تبليغاتX
روزنوشتهای سید محمد مجابی

روزنوشتهای سید محمد مجابی

بالاترين Balatarin
امروز دوکامنت کاملا متفاوت داشتم از جنابان ! یا سرکاران! وحید وشکیب(شکیبا) که برداشتی کاملا متفاوت را نشان می دهد.

مطلب جناب وحید تقدیم شد البته ایشان در این چند روز که بنده خاکستری وگریان بودم مطالبم را دیدند باید در زمانی که گریه نمی کردم میدیدند!

شنبه 28 اردیبهشت1387 ساعت: 0:50 توسط:شکیبا
سلام این مطلب رو را از یک وبلاگ برداشتم .
داستانی کوتاه از آمبروس بیرس
بیوه ی وفادار
مرد جذابی به زن بیوه ای که بر سر قبر شوهرش گریه می کرد نزدیک شد و مودبانه گفت:" خانم، مدّت مدیدی است که ذهن مرا سرشار از زیباترین احساسات کرده اید". بیوه زن فریاد زد:"مردک رذل برو گمشو! الان چه وقت حرف زدن درباره ی عشق و عاشقی است؟" مرد جذاب با فروتنی پاسخ داد:" خانم باور کنید نمی خواستم احساساتم را فاش کنم ولی زیبایی خیره کننده ی شما مرا از خود بی خود کرد." بیوه زن گفت:" باید مرا وقتی که گریه نکرده باشم ببینی!"
 وب سایت  
هری پاتر وامتحان ریاضی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:35  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
این مطلب رایکی از دوستان برایم فرستادند ، احتمالا توفیق دیدارشان را نداشتم چون فکر می کنم بیشتر مرا به نوعی متفاوت از برداشت ایشان می شناسند ولی خوب است نظر ایشان را ببینید

شنبه 28 اردیبهشت1387 ساعت: 0:47 توسط:وحید
سلام
اگرچه کامنتم ربطی به این موضوع شما نداره ولی بعد از مدتها که وب لاگ شما را دیدم متوجه شدم که شما هم احتمالا با تاثیر از برنامه های تلویزیونی وطنی اغلب مطالب خود را به موضوع مرگ- بیمارستان و بدبختی ها اختصاص دادید. نمی دانم این روحیات عجیب که ماحصل جریان هدایت شده ای است این مملکت غم زده و افسرده را به کجا می حواهد ببرد؟
 وب سایت   پست الکترونیک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:30  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
قرار است بیست ونهم اردیبهشت همایش سدهای بزرگ ،پیامدها وجایگزینی ها برگزار شود .

انشالله شرکت خواهم کرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:1  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
امروز به مرکز مطالعات وبرنامه ریزی شهر تهران رفتم .ودر آستانه درب با صوت قرآن وعکس مرحوم دکتر وحید شاه میرزایی مواجه شدم.

جوان خوشرو وخوش برخوردی که در جلسات با او آشنا شدم .او دانش آموخته مدیریت شهری بود واعتقاد به توسعه پایدار با نگاه محیط زیست داشت .

برای ادای احترام به اطاقش رفتم روی صندلی اش همکاران متن عاطفی که برآمده از دل بود نوشته بودند.

او چهار شنبه در مسیر اصفهان در سانحه رانندگی جان باخت .

این مصیبت را به تمامی دوستانش تسلیت عرض می کنم 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:50  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
پسرم فردا امتحان ریاضی دارد و الان بهمراه خواهرش والبته یه کمی باباش فیلم هری پاتر نگاه می کنه !
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:27  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
این مطلب برایم بسیار جالب بود

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:1  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
امروز می خوام چند پست پشت سرهم بنویسم .یاد آقای شیرازی افتادم که مدتی است یاد فقرا نمی کند وفاتحه ای برای اهل قبور نمی خواند !

اگرچه بنده با این سن وسال قطعا شور وشوق عشق جوانی را نمی فهمم! ولی در وب گردی رد پای عشق را زیاد می بینم امروزشعری زیبا از یک روزنامه نگار کاملا جدی که اصلا اهل شوخی نیست خواندم وکلی صفا کردم واین مطلب را براش نوشتم:

عشق چست؟
یار کیست؟
انتظار چیست ؟
توقع کدامست؟
قیمت محبت چقدر است؟
قیمت عشق چقدر است؟
آیا من عاشقم؟
نمی دانم تا بحال عاشق بوده ام؟
نمی دانم تا بحال در خانه کسی را زده ام ؟
شاید اشتباهی در خانه خودم را زدم!
وخودم به خودم جواب ندادم!
عشق چه رنگی است؟قرمز یا سیاه؟
قرمز رنگ شادی است ،شعف،ایثار،...،خوشی
سیاه رنگ سکون است ،غم ،ماتم و مرگ
عشق چه رنگی است من قرمز ومشکی ام
من عاشقم؟
من عاشق خیلی چیزام ....من عاشق زندگی ام!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 11:47  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
واقعا عجب عکس زیبایی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:35  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
دیشب با آقای دکتر منوری در رابطه با اثرات زیست محیطی گورستان ها  صحبت می کردم که یکی از دانشجویانشان که در رابطه با ارزیابی این موضوع کار می کند گفت:امروز آب بهشت زهرا قطع شده بود و اموات در نوبت بودند.

با خودم فکر کردم بالاخره همه خواهیم مرد و بعد یاد کتاب آداب معاشرت نوشته خانم شهین دخت بهزادی افتادم که در آداب مردن مطالب جالبی  نوشته:

آداب زندگی آداب مردن هم لازم دارد

به دلیل این که روزی خواهید مرد آداب زندگی را نباید فراموش کنید!

لازم است برای بعد از خودتان خاطره خوبی به جا بگذارید.

آخرین جملات

بالاخره دهان هر کسی بسته خواهد شد.اگر هنوز چیزی برای گفتن دارید بجنبیدقبل از این که خیلی دیر شود.

اگر چیزی برای گفتن ندارید چیزی نگویید.

مسلمانی تان را ثابت کنید واشهدتان را بگویید.آخرین جملات بایدکوتاه مهربان وحتی با مزه باشد.

سعی کنید اطرافیانتان را بخندانید

اگر در شرایطی نیستید که چیزی بگویید جمله کوتاهی بر زبان بیاورید

کلمه آخر

بدرود

بای بای

ما که رفتیم

وبرای آخرین نفس سعی کنید که دستتان را جلوی دهنتان بگیریدتا مودب جلوه کنید.

توجه: مرگ چیز ترسناکی نیست تنها اشکال مردن در این است که در لحظه مرگ تماشاچی زیادی حضور ندارد تا انسان را تشویق کند!

بدرود !

ما که رفتیم !(من وهمسرم)

                                                             البته برای خرید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 8:41  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
مدتی است وضع ارزیابی زیست محیطی گورستانها ذهن مرا مشغول کرده و در حال بررسی شهری مثل لندن هستم که در کنار محلات گورستان دارد ، تا اینکه امروز مصاحبه بسیار جالب آقای رضاییان مدیرعامل بهشت زهرا را دیدم که نکات بسیار جالبی داشت.

ایشان فرمودند :

در شهر بزرگی مثل تهران مرگ ومیر عادی است!

بهشت زهرا بطور متوسط روزانه به ۱۷۰متوفی خدمت رسانی می کند!

(احتمالا طرح تکریم هم انجام می شود)

بهشت زهرا از سال دیگر جا ندارد وموضوع هم اصلا سیاسی نیست.

من به نوبه خود از ایشان که فکر می کنم جز رکورد داران طول مدت یک مسولیت هستند تشکر می کنم البته این مهم است که مراجعان از آدم راضی باشند!

امید وارم به این زودی به ایشان مراجعه نکنم !  تا خدا چه خواهد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:41  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
نویسنده: ژاله
سه شنبه 24 اردیبهشت1387 ساعت: 9:6
آقای مجابی عزیز به نظر من که اصلا" داریوش اشتباه نکرده خیلی هم درست خوانده. شکر خدا فکر میکنم شما دور و برت برعکس خیلی ها انسانهای خوب زیاد هستند برای من که اینطور نبود و نیست و فکر میکنم برای اکثریت هم همینطور باشه

نویسنده: الیاس
سه شنبه 24 اردیبهشت1387 ساعت: 9:19
آقا این همه غلط غولوط تو اشعار خواننده ها هست عهد گیر دادی به این عشق ما؟
البته برای شروع خوب است. لطفا اشتباهات جواد یساری مرحوم سوسن گوگوش معین اصفهانی و .... را نیز یادآوری کنید. مخصوصا آنجا که معین می فرماید کفتر کاکل به سر های های به نظرم نوعی خشونت نهفته در برخورد با محیط زیست و پرندگان در آن مستتر است.

نویسنده: آونگ
سه شنبه 24 اردیبهشت1387 ساعت: 10:5
اون زمان که ایشون صورتش مو در آورده بود و ته ریشی داشت ما صورتمون یک تار مو هم نداشت اما از خوانندگان محبوب بود اکنون هم که پشت میزمان نشستیم یک تار
موتوصورتمون یافت نمی شه عجب چقدر ما جوان ماندیم بزنیم به تخته...
یادمه :
سال سکوت - سال فرار - سال گریز و انتظار...
اما مرحوم مولانا فرموده :
از محبت خارها گل می شود...
متوجه شدید محبت کردن هیچ هزینه ای نداره و چقدر راحت میشه اجراش کرد
آقا وقت کردید سری به ایمیلتون بزنید شاید برا وب شما که مطالب زیاد دادرید جالب باشه
ارادتمندیم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:21  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
داریوش یکی از خوانندگان مشهور دوره ما بود و آهنگی داشت به نام :سال ۲۰۰۰

در این آواز او سال ۲۰۰۰ را سال بسیار بدی معرفی کرده ومیگوید: دراین سال احساسات و دوستی وجود ندارد .

او می گوید :در آن روزها کسی به فکر کسی نیست وهر کس به فکر خودشه.

آن موقع که این آواز را شنیدم هنوز زمان زیادی تا سال ۲۰۰۰ باقیمانده بود وپیش خود مجسم می کردم اگر واقعا سال ۲۰۰۰ به این سیاهی باشد چه می شود ؟

قبول دارم محبتها کم شده وجوامع خشن شدند و زندگی ماشینی اثرات زیادی بر انسانها گذاشته ولی در کنار تمام اینها انسانیت وایثار ومحبت را در خیلی از انسانهای اطرافم می بینم .

چه خوب است همه باهم تلاش کنیم این روحیات تقویت شود.

فکر می کنم داریوش اشتباه کرده و آینده روشن در انتظار انسانهاست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:10  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
دیروز آقای میر محمدی مرا در مجلس دیدو گفت :شما با دکتر جواد مجابی نسبت دارید ؟پرسیدم : چطور؟

ایشا ن گفت :خواستم ببینم مجابیها همشان طناز هستند؟! 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 12:44  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
در طی سالیان زیادی که در مجلس حضور پیدا می کنم دیروز تنها باری بود که گفتم ایکاش نماینده بودم!

دیروز کمسیون قضایی وحقوقی مجلس ، شور دوم لایحه رسیدگی به جرایم اطفال را در دستور کار داشت. شور اول این لایحه به تصویب رسیده ومصوب اصل ۸۵ هم گرفته است یعنی کمسیون هرچه را تصویب کند فقط برای تصویب مدت زمان اجرا به صحن علنی می رود .

اگرچه جناب آقای سلیمانی مخبر کمسیون وقت زیادی گذاشت ودر حاشیه جلسه با هم مذاکره کردیم ولی دلم می خواست خودم نماینده بودم ودر کمسیون فعالانه شرکت می کردم ورای می دادم!

بعد از سه دوره حضور درجلسات مختلف مجلس این تنها باری بود که چنین آرزویی کردم! 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:58  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
مجله ای اجتماعی است بسیار پر محتوا وبا بررسی کارشناسانه ودر این شماره به مدیریت خشم ،نقش شوخی وخنده ومسایل روانشناسی پرداخته است .

حیفم آمد نخوانید خصوصا صفحه ۱۹ آنرا !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:4  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
این سه کلمه جادویی را در روز چندین بار بکار ببرید:

لطفا ، متشکرم ،ببخشید

کتاب آداب معاشرت- شهین دخت بهزادی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:0  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
امروز در کمسیون قضایی مجلس لایحه مهمی مطرح است که شور اول آن بیش از دو سال است به تصویب رسیده  امیدوارم امروز آماده ارایه به صحن علنی مجلس شود .

بعداز ظهر برایتان موضوع را خواهم نوشت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 9:55  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin

 امروز در مهر خبر اعطای سومین جایزه مطبوعاتی امید یادبود دکتر مهدی سمسار ، به سرکارخانم جمشیدی را دیدم .

این موفقیت را به ایشان وتمام دوستداران محیط زیست صمیمانه تبریک می گویم .

این خبرنگار جوان در طول دوران فعالیتش بسیار خوب درخشیده هیچگاه پیگیریهای جدیش در مورد سرخه حصار یا شهادت محیط بانان از یادم نمی رود .

این دومین جایزه اش در دومین ماه امسال بوده امیدوارم ادامه یابد .

مطمینم می تواند در مسیر حفاظت از محیط زیست گامهای موثرتری بردارد.

برایش آرزوی توفیق می کنم 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:17  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin

 

 

شنبه 21 اردیبهشت1387 ساعت: 3:12 توسط:شکیبا
گفتند آن مرد ماهی گیر است آن مرد از دریا ماهی می گیرد
گفتند آن مرد کشاورز است آن مرد در زمین دانه می کارد
جوانمرد گفت چه نیکو ...اما نیکوتر مردی است که از خشکی ماهی می گیرد و دانه اش را در دریا می کارد .
ونیکوتر از این دو کسی است که می تواند از آب آتش بگیرد واز زمین آسمان برداشت کند.
ممکن را به ممکن رساندن کار مردان است اما کار جوانمردان آن است که نا ممکن را ممکن سازند.
هزاران معجزه میان آسمان و زمین معطل است . دستی باید تا معجزه ها را فرود آورد .
وآن دست جوانمرد است .(کتاب جوانمرد نام دیگر تو)
سربلند باشید .
 وب سایت 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:19  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
این مطلب را دختر خانم ۱۶ساله ای نوشتند که به نظر من فوق العاده است
پس برو .برو به سرزمين تاريكي.جايي كه كسي تو را پيدا نكند. سرزمين تاريكي دور نيست.برو.اگر رفتي من نيز خواهم آمد.فرار.همه ما فرار مي كنيم. به سرزمين تاريكي.
 اما... هر شخص سرزمين منحصر به فرد خود را دارد.
آنجا سرزميني است مجازي براي فرار از واقعيت هاي تلخ و درد ناك و شايد زجر آور.
سرزمين من پر است از آدم هاي خوب. پر از باران.پر از صدا و هيا هو. اما همه در پس پرده اي سياه پنهان اند. سرزمين هر كس با من و ما فرق دارد.
سرزمين تو چگو نه است؟

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/20ساعت 2:59 PM  توسط بك  |  نظر بدهید
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 17:17  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 11:52  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
آری گریه کردم، می گویند مرد گریه نمی کند !

وقتی مردی می گرید صورتش را می پوشاند ولی من با صدای بلند گریه کردم!

برای جوان ۱۹ ساله ای که با هزاران آرزو امروز زیر خروارها خاک آرمیده است .

برای پدری که برصورت یخ کرده پسرش بوسه زد .

برای مادری که هر روز پسرش را بدرقه کرد وبعد از آخرین بدرقه هنوز در اتتظار اوست.

آیا هرگز پدر بوده اید تا بدانید مرگ فرزند یعنی چه ؟آیا هرگز مادر بوده اید تا داغ فرزند را بفهمید؟

بغضم شکست وقتی بیاد جوانی افتادم که سه سال است ۱۷ سال دارد!

بغضم شکست وقتی بیاد بهنود شجاعی، جوان۱۷ ساله ای افتادم که برای صلح به قتلگاه رفت ودر یک اتفاق دستش به خونی آلوده شد که هرگز فکرش را نمی کرد .

او مادر ندارد

او هر روز مرگ را احساس می کند

آیا جوان بوده اید ؟آیا غرور جوانی را بیاد دارید ؟

سه سال است که صفحه گرامافونش گیر کرده !

سه سال است که می گوید:

 ایکاش تلفن زنگ نزده بود ایکاش برای صلح دادن به پارک نمی رفتم ایکاش مادرم نمرده بود

مادر کجایی

کسی نیست که به پای مادر احسان بیافتد ومن در کنج تنهایی فقط بیاد توام مادر

چرا ؟چرا سرنوشت این دو نوجوان این شد ؟چند نوجوان دیگر در چنین وضعی قرار دارند ؟چند نوجوان دیگر قرار است به این وضع دچار شوند ؟

دلم شکسته ای دوست هوای گریه دارم

خدا کند در این ۳۰ روز مهلت باقی مانده پدر ومادر امیر در قنوت نمازشان زمانی که می گویند :

 بسم الله الرحمن الرحیم

رحم وشفقت حضرت حق بر دلشان بنشیند و ومهر مادرانه وگذشت پدرانه آنان را در بزرگترین تصمیم زندگیشان راهبری کند .

دلم نمی خواست چیزی بنویسم ولی نوشتم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:29  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
این مطلب را بخوانید ولبخند بزنید
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:54  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
کودکی مادر خود را از دست داد

این کودک برای مادر عنان خود را از کف داد

اوخطای بزرگی کرد

و براین خطاشاید جان خود را نیز از دست  دهد

او نیاز مند  مرهم بود ولی..

شعر سعید بیابانکی تقدیم به او می کنم تا در خوف ورجای آنچه دارد ازدست می دهد آرامشی یابد .

اگرچه مطمینم این شعر را نمی بیند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:15  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
اوایل بهار تعداد کثیری از شهروندان یا درون فاضلابهایشان نفت و مواد سمی می ریزند ویا منازل خود را سم پاشی می کنند بی آنکه این سموم ویا شرکتهای اقدام کننده استانداردهای لازم را داشته باشند .

باور بفرمایید این میزان سم آنهم غیر استاندارد ویا شستن جایی که سوسک افتاده با چندین لیتر آب ، هم باعث اسراف شده هم بر روی سلامت اثر مخربی خواهد داشت  وهم باعث آلودگی آب و خاک می شود که بمراتب از اثر خود سوسک بیشتر  است.

نمی دانم نظر خانم ژاله ف در مورد کشتن سوسک چیست؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:5  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
کمند مهر چنان پاره کن که گر روزی                           شوی ز کرده پشیمان بهم توانی بست
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:44  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
چند روز قبل در رادیو سلامت مطلبی در خصوص بعضی از مشاغل که باعث می شوند انسان در کهنسالی دچار آلزایمر نشود شنیدم .

بنظر من :

بعضی ها قبل ازورود به شغل زوال عقل دارند

بعضی ها بعد از انتخاب شغل دچار زوال عقل می شوند

بعضی ها بعد از ترک شغل دچار زوال عقل می شوند

بعضی ها هم با مراجعه به این افراد دچار زوال عقل می شوند

لازمه داشتن بعضی مشاغل هم زوال عقل است

بنابر این زیاد دنبال حل زوال عقل نباشید چون یا با بدست آوردن یا با ازدست دادن شغل دچار این مشکل می شوید.

بنظر شما عقل یا شغل داشتنش بهتر است یا نداشتنش ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:42  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin

چودریای رحمـــت تلاطم کند     گنه صاحب خویش را گم کند

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:34  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
امروز در جلسه شهرداری آقای سلیمی رییس سازمان خدمات موتوری از مقاومتهایی که برای جلوگیری از مکانیزه کردن جمع آوری زباله در تهران شده بود مواردی را بیان کرد که واحیرتا !
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:38  توسط سیدمحمد مجابی  | 

بالاترين Balatarin
امروز بعد از یک جلسه شدیدا احساسی به شهرداری تهران رفتم ودر شورای راهبردی محیط زیست شهر تهران که با حضور آقای کرباسیان معاون شهردار وآقای حیدرزاده مشاور شهردار ورییس ستاد محیط زیست ومسولین مختلف شهرداری وسایر دستگاهها واستادان محیط زیست تشکیل شده بود شرکت کردم .

دستور اول جلسه برایم بسیار مهم بود این دستور درباره چگونگی اجرای مصوبه شورای شهر تهران درخصوص توجیه فنی واقتصادی و..وزیست محیطی تمام پروژهها بود .

آقای حیدرزاده وآقای جعفری نحوه اجرایی شدن را توضیح دادند ودوستان هم اظهار نظر کردند اما نظر بنده:

این برای اولین بار است که شورای شهر چنین تکلیف مهمی را کرده ونظر من بر این است که با وجود اینکه ۲ماه از سال تمام شده وباید ۶۰۰۰ میلیارد تومان اعتبار هزینه شود لازم است روند مناسب وقابل دستیابی اتخاذ شود .

در پیشنهاد شهرداری آمده بود  تمام طرحهایی که براساس مصوبه شورایعالی محیط زیست  باید ارزیابی شوند لازمست مسیر کامل را طی کنند وباقی طرحها باید دسته بندی شوند واولویتهای آنان برای ارزیابی وبررسی اثرات مشخص شود.

بنده گفتم : دسته بندی واولویتها باید سریعا مشخص و با نگاه زیست محیطی صورت پذیرد  بعضی از پروژهها ممکن است کم اهمیت تلقی شود ولی بسیار مهمند مانند سم پاشی فضای سبز ویا مبارزه با جانوران موذی ویا پاک سازی معابر از برف و...

بنظر بنده شهرداری لازمست افزون براین مباحث وبررسی موردی طرحها ، ارزیابی استراتژیک و نیز بررسی اثرات تجمعی را تهیه کند چراکه ممکن است پروژه ها به تنهایی قابل تایید باشند ولی اثرات تجمعی آنها قابل قبول نباشد 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:35  توسط سیدمحمد مجابی  |