در جلسه آقای دکتر دبیری شعری را که از رادیو شنیده بود ویادداشت کرده بود بمن داد که برایم بسیار عجیب بود رادیو چنین مضامین باحالی را می خواند:
گفتم چشمم گفت به راهش میدار
گفتم جگرم گفت کبابش میدار
گفتم دلم گفت در دل چه داری؟
گفتم غم تو گفت نگاهش میدار
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 19:58  توسط سیدمحمد مجابی
|
بالاخره در بیانیه اولین نشست شهرداران آسیایی که به تایید ۸۹ شهردار ومقام آسیایی رسیده است از فرسایش محیط زیست ابراز نگرانی صورت گرفت . این موضوع که در بند ۸ بیانیه در قسمت چالشها آمده می تواند در آینده با پیگیریهای جدی منجر به توافقهای زیست محیطی بین این مقامات شود
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 19:53  توسط سیدمحمد مجابی
|
امروز در وبلاگ
زندگی یک تجربه است مطلب جالبی در باره روز داماد دیدم!!
این سوال برایم پیش آمد که روز مادرزن جان چه روزی است؟!
لطفا نظر بدهید.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 9:24  توسط سیدمحمد مجابی
|
امشب تلفنی با آقای افشاری صحبت می کردم وصمیمانه به او توصیه کردم خود را لاغر کند!
علت اینست که کسانی که در قلب بنده جا دارند باعث شده اند که رگهای قلبم بیشتر بگیرد واگر خود را لاغر نکنند ممکن است باعث شوند مجبور به آنژیوگرافی شوم وآنوقت معلوم نیست وقتی سیم آنژیوگرافی وارد قلبم می شود به کجای آنها اصابت کند!!
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 19:38  توسط سیدمحمد مجابی
|