گفتم: پناه بر خدا !
گفت :مشکلی نبود خواب دیدم دارید به قله اورست می روید .
یاد آرزوی دیرینه ام افتادم که قرار گذاشته بودم به اتفاق دوستان خوب محیط زیست به قله دماوند برویم وبرای این کار تمرینات جدی شروع کردم ولی پزشک معالج به من اجازه این کار را نداد.
از آنجاییکه من هم مثل این پسرعموی عزیز سید هستم ممکن است حرف طبیبان را گوش نکنم وهمین امسال به دماوند بروم .حیف است آدم از آنجا به پایین نظر نیاندازد .حتی اگر...بگذریم
بعضی چیزها به بعضی چیزها می ارزد ! شرمنده نمی توانم حکایت این موضوع را بنویسم ولی هرکدام از دوستان بخواهند خرجش یک چایی است تا برایشان تعریف کنم .
یا علی
امروز درجلسه ای باحضور آقای امانپور واساتید گروه احیای مناطق خشک وکوهستانی دانشگاه تهران به مباحث مهی از جمله ضرورت آبخیزداری شهری پرداختیم .
با توجه به اهمیت موضوع باز هم خواهم نوشت واگر دوستان نظری داشته باشند درخدمتیم
این همایش در سالن شهریاران جوان واقع در خیابان استاد نجات اللهی برگزار شد وبرق منطقه در زمان برگزاری قطع شد ولی مجریان کوتاه نیامدند ودر سالن جنبی با نور طبیعی مراسم را ادامه دادند البته بالاخره برق آمد
این شاید اولین همایشی بود که با نگاه دیگری به سد سازی می پرداخت وسخنرانی آقای درویش در خصوص این سوال که :آیا سد سازی ضرورت اول است ؟ از اهمیت بالایی برخوردار بود
من تخصصی در این زمینه ندارم ولی ذکر این نکات را لازم می دانم:
در کشور ما حدود ۵۰۰ سد بزرگ وکوچک وجود دارد که حدود ۹۰ سد آن بزرگ ومخزنی ودارای نیروگاه برق آبی است و۹۰ سد بزرگ دیگر نیز درحال احداث است .
این در حالی ایست که میزان تولید برق از این سدها تنها ۱۰٪ تولید کشوربرآورد می شود .
کشور ما دارای میلیونها هکتار آبخوان می باشد که با اندک سرمایه گذاری قابلیت نگهداری آب را خواهد داشت .
در کشور ما میزان آفتاب و باد در اکثر مناطق قابل توجه است .
آنچه از نظر من حایز اهمیت است هزینه درآمد سد سازی با سایر شیوها از جهت اجتماعی اقتصادی ومدیریت محیط زیست باید بررسی ومورد مقایسه قرار گیرد.
امیدوارم این شیوه خوب مباحثه در رسیدن به نتایج اصولی موثر ومورد حمایت باشد.
مخلص آقای دولتشاهی
چند وقت پیش آقای سپهر سلیمی در وبلاگ خود از حمایت شما از محیط زیست اصفهان نوشته بود خواستم به عنوان یک دوستدار محیط زیست از شما تشکر کنم
یک معلم فداکار نیشابوری بنام محمود رضا واعظی نسب در نجات شاگردش جان باخت
او زمانی که در مسابقه فوتبال می بیند تیرک دروازه در حال افتادن است به سوی شاگردش دویده واو را به بیرون دروازه هل می دهد ولی تیرک به سرش اصابت کرده ومتاسفانه امروز در راه نجات یک انسان جان می بازد. روحش شاد
در این هفته یک خانم چهل ساله انگلیسی وقتی می فهمد معلم دوران کودکی اش هر دو کلیه خود را از دست داده یک کلیه خود را به او اهدا می کند.
اینها را نوشتم تا یادمان نرود ما انسانیم واگر زنگاری بر رویمان نشست بدانیم پاک شدنی است وافتخار کنیم در جهان فداکاری وانسانیت هست
خدا هست
مطلب جناب وحید تقدیم شد البته ایشان در این چند روز که بنده خاکستری وگریان بودم مطالبم را دیدند باید در زمانی که گریه نمی کردم میدیدند!
| شنبه 28 اردیبهشت1387 ساعت: 0:50 | توسط:شکیبا | ||||
| سلام این مطلب رو را از یک وبلاگ برداشتم . داستانی کوتاه از آمبروس بیرس بیوه ی وفادار مرد جذابی به زن بیوه ای که بر سر قبر شوهرش گریه می کرد نزدیک شد و مودبانه گفت:" خانم، مدّت مدیدی است که ذهن مرا سرشار از زیباترین احساسات کرده اید". بیوه زن فریاد زد:"مردک رذل برو گمشو! الان چه وقت حرف زدن درباره ی عشق و عاشقی است؟" مرد جذاب با فروتنی پاسخ داد:" خانم باور کنید نمی خواستم احساساتم را فاش کنم ولی زیبایی خیره کننده ی شما مرا از خود بی خود کرد." بیوه زن گفت:" باید مرا وقتی که گریه نکرده باشم ببینی!" | |||||
| وب سایت | |||||
| هری پاتر وامتحان ریاضی | |||||
| شنبه 28 اردیبهشت1387 ساعت: 0:47 | توسط:وحید | ||||
| سلام اگرچه کامنتم ربطی به این موضوع شما نداره ولی بعد از مدتها که وب لاگ شما را دیدم متوجه شدم که شما هم احتمالا با تاثیر از برنامه های تلویزیونی وطنی اغلب مطالب خود را به موضوع مرگ- بیمارستان و بدبختی ها اختصاص دادید. نمی دانم این روحیات عجیب که ماحصل جریان هدایت شده ای است این مملکت غم زده و افسرده را به کجا می حواهد ببرد؟ | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
انشالله شرکت خواهم کرد
جوان خوشرو وخوش برخوردی که در جلسات با او آشنا شدم .او دانش آموخته مدیریت شهری بود واعتقاد به توسعه پایدار با نگاه محیط زیست داشت .
برای ادای احترام به اطاقش رفتم روی صندلی اش همکاران متن عاطفی که برآمده از دل بود نوشته بودند.
او چهار شنبه در مسیر اصفهان در سانحه رانندگی جان باخت .
این مصیبت را به تمامی دوستانش تسلیت عرض می کنم
اگرچه بنده با این سن وسال قطعا شور وشوق عشق جوانی را نمی فهمم! ولی در وب گردی رد پای عشق را زیاد می بینم امروزشعری زیبا از یک روزنامه نگار کاملا جدی که اصلا اهل شوخی نیست خواندم وکلی صفا کردم واین مطلب را براش نوشتم:
عشق چست؟
یار کیست؟
انتظار چیست ؟
توقع کدامست؟
قیمت محبت چقدر است؟
قیمت عشق چقدر است؟
آیا من عاشقم؟
نمی دانم تا بحال عاشق بوده ام؟
نمی دانم تا بحال در خانه کسی را زده ام ؟
شاید اشتباهی در خانه خودم را زدم!
وخودم به خودم جواب ندادم!
عشق چه رنگی است؟قرمز یا سیاه؟
قرمز رنگ شادی است ،شعف،ایثار،...،خوشی
سیاه رنگ سکون است ،غم ،ماتم و مرگ
عشق چه رنگی است من قرمز ومشکی ام
من عاشقم؟
من عاشق خیلی چیزام ....من عاشق زندگی ام!
با خودم فکر کردم بالاخره همه خواهیم مرد و بعد یاد کتاب آداب معاشرت نوشته خانم شهین دخت بهزادی افتادم که در آداب مردن مطالب جالبی نوشته:
آداب زندگی آداب مردن هم لازم دارد
به دلیل این که روزی خواهید مرد آداب زندگی را نباید فراموش کنید!
لازم است برای بعد از خودتان خاطره خوبی به جا بگذارید.
آخرین جملات
بالاخره دهان هر کسی بسته خواهد شد.اگر هنوز چیزی برای گفتن دارید بجنبیدقبل از این که خیلی دیر شود.
اگر چیزی برای گفتن ندارید چیزی نگویید.
مسلمانی تان را ثابت کنید واشهدتان را بگویید.آخرین جملات بایدکوتاه مهربان وحتی با مزه باشد.
سعی کنید اطرافیانتان را بخندانید
اگر در شرایطی نیستید که چیزی بگویید جمله کوتاهی بر زبان بیاورید
کلمه آخر
بدرود
بای بای
ما که رفتیم
وبرای آخرین نفس سعی کنید که دستتان را جلوی دهنتان بگیریدتا مودب جلوه کنید.
توجه: مرگ چیز ترسناکی نیست تنها اشکال مردن در این است که در لحظه مرگ تماشاچی زیادی حضور ندارد تا انسان را تشویق کند!
بدرود !
ما که رفتیم !(من وهمسرم)
البته برای خرید!
ایشان فرمودند :
در شهر بزرگی مثل تهران مرگ ومیر عادی است!
بهشت زهرا بطور متوسط روزانه به ۱۷۰متوفی خدمت رسانی می کند!
(احتمالا طرح تکریم هم انجام می شود)
بهشت زهرا از سال دیگر جا ندارد وموضوع هم اصلا سیاسی نیست.
من به نوبه خود از ایشان که فکر می کنم جز رکورد داران طول مدت یک مسولیت هستند تشکر می کنم البته این مهم است که مراجعان از آدم راضی باشند!
امید وارم به این زودی به ایشان مراجعه نکنم ! تا خدا چه خواهد

در این آواز او سال ۲۰۰۰ را سال بسیار بدی معرفی کرده ومیگوید: دراین سال احساسات و دوستی وجود ندارد .
او می گوید :در آن روزها کسی به فکر کسی نیست وهر کس به فکر خودشه.
آن موقع که این آواز را شنیدم هنوز زمان زیادی تا سال ۲۰۰۰ باقیمانده بود وپیش خود مجسم می کردم اگر واقعا سال ۲۰۰۰ به این سیاهی باشد چه می شود ؟
قبول دارم محبتها کم شده وجوامع خشن شدند و زندگی ماشینی اثرات زیادی بر انسانها گذاشته ولی در کنار تمام اینها انسانیت وایثار ومحبت را در خیلی از انسانهای اطرافم می بینم .
چه خوب است همه باهم تلاش کنیم این روحیات تقویت شود.
فکر می کنم داریوش اشتباه کرده و آینده روشن در انتظار انسانهاست
ایشا ن گفت :خواستم ببینم مجابیها همشان طناز هستند؟!
دیروز کمسیون قضایی وحقوقی مجلس ، شور دوم لایحه رسیدگی به جرایم اطفال را در دستور کار داشت. شور اول این لایحه به تصویب رسیده ومصوب اصل ۸۵ هم گرفته است یعنی کمسیون هرچه را تصویب کند فقط برای تصویب مدت زمان اجرا به صحن علنی می رود .
اگرچه جناب آقای سلیمانی مخبر کمسیون وقت زیادی گذاشت ودر حاشیه جلسه با هم مذاکره کردیم ولی دلم می خواست خودم نماینده بودم ودر کمسیون فعالانه شرکت می کردم ورای می دادم!
بعد از سه دوره حضور درجلسات مختلف مجلس این تنها باری بود که چنین آرزویی کردم!
حیفم آمد نخوانید خصوصا صفحه ۱۹ آنرا !
لطفا ، متشکرم ،ببخشید
کتاب آداب معاشرت- شهین دخت بهزادی
بعداز ظهر برایتان موضوع را خواهم نوشت
امروز در مهر خبر اعطای سومین جایزه مطبوعاتی امید یادبود دکتر مهدی سمسار ، به سرکارخانم جمشیدی را دیدم .
این موفقیت را به ایشان وتمام دوستداران محیط زیست صمیمانه تبریک می گویم .
این خبرنگار جوان در طول دوران فعالیتش بسیار خوب درخشیده هیچگاه پیگیریهای جدیش در مورد سرخه حصار یا شهادت محیط بانان از یادم نمی رود .
این دومین جایزه اش در دومین ماه امسال بوده امیدوارم ادامه یابد .
مطمینم می تواند در مسیر حفاظت از محیط زیست گامهای موثرتری بردارد.
برایش آرزوی توفیق می کنم
|
|
شنبه 21 اردیبهشت1387 ساعت: 3:12 | توسط:شکیبا | |||
| گفتند آن مرد ماهی گیر است آن مرد از دریا ماهی می گیرد گفتند آن مرد کشاورز است آن مرد در زمین دانه می کارد جوانمرد گفت چه نیکو ...اما نیکوتر مردی است که از خشکی ماهی می گیرد و دانه اش را در دریا می کارد . ونیکوتر از این دو کسی است که می تواند از آب آتش بگیرد واز زمین آسمان برداشت کند. ممکن را به ممکن رساندن کار مردان است اما کار جوانمردان آن است که نا ممکن را ممکن سازند. هزاران معجزه میان آسمان و زمین معطل است . دستی باید تا معجزه ها را فرود آورد . وآن دست جوانمرد است .(کتاب جوانمرد نام دیگر تو) سربلند باشید . | |||||
| وب سایت | |||||
وقتی مردی می گرید صورتش را می پوشاند ولی من با صدای بلند گریه کردم!
برای جوان ۱۹ ساله ای که با هزاران آرزو امروز زیر خروارها خاک آرمیده است .
برای پدری که برصورت یخ کرده پسرش بوسه زد .
برای مادری که هر روز پسرش را بدرقه کرد وبعد از آخرین بدرقه هنوز در اتتظار اوست.
آیا هرگز پدر بوده اید تا بدانید مرگ فرزند یعنی چه ؟آیا هرگز مادر بوده اید تا داغ فرزند را بفهمید؟
بغضم شکست وقتی بیاد جوانی افتادم که سه سال است ۱۷ سال دارد!
بغضم شکست وقتی بیاد بهنود شجاعی، جوان۱۷ ساله ای افتادم که برای صلح به قتلگاه رفت ودر یک اتفاق دستش به خونی آلوده شد که هرگز فکرش را نمی کرد .
او مادر ندارد
او هر روز مرگ را احساس می کند
آیا جوان بوده اید ؟آیا غرور جوانی را بیاد دارید ؟
سه سال است که صفحه گرامافونش گیر کرده !
سه سال است که می گوید:
ایکاش تلفن زنگ نزده بود ایکاش برای صلح دادن به پارک نمی رفتم ایکاش مادرم نمرده بود
مادر کجایی
کسی نیست که به پای مادر احسان بیافتد ومن در کنج تنهایی فقط بیاد توام مادر
چرا ؟چرا سرنوشت این دو نوجوان این شد ؟چند نوجوان دیگر در چنین وضعی قرار دارند ؟چند نوجوان دیگر قرار است به این وضع دچار شوند ؟
دلم شکسته ای دوست هوای گریه دارم
خدا کند در این ۳۰ روز مهلت باقی مانده پدر ومادر امیر در قنوت نمازشان زمانی که می گویند :
بسم الله الرحمن الرحیم
رحم وشفقت حضرت حق بر دلشان بنشیند و ومهر مادرانه وگذشت پدرانه آنان را در بزرگترین تصمیم زندگیشان راهبری کند .
دلم نمی خواست چیزی بنویسم ولی نوشتم
این کودک برای مادر عنان خود را از کف داد
اوخطای بزرگی کرد
و براین خطاشاید جان خود را نیز از دست دهد
او نیاز مند مرهم بود ولی..
شعر سعید بیابانکی تقدیم به او می کنم تا در خوف ورجای آنچه دارد ازدست می دهد آرامشی یابد .
اگرچه مطمینم این شعر را نمی بیند.
باور بفرمایید این میزان سم آنهم غیر استاندارد ویا شستن جایی که سوسک افتاده با چندین لیتر آب ، هم باعث اسراف شده هم بر روی سلامت اثر مخربی خواهد داشت وهم باعث آلودگی آب و خاک می شود که بمراتب از اثر خود سوسک بیشتر است.
نمی دانم نظر خانم ژاله ف در مورد کشتن سوسک چیست؟
بنظر من :
بعضی ها قبل ازورود به شغل زوال عقل دارند
بعضی ها بعد از انتخاب شغل دچار زوال عقل می شوند
بعضی ها بعد از ترک شغل دچار زوال عقل می شوند
بعضی ها هم با مراجعه به این افراد دچار زوال عقل می شوند
لازمه داشتن بعضی مشاغل هم زوال عقل است
بنابر این زیاد دنبال حل زوال عقل نباشید چون یا با بدست آوردن یا با ازدست دادن شغل دچار این مشکل می شوید.
بنظر شما عقل یا شغل داشتنش بهتر است یا نداشتنش ؟
چودریای رحمـــت تلاطم کند گنه صاحب خویش را گم کند
دستور اول جلسه برایم بسیار مهم بود این دستور درباره چگونگی اجرای مصوبه شورای شهر تهران درخصوص توجیه فنی واقتصادی و..وزیست محیطی تمام پروژهها بود .
آقای حیدرزاده وآقای جعفری نحوه اجرایی شدن را توضیح دادند ودوستان هم اظهار نظر کردند اما نظر بنده:
این برای اولین بار است که شورای شهر چنین تکلیف مهمی را کرده ونظر من بر این است که با وجود اینکه ۲ماه از سال تمام شده وباید ۶۰۰۰ میلیارد تومان اعتبار هزینه شود لازم است روند مناسب وقابل دستیابی اتخاذ شود .
در پیشنهاد شهرداری آمده بود تمام طرحهایی که براساس مصوبه شورایعالی محیط زیست باید ارزیابی شوند لازمست مسیر کامل را طی کنند وباقی طرحها باید دسته بندی شوند واولویتهای آنان برای ارزیابی وبررسی اثرات مشخص شود.
بنده گفتم : دسته بندی واولویتها باید سریعا مشخص و با نگاه زیست محیطی صورت پذیرد بعضی از پروژهها ممکن است کم اهمیت تلقی شود ولی بسیار مهمند مانند سم پاشی فضای سبز ویا مبارزه با جانوران موذی ویا پاک سازی معابر از برف و...
بنظر بنده شهرداری لازمست افزون براین مباحث وبررسی موردی طرحها ، ارزیابی استراتژیک و نیز بررسی اثرات تجمعی را تهیه کند چراکه ممکن است پروژه ها به تنهایی قابل تایید باشند ولی اثرات تجمعی آنها قابل قبول نباشد
بعدا نظراتم را خواهم نوشت
یکی از آن دو گرافیست است ودیگری موسیقی خوانده .
دو عکس برایم خیلی جالب بود یکی عکسی که کاملا قابل تبدیل به طرح پارچه بود ودیگری عکس از پنجره ای که ۵ ماه در آن می تابید.
پیشنهاد می کنم حتما بازدید کنید
زمان : ۱۱ تا ۱۶ اردیبهشت
ساعت : ۴ تا ۸ شب
مکان : میدان تجریش - خیابان شهید دربندی -بعد از چهارراه حسابی - کوچه ی شهیدرضایی - بن بست مقدم - پلاک ۱۷- گالری ثمین
نزدیک ۶ یا ۷ سال پیش با او آشنا شدم در آن روز حس کردم او رشد خواهد کرد وچنین شد .
مدتی بود می خواستم به او بگویم سقف پروازش بلندتر است ولی نمی دانستم چگونه بگویم تا گفتنم تلخ نباشد !
چون وقتی کسی به شهرت برسد کمتر حاضر به شنیدن خواهد بود .
من به تکلیف خود عمل کردم وآرزو می کنم همانگونه که در پیش بینی قبلی درست حس کردم باز نیز شاهد موفقیتش باشم که موفقیتش بیش از موفقیت فردی ارزش دارد چراکه او می تواند بیان کننده ای دقیق وخوب برای آینده باشد.
محمود رضاییان اعلام کرده قیمت تمام شده قبر در سال جدید سه میلیون وپانصد هزار ریال است ولی او همان قیمت پارسال یعنی دو میلیون وپانصد هزار ریال را می گیرد وبرایش هم فرق نمی کند که از کجای تهران آمده باشی! منتها یک میلیون ریال هم برای شستشو باید بدهید .
ایشان برای رفاه حال مرحومان محروم بعضی قطعات را رایگان می دهند .
تفاوت قیمت تمام شده را هم از فروش قبرهای دو بر ونبش خیابان و رو به پارک و کم طبقه وکلا ویلایی که سال قبل تا صد میلیون ریال بوده در می آورند.
خدا پدرشان را بیا مرزد که باعث آسودگی خیال اموات شده اند.
متن خبر را در ابتکار امروز منظورم روز نامه بخوانید.
رونوشت :دوست عزیزم جسد خیس
ایکاش او مادر داشت تا برایش دعا کند واز خانواده آن جوان تقاضای بخشش کند.
با آقای جابری قاضی اجرای احکام تلفنی صحبت کردم او هم آرزو می کرد که مورد بخشش خانواده قرار بگیرد .
راستی چرا به آموزشهای خشونت زدایی در بین جوانان توجه نمی کنیم وچرا اینقدر ساده این اتفاقات می افتد؟
دو روز قبل مجله سپیده دانایی را خواندم که در آن مفصل در خصوص خشم وراههای کنترل آن ونیز نقش خنده وشوخ طبعی نوشته بود .توصیه می کنم آنرا بخوانید
یک اتوبوس و کامیون درجاده با هم مشکل پیدا می کنند وکامیون چپ میکنه واز حرکت باز می ایسته ولی اتوبوس از مسیر خارج میشه و رانندش از ترس می پره بیرون و اتوبوس ۱۶۰۰ متر بدون راننده می ره وبالاخره متوقف می شه وهیچ کس هم آسیب نمی بینه راننده بخت برگشته اتوبوس هم متواری است.
نتیجه می گیریم:
اولا نباید زود بیرون پرید
دوم اینکه راننده خوب کاری کرد بیرون پرید
سوم اینکه اگر بعضی چیزها ول شده اصلا نگران نباشید
چهارم اینکه اگر کامیون چپ نمی کرد متوقف نمی شد

زلزله پاکستان عکس یلدا معیری
امروز بعد از ظهر به نمایشگاه عکس در فرهنگسرای نیاوران رفتم که با حمایت شرکت نور نگار برگزار شده است.
بعضی از عکسهای این نمایشگاه تاثیر فوق العاده ای بر انسان می گذاشت ازجمله:
عکسی از عباس کوثری که در این عکس یک دختر کفش از پای درآورده ودر منطقه جنگی در کنار یک خودرو نابود شده به جلو خیره مانده است.
عکسهایی از یلدا معیری خصوصا عکس دخترافغانی درصف رای دهندگان
عکسهای زیبای آرش عاشوری از قایقی در دریای طلایی
عکس زیبایی از روستای اوان کار افشین دانیلی ذکریان
عکس هوایی زیبایی از میل قنات کار محمد رضا رفایی که مرا بی اختیار بیاد استاد کسراییان انداخت
آیینه های در دار کار مینا مومنی
وبالاخره عکسی با ...کار مهدی قاسمی با عنوان زن ومرد رهگذر در میدان آزادی
این نمایشگاه تا پنجشنبه دایر است
همه آنان را دعا کردم که باعث شدند خدا را در یاد داشته باشم
| دوشنبه 9 اردیبهشت1387 ساعت: 15:19 | توسط:پسرک فضول | ||||
| سلام سیدجان ارادتمندیم دربست. علی رغم انجام بسیار محدود جداسازی زباله ها هنوز با اصول اولیه آن هم فاصله بسیار داریم. برای شروع بسیار خوب است ولی اصلا پیشرفت خوبی ندارد. خیلی برایم جالب بود که در بلژیک و در شهر لوون علی رغم اینکه سیستم جمع آوری زباله مکانیزه نداشت و هنوز از درب منازل زباله ها را جمع می کردند ولی به دلیل آنکه در روزهای مشخص در طول هفته، زباله های مشخصی را جمع آوری می کرد (البته اين عمليات جمع آوري توسط شركتهاي خصوصي انجام مي گرفت.) عملا همه مردم به خوبي بيش از سه گونه زباله را جمع آوري و در همان روزهاي مشخص شده آن نوع زباله ها را در جلوي ساختمانهاي خود مي گذاشتند. اين امر كار فرهنگي بسيار بالايي را خصوصا براي مردمي مثل ما ايرانيها مي طلبد. هنوز مردمي هستند كه علي رغم وجود سطلهاي جمع آوري زباله حاضر نيستند آنها را يك قدم آنطرفتر از جلوي درب ساختمان خود بگذارند چه برسد به اينكه آنها را جدا كنند. و يكي هم مثل من پيدا مي شود كه زباله ها را جدا مي كند ولي جمع كننده هاي زباله خشك سراغ محله ما نمي آيند و من مجبورم آنها را با زباله هاي تر درون سطلهاي بزرگ بريزم. ارادتمند پسرك فضول | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
این یکی از آرزوهای دیرینه مدیران کلان شهر تهران بوده که بتوانند طلای کثیف را مدیریت کنند .
اگرچه طی سالهای اخیر اقدامات خوبی به انجام رسیده از جمله مکانیزاسیون جمع آوری پسماندها که محلهای جمع آوری را از تعداد پلاکهای منازل به کمتر از ۸۰۰۰۰باکس محدود کرد ویا طرح تفکیک از مبدا ولی آنچه برای من مسلم است این است که اگر تمام مسایل پسماندها یکمجا دیده ومدیریت نشود یا با راند مان نامطلوبی جلو خواهد رفت وپس مدتی جایگاه خود را از دست خواهد داد .
من هنوز اطلاعی از پیشنویس این طرح ندارم ولی آرزو می کنم تمام فرایندها یکجا دیده شود و به نقاط ضعف وقوت طرحهای قبلی نیز توجه شده باشد
| شنبه 31 فروردین1387 ساعت: 23:39 | توسط: | ||||
| جناب آقای مجابی بزرگوار حسب امر در زمینه موضوعی که فرمودید اندیشیدم و به این نتیجه رسیدم که آفت وبلاگ نویسی در ایران (احتمالا نظیر سایر نمودهای نوپا و لرزان مدنیت نظیر تشکل های مردمی و...)عدم اعتقاد به ابزارها و الزامات آن است.تساهل و تسامح -لزوم احترام به حریم خصوصی-آزادی بیان-تمایل به مونلوگ و..در واقع فکر می کنم بسیاری از ما از دردهایی که می بینیم به محیط مجازی پناه می آوریم اما فرهنگ غیر دموکراتیک را همراه خود به محیطی می آوریم که اساسا هدفش و مبنایش متفاوت است.اینگونه است که از نقد اندیشه به تخریب شخصیت روی می آوریم و نوشته های خود را به جای ایجاب خود در سلب دیگری می نگاریم.و مخالفت و یا موافقتمان با اندیشه یا برنامه دیگری بر مبنای تعداد کامنتهایش در وبلاگمان است و وابستگی احتمالیش به انجمن و اداره و ارگانی خاص.در واقع رفتار بسیاری از ما نه بر مبنای آرمانهای آزادی و صلح و برابری که بر اساس کپی معوجی از دنیای واقعی رفتار می کنیم .دنیایی که به دنبال اصلاح آنیم . اما پیشنهاد عملی برای یاد آوری مجدد به خودمان و به همگان شاید تدوین منشوری بر مبنای اصول و اخلاق باشد.منشوری که بلاگرها با امضا آن خود را متعهد به رعایت اصولی نمایند که آئینه آرزوهامان برای دنیای واقعی باشد. پایدار باشید و سبز | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | [ نظر خصوصی ] | ||||

گرتو را نوح است کشتیبان زطوفان غم مخور