دعوت از وبلاگ نویسان عزیز و دوستداران محترم محیط زیست
زمان-مکان وبرنامه ساعت۸ الی ۱۳

زمان-مکان وبرنامه ساعت۸ الی ۱۳

راستی اگر مرگ نباشد انسان به چه امیدی می تواند زنده باشد چون زندگی وقتی معنی دارد که مرگی وجود داشته باشد .
فکر می کنم خیلی وقتها بیهوده از چیزی که نمی دانیم می ترسیم .
ببخشید شاید از عوارض بی خوابیست!
نشست علمی : تهران ، شهری جهانی؟
خواستم از شما عزیزان بپرسم آیا تهران شهری جهانی هست؟ اگر هست چرا؟ واگر نیست چرا؟
پاسخ شما برایم مهم است اگر ممکن است در پاسخ کمکم کنید.
فوق العاده است
امروز سری به جناب عبداللطیف عبادی زدم واحوال ایشان را پرسیدم .در پاسخ پیام خصوصی ارسال کردند که قسمتی از آن که به پست من مربوط می شد برایتان می گذارم .
بسیار علاقه مندم که بتوانیم کاری جدی برای حمایت از پلنگ ایرانی بکنیم .
البته سعی می کنم طی چند روز آینده اطلاعاتم را بیشتر کنم.
آقای عبادی:
چند روز پیش انتشارات نشنال جیوگرافیک کتابی به نام "ایران " را در تیراژ 8 میلیون نسخه! و در آمریکا منتشر کرد . یه دانه از این کتاب را هم من - به سفارش انتشارات گیتاشناسی تهران - خریدم . نکته ای جالبی که در این کتاب دیدم ، عکس و مطلبی درباره انقراض قریب الوقوع گونهء ایرانی پلنگ " پرشین لیوپارد " بود که عکسش را می بینید . این چیزی است که خود ما به آن بی توجه هستیم ولی از چشم آمریکایی ها دور نمانده است

اینم عکس شب جمعه !
افرادی که در عکس هستند نمی شناسم وکاری هم که می کنند نمی دانم چیست.اما برای تبریک این جمله را نوشتم:
تولد مولا علی که شامگاه به در خانه های چشم انتظاران می رفت مبارک
خبرش اینجاست هیچ کس هم نمی تواند بگوید این موضوع دروغ است ! چون خانم عقلمند عکسش را گذاشته
امروز در جشن ولادت حضرت علی (ع) از من خواستند صحبتی کنم .
از آنجاییکه دلم از خشونتها و بد اخلاقیهایی که می بینم گرفته بود سخنم را با حدیثی از رسول اکرم در خصوص حضرت علی شروع کردم که فرموده است :یک ضربه شمشیر علی در خندق از عبادت جن وانس بالاتر است.
شان این حدیث به موضوع جنگ حضرت با پهلوان عرب برمی گردد که امر برروی علی خدو می اندازد وبلافاصله حضرت از روی او بر می خیزد و مولوی چه زیبا بیان می کند :
او خدو انداخت برروی علی
افتخار هر ولی وهر نبی
در زمان بنداخت شمشیر آن علی
کرد او اندر غزایش کاهلی
گفت من شمشیر ازپی حق می زنم
بنده حقم نه مامور تنم
براستی این بد اخلاقیهایی که می بینیم از کسانی که ادعای پیروی از آن حضرت را د ارند چگونه توجیه خواهد شد؟
آیا در تصمیماتمان خشم وغضب را دخالت می دهیم؟ اگر چنین است بد به حالمان که ظلم می کنیم.
ولادت انسان کامل حضرت علی علیه السلام مبارک
مدتی است به مسایل اطرافم دقیق شده ام و میزان خشونت را قابل توجه دیده ام فکر می کنم باید یک حرکت جمعی برای کاهش آن صورت گیرد .
روز یکشنبه کلاسی داشتم که متاسفانه نتوانستم درآن شرکت کنم امروز برای تبریک به استاد زنگ زدم
دیدم بسیار منقلب است و ووقتی پرسیدم چه شده ؟ بغضش ترکید و گفت:
جوانی که در انتهای کلاس می نشست بیاد داری ؟
گفتم: چطور؟
گفت:بعد از کلاس زمانی که برق رفته بود می رود سوار ماشین شود که یک نفر با چاقو او را می زند و ومتاسفانه به قلبش اصابت می کند ودر جا کشته می شود.
من نمی دانم انگیزه چه بوده ؟! ولی اگر برای سرقت بوده خوبست کارگاهی برای سارقین گذاشته شود که نیازی به کشتن نیست .
حتی اگر بگویند می خواهند برای سرقت کسی را بکشند ممکن است خود فرد دو دستی تقدیم کند !
واقعا متاسفم.
امروز اصلا نمی خواستم خاکستری باشم و گله دوستانم را که بنده را آدم شادی می شناسند بیشتر کنم . ولی نشد
ماهی را هر وقت از آب بگیری خوشمزه است!
به همین خاطر با چند روز تاخیر تولد greenblog را به خودم وتمام طرفداران محیط زیست و خصوصا
جناب آقای دکتر مهدی اشراقی
تبریک عرض می کنم
اگرچه این موضوع را در طراحی دریاجه پارک پردیسان دیده بودیم ولی آبنمای جلوی ساختمان موزه تاریخ طبیعی را با ترکیبی از آب وآتش در نظر گرفتیم که نمی دانم آتش در آن اجرا شد یا نه.
اما چیزی که مرا خوشحال کرد کارت دعوت سازمان زیبا سازی بود که برای افتتاح آبنمای موزیکال بوستان ملت برایم ارسال شده بود .
اگرچه به این افتتاح نرسیدم ولی امروز در اخبار روزنامه مطلبی از شهردار تهران دیدم او گفته است :
شادی حق شهروندان است وشهروندان تهرانی بیش از هرچیز به آرامش نشاط وتفریح احتیاج دارند.
من با این گفته آقای قالیباف کاملا موافقم ولی خوبست سری به مکانهای تفریح بزنیم وببینیم چه عواملی مخل آرامش وتفریح وشادی هستند ؟
بعد بتوانیم تمام عوامل را برای برطرف کردن این موانع همسو کنیم چون بعید بنظر می رسد تنها با نظر شهرداری این موانع برداشته شود .
یکی از مهمترین رسالتهای تمام دولتها تقویت کانون خانواده است اگر مدیریت شهری بتواند شرایط را برای تفریح جمعی وخانوادگی فراهم کند کار بزرگی کرده است .
شهری که در آن شادی ونشاط وخنده نقش بندد خشونت در آن کاهش می یابد
سراغ پاور پینت رفتم و یاد دوست عزیزم حسن فرازنده افتادم که این گزارش را با او تهیه کرده بودم.
آنروز صبح بدون اختیار به سازمان شیلات رفتم ودر اطاقش نشستم وتازه آنروز بود که فهمیدم حاج حسن در هفته اول تولد دخترش یاسمن برای او وبلاگی بنام یاسمن جون راه انداخته ودر اولین پست این وبلاگ شعری برای دخترش گفته پیشنهاد می کنم حتما بخوانید .
اگرچه من خیلی منقلب شدم و شماهم متاثر خواهید شد ولی خواستم احساس یک پدر را که تنها ده روز فرزندش را دیده ،بخوانید .
او انسان بود ویک پدر خوب .
اگرچه نماند تا دخترش روز پدر را به او تبریک بگوید ولی از صمیم قلب این روز عزیز را به او تبریک می گویم
خانم مژگان جمشیدی در پست قبلی کامنتی در خصوص درخت سرخدار گذاشته بودند و این موضوع مرا علاقهمند کرد تا در باره آن چند خطی بنویسم
سرخدار Taxus baccata
درخت سرخدار یکی از گونه های منحصر بفرد و با ارزش جنگلهای هیرکانی در ناحیه خزری و ارسبارانی است و از آن بعنوان فسیل زنده یاد می شود چرا که چندین میلیون سال از عمر این گونه می گذرد .
درحالیکه در اروپا تنها فسیل این گونه یافت می شود ولی در ایران این گونه بطور طبیعی در جنگلهای شمال و ارسباران می روید.
درخت سرخدار از گونه های ممنوع القطع می باشد ولی متاسفانه نظارت مناسبی برای حفظ و احیای آن صورت نمی گیرد .
این درخت علاوه بر ارزش تنوع زیستی دارای ارزش دارویی بسیار موثر در درمان برخی از سرطان هاست
که ماده موثر آن تاکسون می باشد .
یاد زمانی افتادم که در سازمان محیط زیست بدنبال اعلام ممنوعیت بهره برداری از چوب جنگلهای شمال بودیم که در وقتی دیگر راجع به آن خواهم نوشت
او در سال ۱۳۴۱ چنین گفته:
ترسم ز فرط شعبده ،چندان خرت کنند
تا داستان عشق وطن، باورت کنند
من رفتم از چنین ره و ، دیدم سزای خویش
بس کن تو، ورنه خاک وطن بر سرت کنند
گیرم زدست چون تو، نخیزد خیانتی
خدمت مکن، که رنجه به صد کیفرت کنند
گر وا کند حصار قزل قلعه لب به گفت
گوید،چه پیش چشم تو،با همسرت کنند
واقعا با دیدن این شعر که چون عازم جلسه هستم امکان نوشتن کاملش را ندارم خیلی جا خوردم
اگرچه همنشینی ایشان با حافظ برایم عجیب تر بود
| شنبه 22 تیر1387 ساعت: 15:18 | توسط:يكي از دوستان شما | ||||
| سلام آقاي مهندس مجابي اين جسد خيس كيست | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
چند بار تا بحال دوستان طی کامنتهایی از من راجع به دوست خوبم حضرت مستطاب جناب آقای جسدخیس پرسیده اند واقعا او خوب می نویسد و عجیب ! که این با نام وبش نیز همسویی دارد.
ایشان یکبار لطف کرد واز آن دنیا ! البته دنیای مجازی بدیدن بنده آمد ! وبنده نه تنها از دیدن یک جسد خیس نترسیدم بلکه از دیدن یک جوان خوش رو وبلند قامت که تسلط زیادی به بیان داشت بسیار خوشحال شدم .
او متخصص کامپیوتر است وخیلی از یک تحصیل دانشگاهی در این زمینه جلوتر رفته است .
با هم صحبتهای خوبی داشتیم وبرایم یک جعبه شیرینی از آن دنیا آورده بود .
اما خواست که ارتباط ما به همان شکل قبلی باقی بماند چون او جسد خیس است وممکن است مثل کاسپر دوست داشتنی موجب ترس دیگران شود !
برایش آرزوی موفقیت می کنم
مشکل مسکن دو روزه ویکساله حل نمی شود
من کاملا با نظر ایشان موافقم

تمام دردسر ها از وقتی شروع می شود که پسر جناب وکیل در شب تولدش زمان فوت کردن شمع کیک آرزو می کند که پدرش نتواند دروغ بگوید !
این آرزوی کودکانه بلافاصله عملی می شود وجیم کری نمی تواند دروغ بگوید! حتی یکبار!
واقعا تصور کنید زندگی بدون دروغ چه جور می شود ؟
و تصور کنید که شاغلین بعضی مشاغل که شغلشان ارتباط کامل با دروغگویی دارد به چه سرنوشتی دچار خواهند شد؟
بیایید امشب باهم آرزو کنیم بعضی ها نتوانند دروغ بگویند!
اما واقعا ما چقدر برای راستگویی هزینه می کنیم ؟ شاید بهتر باشد بگویم ما چقدر آموزش دروغگویی داریم؟
بنظر من بدترین خطر برای هر جمعی صلب اعتماد است ! اعتمادی که اگر از دست برود دیگربدست نمی آید ومن نمی دانم چرا بعضی ها با تمام توان خود تلاش می کنند که اعتماد را از بین ببرند ونمی دانند این جو بی اعتمادی تیشه به ریشه زدن است!
یکی برسر شاخ بن می برید
خداوند بستان نظر کرد و دید
بگفتا که این مرد بد می کند
نه بر من که بر نسل خود می کند
|
چندی است دوستان عزیز طرفدار محیط زیست به موضوع مهم تالاب می پردازند ونگرانی خود را از تالابهای کشور اعلام می کنند منهم از دوستداران وعلاقه مندان تالابها هستم وزمانی که مجری موزه تنوع زیستی بودم با همکاری دکتر فاضل و همکاران موزه تنوع زیستی مشکل آزولا و آب توازن کشتی ها را در غرفه های موزه تنوع زیستی به تصویر کشیدم . اگر عمری بود پیگیریهای بعدی راجع به آب توازن کشتیها را خواهم نوشت. اما امروز تصمیم گرفتم مطلبی راجع به تالابها بگذارم تا با تالابها بیشتر آشنا شویم . از دوست خوبم مهندس علی تشکر می کنم که مرا کمک کرد تالاب تالاب محيطي است كه آب عامل اصلي تشکیل دهنده محيط زيست جانوري و گياهي آن باشد. تالابها معمولا“ زماني شكل مي گيرندكه پهنه آب درسطح زمين يا در نزديكي سطح باشد. به عبارت ديگر آب كم عمقي پهنه اي از زمين را پوشانده باشد. تعاريف و تعابير مختلفي از اصطلاح تالاب در جهان رايج شده است که متداولترين آنها تعريفي است كه كنوانسيون جهاني حفاظت از تالابها (Ramsar-1971) به شرح زیر عنوان نموده است : " مناطقي پوشيده از مرداب، باتلاق، لجن زار يا آبگيرهاي طبيعي و مصنوعي اعم از دائمي يا موقت كه در آن آبهاي شور يا شيرين به صورت راكد يا جاري يافت مي شود، همچنین شامل آبگيرهاي دريايي که عمق آنها در پائين ترين حد جزر از شش متر تجاوز نكند." • تالابها انوع گوناگوني از زيستگاهها نظير رودخانه ها، درياچه ها، كرانه هاي ساحلي، جنگلهاي حرا، لجن زارها و حتي تپه هاي مرجاني را در بر مي گيرند. • به علاوه انواع تالابهاي مصنوع بشر مثل حوضچه هاي پرورش ماهي وميگو، حوضچه هاي كشاورزي، اراضي تحت كشت آبي، حوضچه هاي نمك گيري، مخازن آب، بستر شني رودخانه ها و كانالهاي آب نيز مشمول اين تعريف كلي مي گردند. بر اساس طبقه بندی كنوانسيون رامسر 42 تیپ تالاب در سه دسته اصلی زیر جای میگیرند: ( برگرفته از Scot Frazier ) 1) تالابهاي دريائي و ساحلي (12 نوع) (marine/ coastal w.) مانند: - صخره هاي مرجاني - سواحل ماسه اي , قلوه سنگي يا سنگريزه اي - مردابهاي شور - جنگلهاي ما نگرو (حرا) 2) تالابهاي داخلي / خشكي (20 نوع) (Inland w.) مانند: - رودخانه ها , نهرها , خورهاي دائمي و فصلي - درياچه هاي شور و شيرين - مردابها - تالابهاي جنگلي 3) تالابهاي مصنوعي يا انسان ساخت (10 نوع) (Human-made w.) مانند: - استخرها - اراضي تحت آبياري - اراضي كشاورزي تحت تاثير سيلابهاي فصلي - آبراهه ها و كانالها * كنوانسيون رامسر (کنوانسیون جهانی حفاظت از تالابها – رامسر 1971) شايد بتوان نقطه عطف توجه جدي بشر به سرنوشت تالابها را انعقاد كنوانسيون حفاظت از تالابها ( رامسر-1971 ) دانست . هم اكنون بعد از گذشت 36 سال از تولد اين كنوانسيون بيش از 1500 تالاب با مجموع مساحت حدود 150 ميليون هكتار در 152 كشور جهان در آن به ثبت رسيده و تحت نظارت , مطالعه و توصيه هاي حفاظت و بهره برداري معقول قرار گرفته است . • كنوانسيون تالابها يك معاهده بين الدولي است كه در دوم فوريه 1971 در شهر رامسر ايران با حضور 18 كشور جهان مورد تصويب قرار گرفت. • كنوانسيون مذكور اولين معاهده نوين جهاني بين الدولي پيرامون حفاظت و بهره برداري عقلايي از منابع طبيعي است. • كنوانسيون تالابهاي داراي اهميت بين المللي خصوصا بعنوان زيستگاه پرندگان آبي نام رسمي كنوانسيون است. اين عنوان منعكس كننده تاكيد اوليه بر امر حفاظت و بهره برداري عقلايي ازتالابها , عمدتا به عنوان زيستگاه پرندگان آبي است. • كنوانسيون رامسر در سال 1975 لازم الاجرا گرديد.
* ارزشهاي تالاب: • حفظ تنوع زيستي و ذخاير ژني • تامين شكار و صيد • پشتيباني اكوتوريسم، زيباييشنايي و ميراثفرهنگي • تامين كننده چوب و علوفه • كنترل سيلاب و رسوب رودخانهها • تنظيم ميكرو اقليم، تلطيف هوا و بادشكن • منبع تامين آب • جذب مواد زائد و كاهش بار آلودگي بيولوژيكي و شيميايي در جريانات سطحي • حمل و نقل آبي • تامين گياهان دارويي، غذايي و صنعتي • صنايع دستي • تثبيت ازت
* تالابهای ایران • فلات مرتفع ايران كه بيش از 80 درصد خاك سرزميني كشور ايران را در برگرفته ، بهمراه دشتهای وسیع سواحل خلیج فارس و دریاهای عمان و مازندران تنوعي از چشم اندازهاي كوهستاني، كوهپايه اي، دشتي و كويري و ... را بوجود آورده است. همين ويژگي باعث شده كه كشور ايران عليرغم قرار گرفتن در كمربند خشك و نيمه خشك جهان داراي ميكرواقليمهاي متنوعي باشد، بطوریکه از اقليمهاي خيلي سرد تا خيلي گرم و از خيلي مرطوب تا خيلي خشك در آن يافت مي شود. • تنوع اقليم، پستي و بلنديهاي فراوان، وجود دو درياي وسيع در شمال و جنوب كشور و گسترش وسيع تشكيلات زمين شناسي دوران سوم زمين شناسي كه اغلب شور هستند، باعث شده كه انواع مختلفي از تالابها از جنگلهاي مانگرو و صخره هاي مرجاني گرفته تا درياچه هاي كوهستاني و دشتهاي شور كويري در آن شكل بگيرند. • از طرفي ايران در مسير دو كريدور اصلي مهاجرت پرندگان كره زمين قرار گرفته لذا اهميت تالابهاي ايران در پشتيباني نظام طبيعي مهاجرت پرندگان بسيار زياد است. • از 42 نوع تالاب مشخص شده توسط كنوانسيون رامسر در سطح جهان به جزیک نوع تالاب يعني تالابهاي تندرا بقيه در كشور ايران يافت مي شوند که بيانگرتنوع بسيار زياد تالابهاي ايرانی است. • همچنين تعداد تالابهاي ايران به واسطه وسعت كشور بسيار زياد و محدوده تغييرات ابعاد آنها بسيار وسيع است بطوريكه وسعت آنها بين كمتر از چند هكتار تا بيش از 500000 هكتار در نوسان است. • در اين ميان بيش از 84 تالاب با اهميت بين المللي شناسايي شده است كه از بين آنها تاكنون 33 تالاب در قالب 22 عنوان، با مساحت كل1481147 هكتار، به كنوانسيون رامسر معرفي شده و مشمول مقررات اين كنوانسيون گرديدهاند.
|
دیروز و امروز دوستان زیادی آغاز چهل وسومین سال زندگی را بمن تبریک گفتند . واقعا متشکرم و آرزو می کنم در این سالها یخهایم را قبل از آب شدن فروخته یا هدیه کرده و کمتر هیزم برای خود ودیگران جمع کرده باشم .
این نقاشی زیبا را دختر عزیزم مریم برایم کشیده.چون مدتی است فقط با کامپیوتر بازی می کند ونقاشی در وبش نمی گذارد من این کار را کردم

من بشدت نگران تالابها هستم و حفاظت از آنها را بسیار جدی می دانم مدتی است می خواهم از نگاه کنوانسیون مطلبی بنویسم هنوز توفیق پیدا نکردم.
اما این مطلب لیست قرمز رویای سبز را ببینید
دیشب این نامه را به خانواده محترم نصرالهی تقدیم کردم امیدوارم چون از دل برآمده بر دل آنان بنشیند.
حتما بخوانید در سه پست نوشتم
بنام خداوند بخشنده مهربان
با دل خونين لب خندان بياور همچو جام
انديشه اي خرد سوز، گاهگاهي چنگ در قلب و جان آدمي زاد مي زند. خداوند بزرگ مي ميراند براي اينكه خود آفريده است و براي آوردن و بردن از كسي اجازه نميگيرد. اما در شرايطي خاص( شايد وقت امتحان) اختياري طاقت سوز مي بخشد و اين است آن لحظه خدايي كه اختيار حمايت كسي در دست تو قرار مي گيرد، آه كه چنين اختياري بسيار سخت و طاقت فرساست. اينجاست كه آرزو مي كني كاش موجودي مجبور بودي در ظاهر قدرتمند ترين موجود روي زمين وزن چنين اختياري بر شانه هاي ضعيف وجودش سنگيني مي كند. مي تواني با يك حركت چشم بر ادامهي جريان جويبار يك زندگي اثر بگذاري و يا ساحلي باشي براي يك موج برآمده از سينهي دريا و نخواهي آن موج دوباره بر سينه دريا باز گردد.
اين همان زماني است كه از خويشتن خود فرياد بر مي آوري كه: «خداوندا خدايي را تو سزايي و بس». مشيت الهي تقدير كرده بود كه ما نيز در چنين لحظهاي قرار بگيريم؛ لحظه هايي كه خيال نيز از تصورش مي گريزد.
مي دانم اي همه پدران و مادراني كه همين لحظات را پشت سر مي گذاريد در ذهن و ضمير شما چه مي گذرد. گاه گاهي انديشه گذشت و بخشش به قلب ما راه مي يافت و از آن مي گريختيم و دوباره به آن باز مي گشتيم. بارها و بارها در طول اين سال ها اين لحظه ها اتفاق افتاد تا سرانجام آن تصميم سخت اما بزرگ را گرفتيم، با خود گفتيم اين تصميم هم از مشيت الهي برايمان تقدير شده است از آن گريزي نيست.
اي همه پدران و مادراني همچون ما كه عزيزانتان را از دست داده ايد اين جملات را پدر و مادري مي نويسند كه در قلب خود از آتشي سوخته و هنوز مي سوزند. ما عافيت نشيني نيستيم كه از دور دستي بر آتش داشته باشيم، هر چند باورش سخت است اما تنها ما ميدانيم در چه آرامش خدايي غوطه وريم. لبخند رضايت حضرت باريتعالي را در عرش مي بينيم و لذت عفو را نيز چشيده ايم بي هيچ احساس غروري خود را بزرگ و بزرگوار احساس مي كنيم ضمن اينكه صبح و شام
سر نياز بر آستان خداوند مي نهيم اما در همان لحظه ها سر به آسمان نيز مي ساييم در كمال فروتني احساس افتخار
مي كنيم و با خود مي گوييم: كه توانستيم زندگي را با تصميمي ويژه به جواني برگردانيم، اين كه آدمي نمي داند در چه لحظه اي مي ميرد لطف بزرگ خداوند است اما اينكه صد نو جوان شايد بيشتر در لحظه هاي سخت و سرد در انتظار مرگ به سر مي برند چه ؟ انصاف را كه تصور اين چنين بسيار طاقت فرساست نعوذ با لله من قضاءالسوء اين نوجوانان هر چند مقصرند اما در حقيقت خود نيز قرباني اند و قابل ترحم ...
حقيقت اين است كه آستانه تحمل مردم ما براي تحمل جوانان بسيار پايين آمده است زيرا كه هر روز در كوچه و خيابان شواهد گوناگوني را دال بر اين حقيقت مشاهده مي كنيم. همهي ما در برابر اين نا بهنجاري ها مسئول هستيم. ما با گذشت از خون فرزند عزيزمان احساس مي كنيم توانسته ايم قدمي در راه اين وظيفه برداريم.
كلام را با شعري از شهيد آويني به پايان مي بريم:
برايت گل مي آورم
و با تو در اتاقي كه به رنگ چشم هايت بود مي مانم
تو مثل بنفشه خوشبختي من آرام خواهد ماند
تو را گريان نخواهم كرد
ميخك هايي كه دور از باغ
در زندان گلدان هاي زيباي تو مي ميرند، مي دانند
من تكرار يك تنهايي ام
در چشم هايي كه تمام چشم ها را دوست دارد
پدر و مادر داغدار
حسن كهيايي و فريده سعد آبادي

یک نفر انگشتری خود را در خانه گم کرده بود، در کوچه بدنبالش می گشت! پرسیدند چرا اینجا بدنبالش می گردی؟!
گفت :چون خانه تاریک بود !
لطفابر من خرده نگیرید اما اگر نگاه کنید می بینید خیلی ها در چنین وضعی هستند فقط آرزو می کنم دنبال وسایل ومسایل شخصی خودشان باشند نه جمع کثیری که مسایل و وسایلشان دست آنها بوده و اتفاقا گم شده است.
بهنود شجاعی در زمانی که ۱۷ساله بوده در یک درگیری بدون برنامه که منجر به مرگ مرحوم احسان می شود حضور داشته.
تا کنون بدرخواست افراد خیرخواهی که از ریاست قوه قضاییه درخواست کرده اند دو بار اجرای قصاص بهنود به تعویق افتاده تا شاید رضایت اولیاء دم جلب شود البته هر دو بار بهنود تا نزدیکی اجرای حکم رفته است .
از شما بزرگواران تقاضای دعا دارم تا شاید امشب درهای رحمت وبخشش بر این جوانی که در پای اعدام است گشوده شود .
او سه سال است در کنج تنهایی در یک روز بسر می برد آنهم بدترین روز زندگی اش .
اوهر روز مسیری که آنروز رفت در ذهنش تکرار می کند وهر چه می کوشد برگردد وآن اتفاق نیافتد نمی شود .
او مادر ندارد تا برایش دعا کند و به پای خانواده احسان بیافتد .او تنها این چند روز را مهلت دارد برایش دعا کنید

هفته دوم تعطیلات نوروزی یعنی چهار ماه پیش با خانواده و فامیل برای صرف نهار می گشتیم که به این ساختمان برخورد کردیم .
ایستادم واز آن چند عکس گرفتم . ولی هرگز فکر نمی کردم چنین فاجعه ای در آن بوقوع بپیوندد
شاید تابستان از این لحاظ برای بچه ها بسیار سخت شده است .
عده ای دیگر از والدین تمام روزها وشبها را برای بچه ها پر کرده اند . از اول صبح کلاس ورزش ، زبان ، ریاضی ، فیزیک وشیمی وکلاس نقاشی و خط و.......
درست همان وضعی را برای بچه ها فراهم می کنند که خود در ۳۰ و۴۰ و۵۰ سالگی دارند که اصلا نمی فهمند تفریح یعنی چه؟!
یونگ تعبیر زیبایی دارد:
کودکان شانه هایشان زیر بار زندگی نکرده والدین گهگاه خم می شود
به باقی اتفاقات ویا حوادث کاری ندارم ولی وقتی در زمان استراحت در منزل عده ای بر اثر گاز گرفتگی می میرند ودر سر کار ویا هنگام تفریح عده ای اینطور می شوند و در تمام موارد هم دستگاه ها دلایل زیادی دارند که ثابت کنند مقصر نبودند وکس دیگری مسول بوده ونهایتا هم خود کشته شدگان مقصر اصلی هستند!
سوال جدی باقی می ماند که ایمنی یعنی چه؟ فضای ایمن کجاست؟ واعتماد به ایمنی چه جایگاهی دارد؟
پدر یا مادری که با زحمت برای گردش بلیط اتوبوس می خرند و با دلی خوش سوار اتوبوس می شوند به چه باید اعتماد کنند؟ باید قبل از سوار شدن راننده وماشین را معاینه کنند و هنگام رانندگی او وجاده را بپایند! کجا مسول بوده این کارها را بکند ؟
آیا می توان به باقی موارد هم اعتماد کرد؟ چه کسی مسول این اقدام بوده است ؟آیا نظام موجود پاسخگوست ؟
آقا جان است ! کیلویی از سر خیابان خریداری نشده !
این همه حادثه این همه کشته ! هیچ کس هم نیست بگوید ببخشید .
فکر می کنم تنها کشته شدگانند که باید بگویند : ببخشید در اردوی دانش آموزی کشته شدیم ! ببخشید برای تفریح اتوبوس سوار شدیم ! ببخشید روستای ما کنار خط آهن سبزوار بود ! ببخشید هواپیما تو خونه ما فرود آمد !... ببخشید که مردیم!
می خواستم از دوستان تقاضا کنم با ذکر خاطره ویا مطلب آنهم با خصوصیات مردم داری او مطلبی بنویسید و آدرسش را بدهید یا کامنت بگذارید تا آنها را جمع کنیم وبه همسر محترمش تقدیم کنیم که به یاسمن عزیز بدهد و او خود درباره پدرش بخواند که چقدر انسان بود وبه این پدر افتخار کند.
متشکرم
نقاش آن بسته های پستی که داخل آن سامانه تعیین موقعیت مکانی گذاشته بوده است با پست به نقاط مختلف فرستاده واز آنجا برگردانده و تمام آنها را ثبت واین اثر زیبا را خلق کرده است. توضیح بیشتر را در مهروش ببینید
تقدیم به شما وحاج حسن گل که الان از اون بالا نگاه می کند

همه همکاران و دوستان از درگذشت حاج حسن پریشانند ولی چه توان کرد
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
بچه های همکاران به حاج حسن می گفتند : عمو حسن ، آرزو می کنم همه برای یاسمن خانم عموی خوبی باشیم
خندید وفورا به اطاقم آمد در زد وآهسته سرک کشید و وقتی دید کسی نیست با خنده داخل شد .
گفت : من رییس زیاد دیدم و خیلی وقتها از کسایی که ادای رییس بودن را در می آورند کلی خندیدم!
با بعضی هاشونم رفیق شدم مثل آقای سعیدی از شما هم خوشم اومده البته شما اصلا رییس نیستی! دوست دارم با شما رفیق باشم از رنگ لباسهایی هم که می پوشی خوشم می آد .
مادرم برام یک پلیور قرمز هدیه داده که خیلی از اون خوشم می آد!.
بلند شدم وبا او دست دادم ودر آغوشش گرفتم وگفتم به دوستی با تو افتخار می کنم.
واینچنین بود که او یکی از نزدیکترین دوستان ومشاوران من شد خیلی وقتها دلم برای شنیدن صدای بلند عطسه وخنده هایش تنگ میشد .
به دفتر زنگ می زدم و می خواستم بیاید .او تنها کسی بود که رمز ورودی وبلاگ من را داشت. وتمام کارهای دعوت وبلاگ نویسان زیست محیطی را برایم انجام داد.
یک روز به دفترم آمد و گفت می خواهم یک هدیه به شما بدهم و آن راه اندازی وبلاگ روز نوشتهای سید محمد مجابی بود.
امروز ساعت ۸ صبح وقتی زنگ موبایل بصدا در آمد فکر نمی کردم صدای بغض آلود آقای بستان منش خبر درگذشت این عزیز با صفا وبا محبت و آزاده و انسان وارسته را به من بدهد.
او تازه یک هفته بود که پدر شده بود .
امروز در شیلات جلسه دارم می خواستم کادوی تولد فرزندش یاسمن را ببرم ولی......
وبلاگش لینک وبلاگ من است برایش خواهم نوشت چقدر دوستش دارم.
خدا غرق در رحمتش کند
انوری
گذشته از اینکه از این سربا بخاطر گرفتن دست این دختر باید از او تشکر کرد ولی نمی دانم اگرجناب بازرس اصغرزاده که برای برخورد با تخلف رانندگی راننده پرشیا در آنجا حضور داشت نبود چه بلاهایی ممکن بود بر سر این سرباز فداکار بیاید؟
یادم است یک بار خانم شجاعی مشاور آقای خاتمی از پله های ریاست جمهوری افتاد واگر چه آقایانی در آنجا حضور داشتند که می توانستند جلوی افتادن و مصدومیت ایشان را بگیرند ولی هیچ کدام اقدامی نکردند واو از چند پله سقوط کرد و همه ایستادند واو را نگاه کردند وبعد از این حادثه ابراز تاثر نمودند !
برگردیم به موضوع سرباز ،بنظر شما باید از راننده متخلف تشکر کرد یا از سه خانمی که در ماشین بودند که باعث شدند توجه بازرس محترم جلب شود.
بنظر شما آیا بعد از این کسانی که به نجات دختر یا خانمی مبادرت می ورزند ممکن است مانند سرباز فداکار خوش شانس باشند؟
وجالب است که اگرچه وبلاگ نویسی یک حوزه متفاوت برای ارایه مطالب است ولی روز نامه های ما این موضوع را کاملا جدی می گیرند .
دوست خوبی دارم که تعبیر بسیار جالب ومتفاوتی از وبلاگ نویسی دارد ومن هم آنرا تا حدودی می پسندم. اما گویا در کشور ما وب نویسی جایگاه متفاوتی پیدا کرده واین فضای جدید که در آن نظام خاصی برای کنترل ندارد وتنها نگارنده آنهم در شرایط خاص هرچه می خواهد می نویسد به یک رسانه جدی تبدیل شده است .
ایکاش تعداد سیاستمداران و مقامات که جرات نگارشهای احساسات وبی را دارند افزایش یابد .
ولی از این حرفها گذشته امروز در روزنامه فرهنگ آشتی مطلب بسیار عجیبی از همسر سخنگوی دولت در مورد شهردار تهران خواندم که از وب ایشان نقل شده است .
تعدادی از این نوشته ها را آورده بود .فوق العاده است!
از عشق بالاتر بامقدارتر وزیباتر چیزی نیست
عشق را بگیرید درقلب خود بکارید
ودرخت عظیم بدست آورید
واز میوه آن برای جامعه بردارید
این تعبیر منتسب به رودکی شاعر بزرگ پارسی است
در ویژه نامه موسیقی روزنامه فرهنگ آشتی خواندم قرار است کنسرت ارکستر رودکی با خوانندگی مختاباد در تالار وحدت (رودکی سابق) برنامه اجرا کند