تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی

روزنوشتهای سید محمد مجابی

ایکاش ....

خبر گذشت از قصاص یک نوجوان ساوه ای در خبر گزاریهای مختلف از جمله فارس آمده .آرزو می کنم ...
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 21:2  توسط سیدمحمد مجابی  | 

تسلیت

درگذشت پدر هنرمند ارجمند جناب آقای نقاشی را به ایشان و سمتا صمیمانه تسلیت می گویم
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 19:55  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دیروز محمد ومنصور باهم شاد بودند

 

از دیروز در حس غریبی بسر می برم وتا همین الان دستم به نوشتن پست جدید نمی رفت.دیروز ساعت ۷صبح بهمراه آقای محمد مصطفایی وکیل دادگستری و آقای بهزاد افشاری سردبیر روزنامه فرهنگ آشتی با هماهنگی که با خانواده مرحوم منصور کهیایی کرده بودم برای اخذ رضایت اولیاءدم وجلوگیری از قصاص محمد لطیف که در ۱۵ سالگی مرتکب قتل ناخواسته ای شده بود بطرف ساوه حرکت کردیم.

در طی مدت یک روزی که در ساوه بودم اتفاقات عجیبی برایمان رخ داد ومطالبی روشن شد که برایم این حس عجیب را ایجاد کرد

ابتدا دیدن آقای شاهکرمی دادستان ساوه رفتیم.با روی باز ازما استقبال کرد وبا فروتنی برای اقدام به اخذ رضایت ازما تشکر کرد.ولی گفت:چندروز پیش پرونده لطیف را برای آخرین مرحله یعنی استیذان به تهران فرستاده وبازگشت آن وقت زیادی شاید یکماه خواهد برد.

باکمال تعجب بعد از پیگیری ایشان دیدیم پرونده ای که توسط پست چند روز قبل رسید شده هنوز در دادگستری است

زمانی که برای اخذ رضایت با همراهی آقای قادری رییس محیط زیست ساوه به دفتر خانه شماره ۱ آقای سرخیل رفتیم پدر محمد لطیف گفت: آقای مجابی مادر محمد دعای عهد چله برای رضایت خانواده منصور شروع کرده وامروز روز چهلم دعای اوست!

دردفترخانه، آقای افشاری از تمام لحظات فیلم می گرفت ،در یک لحظه خاص دوربینش متوقف شد وبعداز آن موقع دوباره دوربین فعال شد

زمانی که آقای حسن کهیایی وخانمش رضایت را امضا کردند،ناگهان خانم کهیایی متغیر شد وپس از چند لحظه گفت : پسرم منصور را دیدم که وارد اطاق شد ومی خواست با آقای مجابی دست بدهد وتا من او را دیدم غیب شد

بعد از تمام شدن همه مراحل و اخذ رضایت برادر محمد لطیف خاطره تکان دهنده ای را برایم نقل کرداو گفت:بعد از قتل برادرم محمد در مشهد بود به آنجا رفتم ومحمد را به حرم حضرت رضا بردم ودر مقابل پنجره فولاد به امام التماس کردم :ای امام این برادرم را تحویل می دهم وبا آنکه می دانم چه خطری اورا تهدید می کند ولی اورا از تو می خواهم.از مشهد برگشتیم ومحمد را تحویل دادم ودر این سه سال ونیم که تا نزدیکی قصاص ودار مجازات رسید ایمانم را به حضرت رضا از دست ندادم

همه این مطالب را داشته باشید وبه آن اضافه کنید:من خیلی کم روز نامه اعتماد میخوانم وبندرت صفحه حوادث را مرور میکنم در روزی که موضوع محمد لطیف مطرح شد خودم به روز نامه فروشی رفتم واین روز نامه را خریدم وحوادث را خواندم و بعد همراهان تلاشگری کمک مان کردند، خانم دکتر ابتکار که از قبل خوابی برایش دیده شده بود و......

ایمان دارم برای اخذ رضایت خانواده مرحوم منصور، قدرتی مارا در این مسیر هدایت میکرد وآرزو می کنم تمام مردم برای کاهش خشونت ونجات کودکان ونوجوانانی که قربانی خشونت هستند وتعداد آنها هم کم نیست اقدام نماید .

من دست پدر منصور را بوسیدم وایمان دارم هیچ کس قدرت درک میزان کار بزرگ وسخت او را نخواهد داشت .بخشش کار خداست وجان بخشیدن کار خداست وتنها کسانی می توانند به این جایگاه برسند که هزینه ای بالا پرداخت کرده باشند.

در آخر از تمام کسانیکه در این امر ما را یاری کردند تشکر می کنم:

آقای سید محمد هاشمی ،خانم زهرا علی اکبری ،آقای دکترمحمدباقرصدوق ،آقای سید عیسی هاشمی ،،خانم مریم طهماسبی،آقای مهدی چمران ،آقای محسن مقدم،آقاي سمناني وبچه های خوب مجتمع غیرانتفاعی ملاصدراوخصوصا آقای وفایی..........

مخلصناک! 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 13:6  توسط سیدمحمد مجابی  | 

کمیسیون عفت و پاکدامنی و جلوگیری از فساد

 این خبر عصرایران دیگه آخرشه!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 23:46  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دكترمحمدباقر صدوق، مديركل محيط زيست استان تهران شد

در ایسنا این خبر را خواندم .

برای آقای دکتر صدوق که از مدیران زحمت کش وپرتلاش هستند آرزوی موفقیت می کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 20:37  توسط سیدمحمد مجابی  | 

جهت گیری بودجه

بودجه سال ۸۷ کل کشور تصویب شد ایسنا شاید مهمترین نکته ای که در اعتبارات دستگاهها مطرح است میزان تغییر درصد از کل اعتبارات آن دستگاه به بودجه عمومی می باشد که خصوصا اگر بتوان با در نظر گرفتن سال پایه بخشها را باهم مقایسه کرد جهت گیریهای بودجه آن سال مشخص می شود .

از موفقیتهای خوب بودجه امسال می توانم به اعتبار قابل ملاحظه برای مترو کلان شهرها خصوصا متروی تهران اشاره کنم 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 20:29  توسط سیدمحمد مجابی  | 

جشن طلاق

امروز در اخبار فردای روزنامه فرهنگ آشتی می خواندم ۲۰٪ازدواجهای اینترنتی در ایران منجر به طلاق می شود

امیدوارم این روزنامه گامی در آشتی دادن آنها بردارد.

اما خبر جالبتر اینکه جدیدا زنان سعودی جشن طلاق میگیرند اگر یک شیر اک خورده ای این کار را در ایران شروع کند دیگر برای سالن مشکل جدی پیش می آید در برنا  بخوانید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 19:57  توسط سیدمحمد مجابی  | 

قزوین وتورم

دست قزوینیها درد نکند ،چند روز پیش اعلام کردند قزوین امن ترین استان است.امروز برنا اعلام کرد قیمت مسکن درقزوین بالا رفته واین شهر بعد از تهران واصفهان گرانترین قیمت را دارد.

 لازم به توضیح است که ما اصلا تورم نداریم اما این یکی چی شده که اینجور شده نمی دانم!  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 19:45  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دماوند دیروز

دیروز هوای تمیز شهر تهران باعث شد تا دماوند به زیبایی خود نمایی کند .امروز روزنامه همشهری عکس بسیار زیبایی از دماوند دیروز زده که در اینترنت پیدا نکردم لذا این عکس زیبا را تقدیم می کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 14:7  توسط سیدمحمد مجابی  | 

سپندارمزگان

شنبه 27 بهمن1386 ساعت: 14:25 توسط:حمیدرضا بارگاهی

باسلام جناب آقای مجابی از حسن نظر جنابعالی و قابل دانستن تصاویر سپاسگزارم. باید در توضیح تصاویر عرض کنم این ماهیهای سفید با نام علمی Rutilus frisii kutum که در حال معاشقه قبل از تخمریزی هستند. ماهی جلویی ماده است و ماهی عقبی نر می باشد که دانه های مرواریدی شکل روی سر ماهی نشانه رسیدگی جنسی ماهی نر می باشد که این تصاویر در هنگام مرحله پایش پروژه توسعه تکثیر طبیعی ماهی سفید در زیستگاههای شمال کشور در یکی از سرشاخه های شیررود (پلطان) در فروردین ماه 1386 گرفته شده است. امیدوارم مردم خوب این منطقه هفته دیگر به استقبال این ماهیهای زیبا که در اوایل اسفند به طرف سرشاخه ها حرکت میکنند بدون تور بروند و محافظ آنها برای احیاء تکثیر و تولید مثل طبیعی این مخلوقات زیبا باشند.

 این کامنت را آقای بارگاهی گذاشتند ومن تازه متوجه شدم فرمایش خانم ژاله در پست قبلی درست بوده ودر چند روز آینده که سپندارمزگان هست این ماهی ها در رودخانه ها دیده می شوند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 22:25  توسط سیدمحمد مجابی  | 

حضرت آیت الله توسلی

همین الان متوجه شدم حضرت آیت الله توسلی امروز درجلسه مجمع تشخیص درحال نطق بدیدار حضرت دوست شتافتند .

                                                                                                              خدایش بیامرزد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 14:22  توسط سیدمحمد مجابی  | 

نترس!

این مطلب را در کودکی هام بخوانید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 14:12  توسط سیدمحمد مجابی  | 

وجدان درد

 

شنبه 27 بهمن1386 ساعت: 13:7

توسط:وجدان درد

سلام رئیس ، بابا من اتفاقی جائی میهمان بودم و در ناهار مقداری گوشت قو هم بود که گوشت آن تیره رنگ بود و اصلا" طعم و مزه خوبی نداشت و با اینکه آشپز از رب انار و ادویه جات مناسب استفاده کرده بود با این وجود دیگر غذاها بر آن ترجیح داشت وبعداز خوردن فهمیدم گوشت قو بوده و وجدان درد گرفتم.

این پیام را دوست عزیزی که از خوردن قو ناراحت شده بود وپیامهای دوستان را خوانده بود برایم ارسال کرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 13:23  توسط سیدمحمد مجابی  | 

عشقبازی

اینم VALENTINEماهی ها.امیدوارم کسی بهشان گیر ندهد.

عکس از حمیدرضابارگاهی در رودخانه شیروداستان مازندران

لطفادرصورت استفاده از عکس بنام عکاس اشاره فرمایید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 12:3  توسط سیدمحمد مجابی  | 

زیرآبی

عکس بسیار زیبایی که توسط آقای حمیدرضا بارگاهی از خلیج فارس گرفته شده وبه اینجانب هدیه کردند لطفادر استفاده از این عکس نام عکاس را ذکر فرمایید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 12:0  توسط سیدمحمد مجابی  | 

نگرانی عواقب

من خیلی چای می خور م واین موضوع برای بعضی دوستانی که با من همراهی می کنند دردسر آفرین است.

دیروز برای قطعی کردن رضایت خانواده مرحوم منصور به اتفاق آقای مصطفایی به ساوه رفته بودم. جلسات طولانی داشتیم ودر زمانهایی جو جلسه ملتهب می شد ومن برای تغییر فضا می گفتم: لطفا چایی بیاورید ! 

بیش از ده لیوان چایی خوردیم ! وآقای مصطفایی پا به پای من آمد .

موقع در آمدن از خانه مرحوم منصور به گفت: آقای مجابی شما نگران عواقب چای خوردن نیستید!

آرزو می کنم طی هفته جاری بتوانم خبر خوبی به کسانیکه این موضوع را دنبال می کردند بدهم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 9:43  توسط سیدمحمد مجابی  | 

براساس شاخصه‌های مقایسه‌ای، قزوین امن‌ترین استان کشور است

این خبر را در قزوین بخوانید .با این وجود نمی دانم چرا بعضی ها ترجیح می دهند از کمر بندی این شهر عبور کنند!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 9:26  توسط سیدمحمد مجابی  | 

هنگام خواب تلفن همراهتان را خاموش كنيد

دیروز در جلسه ای باحضور بیست نفر بودم تقریبا هر ۵دقیقه یکبار صداهای عجیب از شرشر آب گرفته تا جیک جیک تا بادگلو وانواع موسیقی و بوق!توسط موبایلهای شرکت کنندگان در جلسه می آمد . بطوریکه اگر چند دقیقه صدا نمی آمد انگار یک چیزی کم داریم! تا به امروز در جلسات تقاضای خاموش کردن موبایل شرکت کنندگان را نکردم چون فکر می کنم همه می دانند در آوردن صدا از خود ویا چیزهای متعلق به خود ! کارزشتی است ! اما بخودم اجازه دادم که از همه خواهش کنم موقع خواب تلفن همراه را خاموش کنند چون هم برای خودشان بد است وهم فردای آن روز برای مراجعانشان ! درعصرایران ببینید
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 9:20  توسط سیدمحمد مجابی  | 

جرات

عجب جراتی در اینجا ببینید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:15  توسط سیدمحمد مجابی  | 

غرق شدن یک شناور کیلکا گیر

شب گذشته در بازگشت از بابلسر در کولاک برف بودم وباعث شد ساعت ۲صبح به خانه برسم .صبح اول وقت آقای حبیب نژاد مدیر کل شیلات استان مازندران در تماس تلفنی گفت:دیشب یک لنج کیلکا گیر که در فاصله ۴۰ کیلومتری بابلسر به صید مشغول بوده در مسیر بازگشت در طوفان گرفتار  شوده ونهایتا ساعت ۴صبح در نزدیکی بابلسر در شرایطی که موتورخانه اش پر از آب بوده غرق می شود

خوشبختانه با جدیت یگان حفاظت هر ۵صیاد از آب گرفته شدند وجان سالم بدر بردند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 14:39  توسط سیدمحمد مجابی  | 

صید غیر مجاز

در حیاط اداره کل شیلات استان مازندران بیش از ۳۳۰هزار رشته دام از دریا توسط یگان حفاظت شیلات جمع آوری شده که هردام بین ۱۵ تا ۲۰ متر است یعنی اگر این تورها را به هم ببندید ۵۰۰۰کیلومتر می شود وبا آن می توان ۵ بار تمام ساحل ایرانی دریای خزر را تور کشید!

واقعا به سهم خود از یگان مازندران متشکرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 14:33  توسط سیدمحمد مجابی  | 

آنفلوآنزاي پرندگان با دانه‌پاشي كنترل مي‌شود

امروز ذر ایسنا مطالبی از رییس سازمان محیط زیست نقل شده است که تقدیم می شود
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 2:20  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بیچاره آفتابه دار مسجد شاه

دنبال اجرای یک پروژه ای هستم ولی عده ای فقط برای ابراز وجود سنگ اندازی می کنند یاد آفتابه دار مسجد شاه افتادم که می گفت:این آفتابه را برندار اون یکی رو بردار!

اما بیچاره ها نمی دانند این روزها مستراح ها شلنگ داره وبه آفتابه نیاز نیست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 2:11  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ازشما بعید است

مطلب زیر را یکی از دوستان عزیز برایم فرستادند:

سلام رئیس، با عرض پوزش ، ببخشید من جمعه گذشته ناهار مقداری قو خوردم.!!!

 چون این دوست عزیز را دوست دارم فردا که به فریدون کنار میروم از قوها معذرت میخوام که دوست من مقداری از آنها را خورده .

شاید باور نکنید  اگر شکارچی زوج یک قو را بزند قو دیگر آنقدر بالای سرش پرواز می کند تا شکار شود.

آیا واقعا خوردن آنقدر مزه دارد که دست به اینکار بزنیم ؟البته مطمئنم دوستم شکار نکرده واحتمالا جایی مهمان بوده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 18:42  توسط سیدمحمد مجابی  | 

امروز در GREEN BLOG خواندم آقای سام آتش نوشت وبلاگش را فعال کرده .ایشان را به عنوان عاشق طبیعت می شناسم چون یک کار ۱۰۰۰۰۰۰تومانی را به۱۰۰۰۰۰۰ریال انجام داده بود وفقط به انجام کار فکر می کرد ونه چیز دیگر .برایش آرزوی موفقیت می کنم

اینهم نظر دوست عزیز آقای سام:

جناب آقای مجابی
بار دیگر از حسن نظر شما نسبت به خودم تشکر می کنم و البته ذکر یک نکته خالی از لطف نیست. مبلغ قرارداد 2میلیون و پانصد هزار تومان بود که یک صفر ان افتاده بود...یعنی 250 هزار تومان که ان را هم دریافت نکردم اما شما درست فرمودید یک صفر قرار داد کم بود...صفر ناقابل

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 22:43  توسط سیدمحمد مجابی  | 

جاده پاوه - نودشه

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 22:11  توسط سیدمحمد مجابی  | 

برادر تارانتینو

از وقتی رضا مثقالی در فیلم مارمولک آقای کمال تبریزی به برادر تارنتینو وموضوع پالپ فیکشن اشاره کرد ،علاقه مند بودم این فیلم را ببینم.تا اینکه دیشب میسر شد .جالب ترین نکته ای که در این فیلم مرا جلب کرد :

مردی با قصد کشتن مردی رازیر می گیرد ولی موفق به کشتنش نمی شود ،مرد دوم با اسلحه بطرف مرد اول حمله و شلیک می کند و این تعقیب وگریز مرگ بار تا فروشگاهی ادامه می یابد .در فروشگاه مرد اول در لحظه ای که می توانست مرد دوم را بکشد توسط فروشنده با تهدید اسلحه متوقف می شود .فروشنده هردو را دستگیر و به پلیس تلفن می کند .بعد از مدتی  مرد دوم در دخمه ای توسط فروشنده وپلیس بقول روز نامه های خودمان مورد آزار و اذیت قرار می گیرد.

مرد اول در فرصتی امکان فرار پیدا می کند واز فروشگاه می گریزد اما....دل صاحب مرده اش طاقت نمی آورد و بر می گرددوخود را به مهلکه می اندازد ومرد دوم را که در شرایط اسف باری بود نجات می دهد !

آری او کسی را نجات می دهد که تا ساعتی قبل هم خودش با تمام وجود می خواست اورا بکشد وهم او با تمام وجود می خواست این کار را انجام دهد!!!!!

قابل توجه بعضی ها که در زد وخوردهایشان هنوز به فروشگاه نرسیده اند!

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:2  توسط سیدمحمد مجابی  | 

درود براهالی فریدون کنار

الان با آقای حبیب نژاد مدیرکل شیلات استان مازندران صحبت می کردم خبر نگران کننده ای داد که بعد از بررسی برایتان خواهم نوشت ولی به  موضوع بسیار خوبی اشاره کرد وآن اینکه ، اهالی فریدون کنار در شالیزارهای خود میزبان صدها قو هستند ودر جایی که با استفاده از روش دوما به صید پرنده ها می پرداختند نه تنها صید نمی کنند بلکه به میهمانان زیبا وپر غرور خود غذا می دهند وشهرداری فریدون کنار هم پلاکارد خیرمقدم برای این سفید بالان چشم مشکی زده است جای  چایکوفسکی در این دریاچه خالی!
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 9:41  توسط سیدمحمد مجابی  | 

تقدیم به شما و CRASH

عکسی فوق العاده از NASA 

NASA  

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 9:47  توسط سیدمحمد مجابی  | 

CRASH حکر دوست داشتنی

چهارشنبه 17 بهمن1386 ساعت: 19:46 توسط:CRASH
من هکر وبلاگت هستم.
بی خیال نمیشود بازم پیغام های منو اول سایتت مثل امروز می بینی ولی این دفه غیره قابل برگشت
 وب سایت   پست الکترونیک

 

این مطلب را دوست عزیزی که وبلاگ بنده را حک کردند برایم فرستادند .ایکاش میشد با او آشنا شوم.یاد خاطره ای افتادم:در انگلیس یکی از شرکتهای خصوصی مخابرات در تلفنهای عمومی چند هزارپوند ضرر می کند ومی بینند از بعضی تلفنهایشان آب می چکد وقتی تحقیق می کنند متوجه می شوند چند داشجو جای سکه یخ می اندازند!

شرکت آنها را استخدام می کند تا از توان آنها استفاده کند.

حیف که من کاره ای نیستم اگر بودم واین دوست را پیدا می کردم وحتما همین کار را انجام می دادم .

ولی چون او نوشته قصد دارد باز مرا حک کند از دوست خوبم جسدخیس خواهش می کنم به اجداد او سر بزند وبخواهد که دست از سر من بردارد!

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 1:39  توسط سیدمحمد مجابی  | 

خواب ناز

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 17:45  توسط سیدمحمد مجابی  | 

تشکر از بلاگفا

امروز حک شدم!

البته وبلاگ smojabi.blogfa.com !دوستان زیادی با پیام وتلفن با من تماس گرفتند وموضوع را جویا شدند.

بلافاصله با مدیر محترم BLOGFA تماس گرفتم وایشان با نهایت لطف مشکل را حل کردند. انصافا این فضای ایجاد شده بسیار ارزشمند است شاید بازدید بیش از دویست وسی هزار بار در کمتر از ۴ماه از این وبلاگ برای خودم هم دور از انتظار بود .مطالب بسیار متنوعی در این سایت می آید ولی خوشحال می شوم اگر به مسولین بلاگفا اعلام کنم یکی از دلایل بخشش یک نوجوان محکوم به اعدام استفاده از این فضا بوده است.

از جناب آقای شیرازی کمال تشکر را دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 14:58  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بازرس ژاور

چندین سال پیش وقتی آقای فروزش وزیر جهاد سازندگی بود طی حکمی من را به عنوان بازرس ویژه وزیر منصوب ودر آن حکم موارد متعددی را برشمرد که باید با جدیت پیگیری می کردم .

برای انجام این مسولیت بهترین کار را دراطلاع رسانی وآگاه سازی مدیران دیدم واز تمام معاونین وزیر خواستم درجلسه شورای معاونت خود مرا دعوت کنند تا توضیح دهم.

خدا رحمت کند مرحوم اسحاق حسینی معاون اجتماعی وزیر بود مرا درجلسه شورای معاونت خود دعوت کرد وقبل از اینکه من صحبتم را آغاز کنم یک سوال از من کرد او در جلسه پرسید:

آقای مجابی بازرس ویژه وزیر ! لطفا نظر خود را در مورد بازرس ژاور بفرمایید .بنظر شما او آدم خوبی بود؟بظر شما آیا او جز انجام مسولیتش کار دیگری انجام میداد؟وبالاخره وقتی ژان وال ژان را گرفت چه شد؟آقای مجابی آیا بازرس ژاور آدم خوبی بود؟

نمی دانم چرا امروز بیاد او واین سوالش که برایم بسیار تکان دهنده بود افتادمُ ،ولی براستی نظر شما چیست؟

آیابازرس ژاورآدم خوبی بود؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 9:34  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بوی گند

بعد از جلسه در اهواز به آبادان رفتم.به محض رسیدن به آبادان می خواستم زمینش را به احترام دلاوریهای گمشده در تاریخ ببوسم .به کنار اروند رفتم ودر خاکریز قدم زدم ،جایتان خالی ،در میان بازدید پایینتر از اسکله ۱۲هنگام بازدید با صحنه ای مواجه شدم که منقلبم کرد.دو لوله بزرگ با شدت فاضلاب بد رنگ وبد بوی شهری را مستقیم به داخل اروند وارد می کرد بوی تند وزننده ای فضا را پر کرده بود وکف بد رنگی روی آب بود .

پرسیدم: این چه وضعی است ؟گفتند: آقای مجابی اینکه خوب است ! کنار بازار ماهی فروشان فاضلاب با کانال به داخل اروند می ریزد و حجم فاضلاب پتروشیمی بندر ماهشهر خیلی وسیع تر از این هاست!

یاد صحبت ناخدای فربه دیابتی که پول خرید دارو نداشت وما به هیچ عنوان از جریمه دوباره اش وتهدید به ابطال پروانه اش دست برنداشتیم افتادم 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 20:55  توسط سیدمحمد مجابی  | 

شما باشید چه می کنید؟

حفاظت ومدیریت منابع طبیعی کاری سخت ودشوار است آنهم در شرایطی که جامعه با بیکاری وفقر دست وپنجه نرم میکند.

خوشبختانه در شیلات بحث رسیدگی به تخلفات صیادی با جدیت دنبال می شود .در طی دو سال گذشته جلسات متعددی در باره رسیدگی به تخلفات برگزار کردیم ودر تمام استانها با ابلاغیه ای کمیته شهرستان واستان ومرکزرا فعال نمودیم.

ازمهمترین اقدامات ،پیگیری اصلاح آیین نامه قانون منابع آبزی در دولت بود که به تصویب هیات وزیران رسیدوبراساس آن تخلفات زیست محیطی بیشتری را اضافه کردیم.

روز گذشته برای رسیدگی به وضعیت کمسیون تخلفات صیادی به استان خوزستان رفتیم و۸پرونده تخلفاتی در استان را مورد بررسی قرار دادیم تخلف این صیادان استفاده ازابزار غیر مجاز ویا تخطی از منطقه مجاز صید بود .تمام این افراد توسط یگان حفاظت منابع آبزی در دریا متوقف وبه دادگاه معرفی ومحکوم به جریمه شده بودندولی سازمان شیلات علاوه بر محکومیت دادگاه خود نیز در این کمسیون با صیادان متخلف برخورد می کند ودر این ۸ پرونده اکثرا به محرومیت از صید به مدت ۴۰ روز محکوم شده بودند.

یکی از متخلفان که جوانی سی وخورده ای ساله وبیمار دیابتی بود بشدت احساسی از خود دفاع میکردو می گفت:خداشاهد است در این مدت توقیف حتی پول برای خرید دارو ندارم !بچه ام به مدرسه می رود پول تاکسی ندارد و....

ولی چاره ای نداریم جز اینکه بشدت در مقابل این تخلفات بایستیم

شما باشید چه میکنید؟ 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 20:41  توسط سیدمحمد مجابی  | 

22منطقه حفاظت شده جديد

امروز مطلع شدم كه ۲۲منطقه جديد حفاظت شده كه مراحل آن قبلا طي شده توسط رييس جمهور امضا شده است .از شنيدن اين خبر بسيار خوشحال شدم وبلافاصله طي تماسي كه يكي از خبرنگاران محترم با من داشت به او گفتم .شايد برايش بسيار عجيب بود كه من اين خبر را از كجا دارم ولي به او گفتم:فكر مي كنماين اولين اقدام دولت نهم در افزايش مناطق حفاظت شده است به همين لحاظ بايد از آن استقبال نمود .

اگرچه معتقدم اضافه كردن كمي مناطق بدون افزايش حفاظت وكيفيت آن نقص دارد ولي به هر صورت قابل توجه است

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 0:14  توسط سیدمحمد مجابی  | 

گوشه لب کارون!

اشباه نشود منظورم آواز معروف آقاسی نیست !بلکه علت نوشتن آن قدم زدنی بود که امشب در کنار کارون در پارک دولت اهواز داشتم.جای شما خالی واقعا هم هوا عالی بود وهم شهر بسیار زیبا، ساحل کارون به زیبایی سنگ فرش شده وما آنقدر قدم زديم تا به گوشه لب كارون رسيديم!جايي كه ديگر پياده رو تمام شده بود
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 0:1  توسط سیدمحمد مجابی  | 

عشق بازی کارهر شیاد نیست

    

 این اشعار توسط ناصرالدین شاه سروده شده ،اگرچه دل خوشی از او ندارم ولی شعرش جالب بود .از دو نظر:

 ۱-سلطانی که خود در حکومتش ظلم می شود از دست ظالمان می نالد

۲-شعرش قشنگ بود

      عشق بازی کارهر شیاد نیست         این شــــــکاردام هرصیادنیست

     عاشقی را قابلیت لازم اســــت         طالب حق را حقیقت لازم است

     عشق ازمعشوق اول ســـــرزند         تا به عاشـــــــق جلوه دیگر زند

     تا به حدی که برد هســتی ازاو       سرزند صد شورش ومستی از او

     شاهـــد این مدعی خواهی اگر       برحســـــــــین وحالت او کن نظر

    روز عاشورادرآن میدان عشق    کرد رو را جانب سلطان عشق

    بار الها این ســـــــــرم این پیکرم        این علمــــــــدار رشید این اکبرم

    این سکینه این رقـــــیه این رباب      این عروس دست وپا خون در خضاب

   این من واین ساربان این شهر دون    این تن عــــــریان میان خاک وخون

    این من و این ذکــــــر یا رب یاربم      این من واین ناله های زینـــــــــــبم

.......

این شعر زیبا ادامه دارد .

ازدوست عزیزم آقای جهاندیده متشکرم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 19:44  توسط سیدمحمد مجابی  | 

قالیباف وخبرنگار

دیشب در وب آقای بهزادافشاری مطلبی در خصوص در گیری شهردار تهران با خبرنگاری از روزنامه ایران را خواندم .

متعجب شدم چون این کار از کسی که از داووس با افتخار برگشته بعید بنظر می آمد .

متحیر شدم چون چنین کاری از یک کاندیدای سابق ریاست جمهوری که زیر ذره بین است عجیب بنظر می رسد.

کنجکاو شدم واز هر که می توانستم سوال کردم ازجمله مسولین شهرداری تا اینکه درپیامکی آدرس وب       تهران شهر  برایم ارسال شد.

قضاوت با شما وخبرنگار وشهردار!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 18:25  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ماهی ها

این مطلب رادر پاسخ به پست قبلی پرستنده فرستادند

یه کاریکلماتور هست که خوشبینی ماهی هاست و در واقع عکس مثال شما و به نظر من خیلی دوست داشتنی
میگه: وقتی گل محمدی توی آب افتاد، ماهی ها صلوات فرستادن!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 11:42  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بوی گل

دستهایم بوی گل می داد ،مرا بجرم چیدن گل محکوم کردند اما هیچ کس فکر نکردکه شایدیک گل کاشته باشم

این جمله را یکی از عزیزان برایم فرستادند،راستی چرا ما همیشه بدترین حالت را فکر می کنیم؟

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 22:27  توسط سیدمحمد مجابی  | 

تاوان بوسه

بعضی ازآقایان دانشجوی دکتری لطفا آبرو داری کنید!

چند روز اخیر سرو صدای زیادی برای یک دانشجوی ایرانی در کانادا به پا شد .خواستم مطلب مبسوطی بنویسم خصوصا بعد از اینکه نظرات نویسندگان محترم وبلاگ نویس را خواندم .ولی بگذریم! متاسفم

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 22:29  توسط سیدمحمد مجابی  | 

دریا

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:41  توسط سیدمحمد مجابی  | 

روز جهانی تالابها

اگر اشتباه نکنم فردا روز جهانی تالابهاست.یکی از ارزشمند ترین اکوسیستمها تالاب است.برای ما بسیار غرور آفرین میباشد که کنوانسیون حفاظت از تالابها بنام کنوانسیون رامسر است.

زمانی که آقای انوشیروان نجفی با نظر خانم ابتکار یک فرش از آرم این کنوانسیون که روی آن نام رامسر نوشته شده بود را برای بافت سفارش می داد شاید اهمیت این اقدام برایم روشن نبود تا اینکه در سال ۲۰۰۱ این فرش توسط آقای خاتمی در سفر به سازمان ملل به آقای کوفی عنان داده شد واو نیز فرش را در محل دفترمذکور قرار داد وطی نامه ای تشکر خود را اعلام کرد .

بعدها وقتی در جریان تلاش برخی کشورها برای تغییر نام رامسر قرار  گرفتم ارزش این کار برایم روشن تر شد.

بر اساس رفاقتی که با آقای نجفی و آقای آیت اللهی وآقای قصریانی و... داشتم وهمینطور علاقه به تالابها آن موقع مسایل را دنبال می کردم

خوشبختانه اقدامات خوبی در دوره خانم ابتکار صورت گرفت:

ثبت چهار تالاب از تالابهای ایران در کنوانسیون حفاظت از تالابها(از سال ۱۹۷۵که ۱۸ تالاب ایران ثبت شده بود تا سال ۲۰۰۱ هیچ تالابی اضافه نشده بود)

اخذ مجوز تاسیس مرکز منطقه ای ( مرکز وغرب آسیا)کنوانسیون در رامسر

عضویت ایران در دو دوره سه ساله در کمیته دایم کنوانسیون

انجام طرحهای ملی وبین المللی با اهمیتی که اثر گذاری فراوانی داشت.

اما آنچه که برایم بسیار با اهمیت بود مصوبه دولت آقای خاتمی برای رعایت طرح محیط زیست در کنار گذر انزلی برای حفظ این تالاب با ارزش بود .

آرزو میکنم این اقدامات توسط مسولین سازمان محیط زیست دنبال شود ودر کارشان موفق باشند   

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 16:0  توسط سیدمحمد مجابی  | 

شرکت در نظرسنجی iran environmental economics

دوستان از دانشگاه علامه برایم پیام گذاشته بودند که در نظر سنجی آنها شرکت کنم .لطفا اگر دوست داشتید شما هم شرکت فرمایید

iran environmental economics

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 15:21  توسط سیدمحمد مجابی  | 

Atonement

آیا تمام کسانی که دروغ می گویند عذاب وجدان خواهند کشید؟

آیا کسانی که با دروغ گفتن خود زندگی ها را تباه می کنند آسوده خواهند بود؟

آیا آنان که دروغ گفته اند جرات بیان واقعیت را خواهند داشت؟

آیا حتی در آخرین لحظات عمر خود در فضای مجازی ذهن از آنانیکه زندگیشان را تباه کرده اند عذر خواهند خواست؟

وآیا چون تالیس دروغین !جبران دروغ خود را خواهند کرد؟

امشب فیلم  کفاره گناه  را که میدیدم یاد کتاب بادبادکباز افتادم که پدر امیر به پسرش میگفت :پسرم دزدی بد ترین گناه است ،کسی که دروغ می گوید هم دزدی می کند .در این فیلم با یک دروغ خیلی چیزها دزدیده شد.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 0:59  توسط سیدمحمد مجابی  | 

فقط برای عدالت

ملاقات با بانوی سالخورده

حمید سمندریان در این نمایش تلنگر جدی به بینندگان وارد می کند وآنها را به تفکر در باره این سوال وامیدارد که :تا چه میزان وچه مبلغ قابل خریده شدن هستند ؟

او با نگاهی طنز آمیز بیان می کند :چگونه یک جنایت میتواند عملی مقدس نشان داده شود.

داستان از این قرار است:

یک شهر فقیر با مردمی فقیر در انتظار ورود بانوی سالخورده ای ثروتمند است که ۳۵ سال پیش شهر خود را ترک کرده و امروز بعد از ۳۵ سال به شهر خود باز می گردد تا دوست دوره جوانیش آلفرد ایل را ببیند.

مردم شهر با آرزوی دیدار به استقبالش آمده اندو امید آنان به کمکهای اوست

بالاخره او می آید .

در میان مردم در مراسمی که برایش گذاشته اند اعلام میکند :

۳۵ سال پیش دختری ۱۷ ساله در این شهر حامله شد،پیش قاضی رفت وجوانی که با او بود را معرفی کرد تا فرزندش بی پدر نباشد.قاضی جوان را خواست واو انکار کردو برای اثبات بی گناهیش گفت :این دختر هرزه است وبا افراد زیادی بوده !ودو شاهد برای این موضوع آوردو آنها با تنها گرفتن دو بطری شهادت دروغ دادند

دختر بی آبرو شد واز شهر فرار کرد .بچه اش مرد و او ....کاره شد .

بعد از مدتهامرد مسن پول داری عاشق موی قرمز او شدواز این پس او زنی میلیاردربود.

آن دختر قاضی را پیدا واو را مستخدم خود کرد دنیا را گشت وآن دو شاهد را پیدا و هردو را کور وخواجه ساخت و امروز در شهر شماست! .

آن زن منم !وآن جوان آلفرد ایل است .

من به شما ۱۰۰میلیارد می دهم!۵۰ میلیارد برای آبادانی شهر و۵۰ میلیاردبرای تقسیم بین شما!

اما،فقط یک چیز می خواهم وآن عدالت است

تابوتی آورده ام که در انتظار کسی است!

باقی داستان بماند ،آنچه که بسیار زیبا بود وقتی بود که شهردار وتمامی اهالی قصد کشتن آلفرد  را کردند و شهردار گفت :ما این کار را برای پیشنهاد خانم کلارا زاخاناسیان نمی کنیم ما این کار را فقط برای عدالت می کنیم

کار زیبای کارگردان در جایی اوج می گیرد که آلفرد برای آخرین درخواست، قبل از مرگ  سیگاری می خواهد وتمام بازیگران وتمام تماشاچیان بی حرکت سیگار کشیدن کامل او را می بینند وبوی سیگار تمام فضا را پر می کند گویی همه در آخر خط ایستاده اند!

مقدمه سمندریان و عکسهایی از نمایش را در ملاقات با بانوی سالخورده ببینید 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 11:56  توسط سیدمحمد مجابی  | 

ملاقات بانوی سالخورده

امشب به تاتر شهر رفتم ونمایش زیبای ملاقات بانوی سالخورده نوشته:فردریش دورنمات بکارگردانی :حمید سمندریان را دیدم وبسیار لذت بردم.

فردا راجع به آن خواهم نوشت ولی توصیه میکنم حتما آن راببینید وبگویید با دیدن آن یاد چه ویا که می افتید؟

من یاد خیلی چیزها افتادم از جمله یاد آنکسی که بادیدن یکی دیگه یاد آن افتاده بودم !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 23:40  توسط سیدمحمد مجابی  | 

استفتاء

دیروزدر green blog مطلبی در باره استفتا ءخواندم،امروز یکی از دوستان عزیزاستفتایی را برایم فرستاد که در نوع خود کم نظیر بود.

بخوانید :http://www.tabnak.ir/pages/?cid=5724  

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 23:26  توسط سیدمحمد مجابی  | 

شکار ؟!!!!!!!!!!!

 

معاشقه پرستوهای دریایی نر و ماده : پرنده نر هر چند وقت یه بار برای تحکیم روابط با جفتش، به اون ماهی هدیه میده!

این توضیح راطی پیامی گرگ تنها  برایم ارسال کردند .باتشکر از ایشان

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 10:35  توسط سیدمحمد مجابی  | 

مطالب قدیمی‌تر