تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی

روزنوشتهای سید محمد مجابی

داریوش عبادالهی

چندی پیش بهزاد افشاری بر اساس دعوت ترانه علیدوستی برنامه بازی کتاب را راه انداخت .

من از کتابهای دوران کودکیم شروع می کنم اولینش داریوش عبادالهی.

من از کتابهای او لذت می بردم و از کلاس سوم ابتدایی آثارش را می خواندم.

البته زودتر از آن یعنی زمانی که هنوز مدرسه نمی رفتم و۴سالم بود برادرانم برایم شعر پریا اثر شاملو وخورشیدک طلایی ترجمه شاملو را می خواندند و این دو شعر را از ۴ سالگی تا الان حفظ هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 10:52  توسط سیدمحمد مجابی  | 

این کار را در خانه بکنید!

روز های سرد زمستان پارسال را بیاد دارید ؟ گاز قطع بود وهمه سر کار می لرزیدند!

امسال نیز امکان تکرار وضع سال قبل وجود دارد .من نمی گویم چنین کاری را انجام بدهیم ولی  میتوان این کار را در خانه انجام داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 8:38  توسط سیدمحمد مجابی  | 

گربه ها را نخواهند خورد

خانم ژاله مطلب تندی درباره مبارزه با گربه ها در تهران نوشته بودند یاد روزی افتادم که در شبکه دوم تلویزیون مصاحبه می کردم و در میان برنامه مجری خواست که من در مورد گربه ها موضع گیری کنم و من در جواب گفتم اگر سوالی در این مورد مطرح کنید من از گربه ها حمایت خواهم کرد واو چیزی نپرسید!

امروز به آقای حیدرزاده رییس ستاد محیط زیست شهرداری تهران تلفن کردم و پرسیدم این قضیه صادرات گربه و عقیم کردن گربه ها چیست؟

او در پاسخ گفت: سال گذشته یک شرکت آسیای شرقی پیشنهادی در این مورد آورده بود که مورد مخالفت جدی شهردار قرار گرفت. ومطلقا چنین اجازه ای داده نشد ونخواهد شد .

بنابر این گربه های ملوس تهرانی خوراک چینی ها نمی شوند!

در مورد عقیم سازی هم قرار است آقای امراللهی توضیحی از طریق جرائد بدهند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 0:24  توسط سیدمحمد مجابی  | 

تو بزغاله ای!

چند روز پیش مجبور شدم بدون ماشین سر کار بروم در مسیر یاد طوطی وبقال مولانا در مثنوی افتادم وشعری گفتم که آخرش را تضمین از او کردم از محسنات راننده نبودن این است که می توانی شعرهایی که می گویی بنویسی من هم این کار را کردم حاصلش این شد :

   دوش در گوشم صدای ناله بود              ناله از اندوه یک بزغاله بود

   زار می زد داد می کرد و فغان               گریه هاو ناله های بی امان

   کاش می شد درد او را کم کنم             شادیش افزون و دل بی غم کنم

   نرم نرمک سوی او گشتم روان             با لطافت گفتمش ای نوجوان

   نام زیبای تو خود گویی که چیست       تا بدانم صاحب این ناله کیست؟

   گفت: من بزغاله ای شادان بدم           ناز پرورده عزیز جان بدم

   تا که روزی مادرم از خانه جست             لیک درب خانه را اصلا نبست

   آمد از بیرون صدای قیل وقال               گفتگوهای عجیب از لا محال

   بانگ میزد یک صدای پر طنین            کاین منم یکتای در روی زمین

   پیش من آیید من کاری کنم               عیشتان افزون و غمخواری کنم

   تا به کی سهم شما از این جهان        غصه است وناله و یک لقمه نان

   من بگیرم دادتان از قلدران                 سفرتان پر رنگ بادا نوش جان

   چون شنیدم داستانش بی درنگ        آمدم بیرون ز خانه شوخ وشنگ

   لیک تا چشمش به چشمم اوفتاد       پاسخ حتی سلامم را نداد

   گفت : ای بزغاله تو بزغاله ای            لایق بودن درون خانه ای

   حال گو این ننگ را من چون کنم        تا به کی این سینه را پرخون کنم

   من بماندم در جوابش سر بزیر           در کنار قهوه باید خورد شیر

   کار پاکان را قیاس ازخود مگیر            در نوشتن گرچه باشد شیر شیر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 0:12  توسط سیدمحمد مجابی  | 

متاسفم

واقعا متاسفم اگر حقیقت داشته باشد!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 0:20  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دوستان محیط زیستی

قرار است چهارشنبه درباره محیط زیست وچالشهای آن ارائه مطلبی داشته باشم.

استدعا می کنم برایم بفرمایید مهمترین چالش محیط زیست ایران چیست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 9:57  توسط سیدمحمد مجابی  | 

باجوانان ناز کن با ما چرا؟!

دیشب با لطف خانم فضلی  من وهمسرم به کنسرت ارکستر موسیقی ملی  رفتیم .

۵۸ نفر نوازنده وآقای سالار عقیلی خواننده که واقعا صدای خوبی دارد تحت رهبری  فرهاد فخرالدینی هنر نمایی می کردند.

این مراسم بمناسبت روز جهانی موسیقی در تالار بزرگ کشور برگزار شد .

سه نکته جالب توجه داشت:

۱- وقتی شعر شهریار که توسط استاد بنان خوانده شده  اجرا شد بیاد تاتر رستم وسهراب ونوشداروی بی هنگام  و ناز بی مورد و... افتادم واشک پهنای صورتم را پوشاند.

۲- وقتی می خواستیم سالن اجتماعات بسازیم مشاوران مرا دیوانه می کردند تا بتوانیم فاز ۱ را جوری داشته باشیم که از هر نقطه سالن صحنه معلوم وصدا مطلوب باشد . در تالار بزرگ کشوراز پرداختن به این دو موضوع کلا فارغ بودند!

۳-در بیرون تالار تعداد زیادی کودک با آلات موسیقی آهنگهای غیر مجاز می زدند که بسیار مورد استقبال بود

۳+۱-بعد از اتمام برنامه سالن یک صدا تقاضای اجرای ای ایران را نمود و ارکستر اجرا کرد وتمام سالن ایستاد و اطرافیانم اشک می ریختند که من نفهمیدم برای چه !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 9:46  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ابتذال یعنی پیش پا افتاده

مدتی است بدجوری ابتذال درونی فرهنگی جوامع ذهنم را مشغول کرده خصوصا جوامعی که از بیرون یک شکلند و از درون جور دیگر!

و این مسایل را تنها بصورت غیر مستقیم می توان دریافت مثلا از آهنگهایی که گوش می دهند.

هفته پیش از من بصورت غیر مترقبه مصاحبه ای در رابطه با موسیقی گرفته شد  حرف زیاد زدم البته چون زنده بود نمیشد خیلی راحت حرف زد.

به یک خاطره اشاره کردم هفته پیش برای یک سمینار به دانشگاهی رفتم ودر جمع دانشجویان جوان دوره دکتری وکارشناسی ارشد نشستم وگپ زدم صحبت کارهای ... مطرح بود موقع برگشت از سوپر مارکت سر کوچه پرسیدم این صفحه را داری؟ ویکی خریدم ونزدیک ۱۰ دقیقه در داخل پارکینگ گوش کردم.

یکی از آهنگهاعنوانش بود : نظرت چیه فدات شم؟!

وبعد قیمت چیزهای مورد علاقه اش را می گرفت!

شنیدن این نوع موسیقی در اروپا چندان عجیب نیست ولی بزبان فارسی وبحث بر سر آن در داخل دانشگاه میان دانشجویان آنهم در داخل دانشگاهی که راه پله دختران از پسران جداست عجیب نیست!

در زمانی که ما جوان بودیم چند خواننده با استفاده از اشتیاق خاص جوانان به طرح موضوعات اجتماعی پرداختند که خیلی مورد استقبال واقع شد .

نمیدانم آیا هنرمندی  هست که بتواند چنین راهی را برود؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 10:1  توسط سیدمحمد مجابی  | 

تشكر از رييس قوه قضاييه براي جلوگيري از اعدام كودكان

ديشب در جريان ابلاغيه آقاي هاشمي شاهرودي رييس قوه قضاييه مبني بر جلوگيري از اعدام كودكان زير ۱۸ سال قرار گرفتم.

در طي بيش از يكسال گذشته با خانوادههاي مقتولين و كودكاني كه  محكوم به قصاص بودند آشنا شدم .

با وكيل اين كودكان آقاي مصطفايي ومتعاقب آن  با بزرگان زيادي كه اهل علم ومعرفت واهل سياست هستند  صحبتهاي زيادي داشتيم.

در بعضي از موارد  به تاخير در اجراي حكم اعدام مي انجاميد ودر بعضي موارد به گذشت اوليائ دم منجر مي شد. در بعضي موارد هم متاسفانه بي نتيجه مي ماند .

اين اقدام ارزشمند آقاي شاهرودي در خور تشكر فراوان است.

به نوبه خود از ايشان تشكر مي كنم واگر عمري بود خاطرات خود را در طي اين مدت مي نويسم.

اين اقدام نقطه عطفي است وخوشحالم كه در زمان آقاي شاهرودي صورت پذيرفت.

 به تمام روشنگران وانسان دوستان و كساني كه در گمنامي پيگير حل اين معضل بودند تبريك مي گويم.

واميدوارم مجلس نيز در تصويب اين قانون اقدام نمايد و لايحه اي را كه از مجلس ششم مسكوت است به سرانجام برساند.

به اميد روزي كه شاهد خشونت در بين كودكان نباشيم .

بر اساس كنوانسيون حقوق كودك افراد زير ۱۸ سال كودك هستند

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 16:55  توسط سیدمحمد مجابی  | 

در ایران روزانه 70نفر سوار بر مرکب مرگ می شوند!

امروز در بریده جراید با موضوع عجیبی مواجه شدم:

تخلفات رانندگی میانسالان که منجر به مرگ می شود خیلی بیشتر از جوانان است!

جالب است بدانید سالانه ۱۲۰۰۰۰۰(یک میلیون ودویست هزار)نفر در تصادفات جهان کشته و۵۰۰۰۰۰۰۰(پنجاه میلیون ) نفر مجروح می شوند.

در ایران روزانه ۷۰نفر در تصادفات رانندگی کشته می شوند که ۷۰٪ آن مربوط به میانسالان و۱۹٪ آن مربوط به ۲۱-۳۰ سال و۱۱٪ آن مربوط به ۱۸-۲۱ است . البته این گونه آمار دادن قابل تحلیل نیست جونکه باید اعلام می کردند که چند درصد خودروها در اختیار میانسالان وچند درصد سفرهای بین شهری توسط آنان صورت می گیرد.

ارزش خسارت تصادف ها در ایران سالانه ۶۰۰۰میلیارد تومان است (یعنی معادل کل اعتبارات شهرداری تهران )

نقل از روزنامه همشهری۲۱/۷/۸۷

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 12:41  توسط سیدمحمد مجابی  | 

توسعه پایدار شهری

دیروز به کارگاه آموزشی توسعه پایدار که توسط دفتر اقتصاد محیط زیست  وتوسعه پایدار برگزار می شد دعوت شده بودم .

به چند دلیل تمام برنامه هایم را تغییر دادم تا بتوانم در آن نشست شرکت کنم .اول اینکه برای تصویب این دفتر زمانی که در سازمان محیط زیست بودم خیلی دعوا کردم تا به تصویب سازمان مدیریت رسید.

دوم آنکه به بحث توسعه پایدار بشدت اعتقاد دارم ومی خواستم برنامه های قابل اجرا در شهرداری تهران را مطرح کنم .

سوم آنکه دلم برای بچه های محیط زیست وخاطرات گذشته تنگ شده بود .

رفتم ویک ساعت راجع به توسعه پایدار شهری صحبت کردم .

امروز هم در جلسه سیاست گذاری  همایش شهرداری های کلان شهرهای ایران پیشنهاد دادم نشست این شهرداریها با موضوعیت توسعه پایدار شهری برگزار شود که خوشبختانه تصویب شد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 18:25  توسط سیدمحمد مجابی  | 

گیر ذهنی

نمی دانم چرا امروز این شعر حافظ در ذهنم گیر کرده:

چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون رو

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 8:42  توسط سیدمحمد مجابی  | 

پیشنهادی برای بالاترین

بالاترین از معدود سایتهایی است که هر روز مطالعه می کنم.

در طی این مدت بارها دیده ام  افرادی  توسط نویسندگان محترم مورد انتقاد قرار می گیرند و در مواردی افراد مورد انتقاد پاسخی می نویسند ولی چون جذابیت مطالب انتقادی زیادتر است این پاسخها در صفحه اول بالاترین جایی پیدا نمی کند.

به عبارتی فرد مورد انتقاد توانی برای دفاع از خود نمی یابد . شاید اگر مدیران محترم این سایت راهی برای پاسخ افراد بیابند که فرد بتواند در همان صفحه پاسخی بدهد کاری بدیع در این فضای مجازی کرده اند که اخلاق گرایانه است.

با بهترین آرزوها   سید محمد مجابی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 1:3  توسط سیدمحمد مجابی  | 

توصیه ای به هشتمین شهردار برگزیده جهان

اعلام قالیباف به عنوان هشتمین شهردار از میان ۸۰۰ شهردار جهان جای خوشحالی دارد.

این موفقیت را تبریک میگویم .

اعتقاد دارم اگر شهردار تهران در مسیر توسعه پایدار شهری حرکت کند نقش جاودانی از خود بجای خواهد گذاشت و در این مسیر توصیه می کنم به محیط زیست شهری اولویت بالایی بدهد تا نقطه اتصالی برای کلان شهرهای آسیا واروپا بوجود آید . عمری بود فردا بیشتر می نویسم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 0:52  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دورد بر بچه های تیم فوتسال

رسم است بعد از اینکه تیم ملی میبازد همه کاسه کوزه ها را بر سرشان می شکنند ولی من از دیدن بازی پر قدرت تیم ملی فوتسال در مقابل تیم ایتالیا کیف کردم واقعا دست بچه های تیم درد نکند درست است از صعود باز ماندیم ولی نتیجه مساوی عالی بود 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 18:36  توسط سیدمحمد مجابی  | 

هر غلطی کردی کردی ولی ظلم نکن!

پدر خدا بیامرزم می گفت:

یک نفر از کنار مسجد شاه رد می شده میبینه عده ای دارند یکی رو به قصد کشت می زنن.

اونهم می ره جلو و وسط دعوا چند تا چاقو به طرف می زنه.

کار که تموم می شه از مردم می پرسه این یارو چی کرده بود؟!

پدرم می گفت : پسرجان مراقب باش هیچ وقت گرفتار هیجان بی منطق نشی.

می گفت: هر غلطی کردی کردی! ولی هیچ وقت وتحت هیچ شرایطی حق کسی را ضایع نکن آبروی کسی را نبر وبه کسی ظلم نکن.

او می گفت : کاری ندارم به اینکه آدم اگه ظلم کنه پاسخش را می گیره حتی در همین دنیا.

ولی هر وقت خواستی ظلم کنی یاد بچه یتیمی بیفت که داری بزور ازش چیزی می گیری و او قدرت دفاع نداره.

پدرم می گفت : همه آدم ها یتیمند وهیچ کس را ندارند ودر زمانی که مظلوم واقع می شند فقط یکی را دارند و اونهم کسی است که قطعا تلافی خواهد کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 9:11  توسط سیدمحمد مجابی  | 

العشق

رساله تعریفات عبید زاکانی:

المجرد: آنکه به ریش دنیا خندید

الشقی: کدخدا

القلبتان والترشروی: پدر زن

السلیطه والسرد: مادر زن

القوز بالای قوز : مادر زن

العشق: کار بیکاران

المجنون : عاشق بی سیم

این رساله در ابواب مختلف و پیشه های متفاوت است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 7:34  توسط سیدمحمد مجابی  | 

پاسخ ابتکار به اتهام سرقت علمی

امروز آخرین پست خانم دکتر ابتکار در پاسخ به مطلب  منتشر شده در سایتهای مختلف خصوصا بالاترین  است 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 18:36  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دکتر قریب و بزهکاری کودکان

امشب سریال دکتر محمد قریب حال وهوای دیگری داشت.

در این قسمت دو کودک با هم دعوایشان شد آنهم بر سر چیزی بسیار ساده ! بر سر یک مداد!

مانند دعوای سعید جزی که بر سر ساندویچ بود ویا بهنام که بر سر کبو تر بود ویا .....

یکی از آن دو کودک به چشم دیگری آهک پاشید واو را در آستانه کوری قرار داد و وی نیز با ضربه چاقویی که در جیب داشت تلافی کرد .

دکتر قریب بدرستی گفت : یک کودک چاقو کش نیست واو را مستحق کمک دانست.

درود بر تهیه کننده این سریال .

امیدوارم نمایندگان مجلس آنرا دیده باشند

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 23:42  توسط سیدمحمد مجابی  | 

شيريني!

دلم براي حضرت حافظ خيلي سوخت او بدنبال داروي شيريني مي گشته است!

چو طبيب دردمندان لب لعل يار باشد              دل دردمند حافظ ز كه جويد اين دوا را؟!

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 17:47  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دیپلماسی ایران وامریکا

فکر نمی کنم گذاشتن این تصویر کار درستی بوده باشد
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 11:46  توسط سیدمحمد مجابی  | 

روز جهانی کودک مبارک

حقیقتش را بخواهید الان بدجوری جا خوردم!

یک پیامک برایم رسید: سلام . روز جهانی کودک مبارک. به امید شادی کودکان این سرزمین.

تلفنی که این پیامک را ارسال کرده بود برایم ناشناس بود زنگ زدم و صاحب تلفن فردی بود که در دوران کودکی در سن زیر ۱۸ سال ذر یک زد وخورد بچگانه که منجر به مرگ کودک دیگری شد محکوم به قصاص شده ودر آستانه اجرای این حکم قرار دارد.

او وقتی خود را معرفی کرد بشدت جا خوردم و وقتی گفت : نمی شود برای رضایت اولیاء دم کاری بکنی ؟

خیلی تکان خوردم.

طی چند ماه گذشته وقتی با برخوردهای عجیب وقریب برخی ها آشنا شدم که در حقیقت دنبال نجات این نوجوانان نبودند و .....بگذریم.

کمی حالم گرفته شد ولی فکر می کنم باید بدنبال کسب رضایت خانوادههای داغدار بود و از سوی دیگر با پیگیری از مجلس لایحه پیشنهادی قوه قضاییه به تصویب برسد.

دوست نداشتم در این زمینه چیزی بنویسم ولی نوشتم.

روز جهانی کودک بر کودکانی که در سن کودکی باقیمانده اند وعمرشان در لحظه ای گیر کرده است مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:52  توسط سیدمحمد مجابی  | 

در ایران زنها چاق ترند!

امروز گزارش نتایج بررسی ملی سلامت و بیماری در سال ۷۸ مربوط به چاقی  واضافه وزن را می خواندم که دیدم در ایران زنان از مردان چاق ترند!

مردان شهرنشین:     ۱۵-۳۹ سال ۲۶٪                            زنان شهرنشین:      ۱۵-۳۹ سال ۳۷٪

                            ۴۰-۶۹ سال ۵۱٪                                                         ۴۰-۶۹ سال ۶۸٪

شیوع چاقی شکمی در دو سوم زنان ویک سوم مردان گزارش شده بیشترینه شیوع چاقی در دهه ۶۰ سالگی است.

آنچه مهم است این موضوع اثرات زیادی در مرگ ومیر دارد بنظر بنده باید یک کار جدی صورت بگیرد من در طی سال گذشته ۲۵ کیلو وزن کم کردم ولی متاسفانه ۸ کیلو برگشت !

کم کردن مثقالی است ولی برگشت کیلویی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:28  توسط سیدمحمد مجابی  | 

چکار می کنی؟

امروز مطلب جالبی برایم ارسال شده  و از من سوال کرده بودند:

اگر در حال رانندگی در کنار خیابان وایستگاه اتوبوس خانم سالخورده ای که فوری باید به بیمارستان برود و پزشکی که یکبار ترا از مرگ نجات داده و دخترزیبایی که آرزوی ازدواج با او را داری (البته در مورد بنده منظور خانمم قبل از ازدواج بوده!) ببینی و  ماشینت کروکی باشد وفقط جا برای یک نفر داشته باشد چکار می کنی؟!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:12  توسط سیدمحمد مجابی  | 

یک لیوان آب نه چیز دیگر !!!

یک لیوان آب نه چیز دیگر

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 23:7  توسط سیدمحمد مجابی  | 

زوج فرزند فروش

امروز در بریده جراید با مطلبی عجیب در روزنامه حزب الله مورخ ۱۴مهرماه مواجه شدم.

موضوع از این قرار بود :

 روز جمعه مرد میانسالی با دختر یک ساله اش در خیابان گاندی تکدی می کرده که یک زن رهگذر نسبت به فرزند او اظهار محبت کرده و مبلغی کمک می کند .

مرد میانسال به خانم پیشنهاد فروش دخترش را به مبلغ سه میلیون تومان می دهد! وزن رهگذر بلافاصله موضوع را به پلیس اطلاع می دهد وپلیس او را دستگیر وپس از بررسی معلوم می شود که همسر این مرد نیز در حال تکدی بدنبال فروش دختر سه ساله دیگر شان نیز بوده است.این زوج به هردو دختر معصوم مواد مخدر نیز خورانده بودند .

من هر روز از اتوبان شهید ستاری عبور می کنم که در روی یکی از پلهای عابر پیاده این جمله نقش بسته : تهران شهر اخلاق

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 18:6  توسط سیدمحمد مجابی  | 

پارادوکسی در شب تهران

مدتی است شهرداری تهران با تمام وجود بدنبال نور پردازی معابر وپلها وبرخی بناهای شهر است که جلوه زیبایی به شهر داده واین جلوه یعنی شب از خانه بیرون بیایید و شهر را تماشا کنید امشب بنده وخانمم بچه ها را پیچوندیم وبه یاد بعضی وقتها رفتیم قهوه وبستنی و ساندویچی بخوریم که هر جا میرفتیم به علت اینکه باید قبل از ۱۲شب تعطیل کنند عذر خواهی می کردند!

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 1:33  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ساخته دیگران را خراب نکن

در اینجا مطلب زیبایی از مادر ترزا نوشته شده .

در میان جمله هایش ای جمله را انتخاب کردم :

چیزی را که برای ساختنش سالها وقت صرف کرده ای  ، بعضی ها یک شبه توانسته اند آن را خراب کنند. تو در هر حال بساز.

وبا اجازه مادر ترزا اضافه کردم: ساخته دیگران را خراب نکن

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 12:2  توسط سیدمحمد مجابی  | 

قرمزته!!!! آبی ته!!!!

پسرم خیلی علاقه مند بود که امروز به استادیوم آزادی بریم وبازی استقلال پرسپولیس را نگاه کنیم.

ناچار با یک دوست خوبم که با عالم غیب ارتباط دارد! (جسد خیس) خواستم تا برایمان کاری بکند.

او پرسید: آبی یا قرمز؟ گفتم :یکیمون آبی و یکیمون قرمز! گفت: پس فقط یکی جا داریم!

ولی بالاخره لطف کرد وبلیط تهیه شد منتها گفت باید از ساعت ۹ و ۱۰صبح استادیوم باشیم چون دربها بسته می شود!

من متحیرم این همه آدم را که با کوهی انرژی این همه ساعت در آنجا نگاه می دارند چطور می توان کنترل کرد؟

واحتمالا اگر قرار باشد ما میزبان جام جهانی باشیم از یک هفته قبل از مسابقه درب استادیوم را می بندند.

بهر صورت ما که از رفتن گذشتیم .

نمی دانم امروز چرا به یاد فیلم آفساید ساخته جعفر پناهی  افتادم!

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 11:4  توسط سیدمحمد مجابی  | 

میلاد تهران

مقایسه ای از برجهای بلند دنیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 10:40  توسط سیدمحمد مجابی  | 

اعدام و اثر آن در کودکان

در میان وبلاگها با این مطلب وعکس  که نقل از این وبلاگ در بالاترین  بود مواجه شدم .

واقعا متاسفم که مسولین یکی از مجلات مهم کودک و نوجوان در میان لطایف خود بحث اعدام را مطرح می کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 0:29  توسط سیدمحمد مجابی  | 

حکایت مرجان های چابهار ومرجان خانم

چندی قبل مطلبی با عنوان تهدیدی جدی برای مرجانهای بندر شهید بهشتی چابهار نوشته بودم امروز یکی از دوستان خبرنگار تلفنی از من پرسید: آقای مجابی چرا تفره می رید نظر شما راجع به جابجایی مرجان ها چیست ؟ چرا فکر می کنید نمی شود مرجانها را جابجا کرد؟!

بنده در پاسخ گفتم : چرا می شود بعضی از مرجانها را براحتی جابجا کرد البته آنها مرجان خانم هستند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 0:10  توسط سیدمحمد مجابی  | 

اظهار نظر یکی از دوستان درباره کودک 17 ساله دارای سه زن!

 

 

سه شنبه 9 مهر1387 ساعت: 11:28 توسط:
وقتی مسایل کودکان در اولویت قرار نمی گیرد و وقتی کودکان، شهروندان بی برنامه جامعه محسوب می شوند تعداد بسیاری از آنان درگیر انواع و اقسام آسیب ها شده و تا نبود برنامه اساسی و اصولی از سوی مدیران جامعه در آن منجلاب باقی می مانند و برون رفت از آن تقریباً امکان ناپذیر می شود.
یکی تبدیل به بیجه خواهد شد و دیگری خفاش شب، دیگری درگیر مناسبات نامشروع و آن یکی حامل مواد مخدر و در این رهگذر کودکی به جای نشستن پشت میز و نیمکت مدرسه درگیر گرفتن 3زن و داشتن فرزندانی می شود که آنان را راهی خیابان و بازار می کند برای امرار معاش و گذراندن زندگی به راستی مقصر کیست، کودک 17 ساله یا ...

 

اینهم نظری در مورد پست قبلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 11:42  توسط سیدمحمد مجابی  | 

عید فطر مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:44  توسط سیدمحمد مجابی  | 

چه باید گفت؟!

روز گذشته مطلبی در باره یکی از نابهنجاریهای اجتماعی نوشته بودم که توسط یکی از دوستان به بالاترین ارسال شد. ودر طی این دو روز بسیار مورد بازدید وسوال قرار گرفت .

از دوستی که این موضوع را برایم نقل کردند خواهش کردم برایم توضیح بیشتری بدهند اگر لطف کردند برایتان خواهم نوشت

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 1:42  توسط سیدمحمد مجابی  | 

برج میلاد

در مصاحبه های این چند روز آمده که برج میلاد روز عید فطر افتتاح می شود ولی امروز در جلسه ای که بودم معاون عمرانی شهردار گفت:

برج میلاد عید فطر آماده افتتاح است ولی چون زمان مناسبی برای این کار نیست روز سه شنبه هفته بعد افتتاح خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 11:33  توسط سیدمحمد مجابی  | 

میخ دروغ به کدام جهت است؟!

این دعا را در مطالب نیک آهنگ کوثر خواندم.

حقیقتش نفهمیدم منظور نیک آهنگ چه بوده!

ضمنا منظور داریوش را هم زیاد متوجه نشدم آیا می خواسته بگه اگر دشمن داشتید دروغ نگید یا اگر خشکسالی شد به دشمن دروغ بگید ویا اگر دشمن داشتید او دروغ نگوید و یا اصلا دروغ نگید چون وقتی خشکسالی است نمی توان دروغ را باور کرد!

ولی آنچه مهم است رابطه دشمن و خشکسالی ودروغ است.

ضمنا اگر خط میخی بلدید لطفا بفرمایید کلمه دروغ کدامست ومیخش به کدام جهت است؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 0:27  توسط سیدمحمد مجابی  | 

کودکی با 3زن و4فرزند در تهران!

در حاشیه افطار محک با سه تن از افراد یک NGOحمایت از کودکان کار صحبت می کردم که موضوع بسیار عجیبی را گفتند وآن این بود یک نوجوان ۱۷ ساله در تهران در محله غار سه زن و چهار بچه دارد!!!!!

براساس کنوانسیون حقوق کودک به افراد زیر ۱۸ سال کودک اطلاق می شود

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 23:45  توسط سیدمحمد مجابی  | 

درود برانسانیت

همین الان از مراسم افطار موسسه محک برگشتیم.

موسسه حمایت از کودکان سرطانی موسسه ای مردمی است که با همت خیر خواهان تا کنون بیش از یازده هزار کودک سرطانی را که معادل ۹۰٪ کل بیماران کودک سرطانی است را تحت حمایت قرار داده وبودجه مورد نیاز امسالشان بالغ بر ده میلیارد تومان است.

واقعا از همت والای گردانندگان وخیرین لذت بردم.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 23:39  توسط سیدمحمد مجابی  | 

اولین جلسه کمیته کاهش آلودگی هوا و پر شدن ظرفیت بهشت زهرا!

امروز در بریده جراید مصاحبه آقای دکتر صدوق مدیرکل محیط زیست استان تهران را در باره تشکیل کمیته کاهش آلودگی هوا در دو روز آینده را دیدم و برای آحوال پرسی آنهم بعد از قضایای سرخه حصار به ایشان زنگ زدم وبرایش آرزوی موفقیت کردم .

اما قضایای تشکیل کمیته کاهش آلودگی به قانون برنامه سوم بر می گردد که بر اساس آن شهرهای آلوده برای حل مشکلات آلودگی هوا مکلف به تشکیل این کمیته های اجرایی شدند.

 قبل از تشکیل این کمیته در تهران سه برنامه برای کاهش آلودگی هوای تهران توسط فرهنگستان علوم وشهرداری تهران و وزارت صنایع تهیه شده بود وپس از ادغام آن مصوبات خوبی در دولت به تصویب رسید و تعداد قابل ملاحظه ای از مصوبات از جمله حذف سرب به نتیجه رسید.

اگرچه تشکیل کمیته کاهش آلودگی هوا از اهمیت برخوردار است اما بنظر من تا مشکل مدیریت واحد شهری حل نشود از این کمیته نمی توان انتظار بالایی داشت .

شاید عدم تشکیل آن از اول امسال تا این ماه شاهدی بر این مدعاست.

بهرصورت باد امروز را نبینید سکون هوا در ماههای پایانی سال را بیاد بیاورید واینکه ظرفیت بهشت زهرا پر شده!

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 14:0  توسط سیدمحمد مجابی  | 

Climate is chenging

با تشکر از حسام الدین نراقی در ارسال این مطلب

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 9:44  توسط سیدمحمد مجابی  | 

گوسفند بزغاله گربه و رییس

             

گربه باشیم یا گوسفند ؟ اصلا گربه ایم یا گوسفند ؟

سعید حجاریان جایی گفته که اصلاح طلبان مثل لشگر گربه ها می مانند . کنترلشان سخته . هر کدوم به یک طرف می روند اما طرف مقابل عکس این است . مثل لشگر گوسفندهاست . یک چوپان بسه تا آن ها را به مقصد برساند . حالا اون ها که از گربه بودن اصلاح طلبان خوشحال می شوند یا ناراحت کافیه بقیه مطلب را بخوانند تا از گوسفند بودن خوشحال بشوند یا ناراحت . عجب تشبیه جالبیه این تشبیه . من مانده ام توی این وانفسا چی باشی بهتره .
|+| نوشته شده توسط زهرا علی اکبری در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 | موضوع: | 2 نظر
 
این مطلب را عینا کپی کردم چون این وبلاگ در بعضی جاها دیده نمی شود!
بنده در پاسخ نوشتم :گوسفند گربه نمی خورد ولی گربه گوسفند می خورد اما.....
 
من صحبت آقای حجاریان را نخواندم ولی واقعا در تعجبم آیا هنوز باید گله داری کرد؟!
آیا عدم پذیرش ناشی از شنونده است؟
آیاگوینده هیچ نقشی در بیان درست موضوع ندارد؟
آیاگردانندگان یک تفکر ودیدگاه سیاسی نباید به ظرایف ارتباط با مخاطبان وحتی مخالفان خود آشنا باشند؟
چون سیاست بلد نیستم ونمیدانم آنرا با سین مینویسند یا صاد یاد کارتون زیبایی افتادم بنام رییس مزرعه.
پیشنهاد می کنم آنهاییکه سیاست بلدند آنرا نگاه کنند.
فقط برایم این سوال باقیست نظر آقای حجاریان در رابطه با بزغاله ها چیست؟
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 12:1  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ساسی مانکن ومن مبهوت

امروز حدود ساعت ۹ صبح از خانه بطرف محل کار حرکت کردم حوالی میدان نور ترافیک سنگینی بود بطوری که با سرعت بسیار کمی حرکت می کردم  سه پسر نوجوان دبیرستانی با لباس فرم منتظر تاکسی بودند ولی کسی سوارشان نمی کرد .به آنها رسیدم یکیشون سرش را ازپنجره جلو آورد گفت: جون مادرت مارو برسون!

خندیدم وگفتم بیاین بالا!

به دو سوت سوار شدند.

و با انرژی بالای خود شروع کردند به باز کردن باب صحبت .

یکی شون گفت:چی دارید گوش می کنی؟

گفتم: ونجلیس موسیقی متن فیلم کریستف کلمب.

خندید وگفت :آقا سر صبح از این چیزا گوش نمیدن!

گفتم پس چی گوش میدن ؟

گفت : ساسی مانکن.حسین مخته و...

باقی موسیقیای مورد علاقش رو نفهمیدم ولی خودش می گفت اینا رپ ایرانیند!

پرسیدم کلاس چندین ؟ گفتند :اول

گفتم درس هم می خونید یا فعلا شعر رپ حفظ می کنید ؟!

یکشون جواب داد : آقا ما دیشب تا سحر احیا بودیم قران هم بسر گرفتیم راجع بما چی فکر کردید ؟ ما اهل خدا ونماز وهمه چیز هستیم.

 اما قربون شما ما رپ دوست داریم فیلمم نگاه می کنیم بچه های خوبیم هستیم .

گفتم :چه فیلمهایی؟

آنیکی ها گفتند :بی خیال بابا!

سر کوچه مدرسشان رسیده بودم خودم نگه داشتم پیاده شدند وتشکر کردند ولی هیچکدام نپرسیدند من از کجا فهمیدم  آن کوچه مدرسشان است!

در ادامه مسیر با خودم خیلی فکر کردم یاد زمانی افتادم که خودم کلاس اول دبیرستان بودم سال۵۹ بود آبان ماه همان سال به بسیج رفتم وسال بعدش یعنی وقتی که کلاس دوم بودم جنازه دوستانم را تشیع کردم وهمان سال برای اولین بار یک شهید را در آغوش گرفتم.

امروز فهمیدم که نمی فهمم جوانی چیست وبقول محسن چاووشی پیر شدم پیر تو ای جوانی!

اما از صراحت این بچه ها خوشم آمد امیدوارم حداقل در این نسل تظاهر کم باشد 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 1:34  توسط سیدمحمد مجابی  | 

زنده باشید

می خواهم از پست آستانه مرگ بگریزم .

دیشب یکی از دوستان خوبم طی کامنت اطلاع داد در حال تجربه آستانه مرگ است او دچار مسمومیت شدید دارویی شده بود وکارش به اورژانس وبیمارستان رسیده بود ودور از جانش امروز کامنتی در باره اسکندر دریافت کردم .

آرزو می کنم تمام دوستان سالم وقبراق باشند وبی خیال آستانه مرگ وتحقیق دانشگاه انگلیسی!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 1:43  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ژاله -ف

این گربه زیبا اسکندر است.

گربه ای که مونس انسانی شد

وگربه عزیزی که امروز نیست.

چقدر خوبست انسان مونسی داشته باشد وچقدر خوبست انسان مونس کسی باشد.

وچقدر سخت است ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 1:38  توسط سیدمحمد مجابی  | 

آستانه مرگ

امروز  در بالاترین مطلبی در باره تجربیات در آستانه مرگ خواندم مربوط به تحقیق از افرادی است که دچار توقف ضربان قلب ویا ایست قلبی شده اند .

من یک بار چنین وضعی را زمانی که در حال آنژیوگرافی بودم تجربه کردم .

تمام درد واضطراب از من دور شد ومن خود را در یک فضای کاملا سبز می دیدم وبعد از مدتی فهمیدم که دارم می میرم بعد از این درک حس کردم دلم می خواهد زنده بمانم و درد شدیدی در ناحیه سینه حس کردم که ناشی از ماساژ قلبی بود بعد از آن تازه خودم را دوباره حس کردم قبل از آن یک جور دیگه بود... 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 15:52  توسط سیدمحمد مجابی  | 

از علی آموز اخلاص عمل

امشب شب قدر وشب شهادت انسان کامل حضرت علی علیه السلام است.

چند روز گذشته صحبت جالبی با یکی از دوستان عزیز داشتم که به نکته عجیبی اشاره کرد.

او گفت :حفظ جان امام زمان اوجب واجبات است و ادامه داد زمانی که حضرت علی  ضربت خوردند دو امام معصوم یعنی حضرت امام حسن و حضرت امام حسین علیهم السلام طبیب کلیمی بر بالین حضرت آوردند یعنی سلامت امام بدست طبیب کلیمی سپرده شد و دو معصوم به یک کلیمی اعتماد کردند .با آنکه کلیمیان با حضرت سابقه جنگ داشتند.

من در روز گذشته به منابع مختلفی رجوع کردم و از استاد حافظیان نیز کمک خواستم اگرچه صحت وسند این روایت را نیافتم ولی نام گروه طبیبان را دیدم که بنام اثیربن عمرو اشاره شده بو د ولی بیشتر دوستان بدون ذکر سند این روایت را مطرح کردند .

اگر این روایت صحیح باشد چنین اعتمادی دارای درس وپیام بزرگی است. لطفا اگر سندی در این رابطه یافتید به من اطلاع دهید

شهادت مولی الموحدین بر همه عدالتخواهان تسلیت باد

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 2:0  توسط سیدمحمد مجابی  |